جملات زیبای کتاب گزیده غزلیات شمس | طاقچه
تصویر جلد کتاب گزیده غزلیات شمس

بریده‌هایی از کتاب گزیده غزلیات شمس

۴٫۰
(۲)
آمده‌ام که تا به خود گوش‌کشان کشانمت بی‌دل و بی‌خودت کنم، در دل و جان نشانمت
علی ناصری مقدم
آنکه بی‌باده کند جان مرا مست کجاست؟
علی ناصری مقدم
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
علی ناصری مقدم
غایب مبادا صورتت یک دم ز پیش چشم ما!
علی ناصری مقدم
والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود آوارگیّ و کوه و بیابانم آرزوست
علی ناصری مقدم
ای می، بترم از تو، من باده‌ترم از تو پُرجوش‌ترم از تو، آهسته، که سرمستم
علی ناصری مقدم
یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم زیرا که تویی کارم، زیرا که تویی بارم
علی ناصری مقدم
درین خاک، درین خاک، در این مزرعهٔ پاک به جز مهر، به جز عشق دگر تخم نکاریم
علی ناصری مقدم
هر چند پَرستیدن بُت مایهٔ کُفر است ما کافر عشقیم گر این بت نپرستیم
علی ناصری مقدم
باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
علی ناصری مقدم
به فردا میفکن فراق و وصال که سرخیلِ امروز و فردا تویی
علی ناصری مقدم
زَهره ندارم که بگویم تو را: «بی‌منِ بیچاره کجا بوده‌ای؟»
علی ناصری مقدم
امروز توبه بشکنم، پرهیز را برهم زنم کان یوسف خوبان من از شهر کنعان می‌رسد
علی ناصری مقدم
هرگه ز تو بگریزم، با عشق تو بستیزم اندر سرم از شش سو سودای تو می‌آید
علی ناصری مقدم
با این‌همه آن رنج شما گنج شما باد افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
علی ناصری مقدم
بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد آزمودم دل خود را به هزاران شیوه هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد
علی ناصری مقدم
کدام دانه فرورفت در زمین که نرُست؟ چرا به دانهٔ انسانت این گمان باشد؟
علی ناصری مقدم
چو رازها طلبی در میان مستان رو
علی ناصری مقدم
بس کن و خاموش! مشو صد زبان چون‌که یکی گوش نیاورده‌اند
علی ناصری مقدم
تا که رسیدم بَرِ تو از همه بیزار شدم
علی ناصری مقدم
هیچ طبیبی ندهد بی‌مرضی حَبّ و دوا من همگی درد شوم تا که به درمان برسم
علی ناصری مقدم
اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم؟ اوست گرفته شهرِ دل، من به کجا سفر برم؟
علی ناصری مقدم
تو را هرکس به سوی خویش خواند تو را من جز به سوی تو نخوانم
علی ناصری مقدم
نیست مرا جز تو دوا، ای تو دوای دل من.
علی ناصری مقدم
ای خدا، این وصل را هجران مکن سرخوشانِ عشق را نالان مکن
علی ناصری مقدم
ای مطربِ دل، زان نغمهٔ خوش این مغزِ مرا پُرمشغله کن
علی ناصری مقدم
عشقی که آمد جُفتِ دل، شد بس ملول از گفتِ دل ای دل، خمُش! تا کَی بُود این جهد و استقصای تو؟
علی ناصری مقدم
چیست که هر دمی چنین می‌کَشَدم به سوی او؟
علی ناصری مقدم
در دو جهان بننگرد، آن‌که بدو تو بنگری
علی ناصری مقدم
مرو، مرو، چه سبب زود زود می‌بروی؟ بگو، بگو که چرا دیر دیر می‌آیی؟
علی ناصری مقدم

حجم

۶۴۵٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۹۲ صفحه

حجم

۶۴۵٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۹۲ صفحه

قیمت:
۱۶۵,۰۰۰
تومان