
صدیقه
۱۷۱
شخصیت امروزِ ما در بزرگسالی تا حدّ بسیار زیادی متأثر از رویدادهایی است که تا قبل از جشن تولد پانزدهسالگیمان رخ داده است.
صدیقه
۱۵۷
اعتمادبهنفس یک مهارت است، نه یک عطیهٔ الهی
صدیقه
۱۳۴
کسی در مسیر خودشناسی موفق عمل میکند که در پایان به این درک برسد که چقدر شناخت ما از خودمان کم است و احتمالاً چقدر در شناخت خود ناتوان هستیم.
دلداده سید علی
۸
- الان بابت چه چیزی مضطرب هستم؟
- الان بابت چه چیزی ناراحت هستم؟
- الان بابت چه چیزی هیجانزده هستم؟
ASMA
۸
برای کسی که به فقدان خویشتندوستی مبتلا است برقراری رابطهٔ عاشقانه تقریباً ناممکن است، زیرا برای اینکه فرد ظرفیت و لیاقت پذیرش عشق دیگری را داشته باشد باید قبل از آن بتواند خودش را دوست داشته باشد، و این علاقه به خویشتن میلی است که در طول سالیان و عمدتاً در دوران کودکی شکل میگیرد.
Bibliophile✨
۵
غم آدمی هیچوقت بیدلیل نیست؛ قضیه این است که ما به خودمان اجازه نمیدهیم که دلایل آن را احساس کنیم، زیرا گرفتار آواری از مفروضاتِ ناحقی هستیم که مدام درست و غلط [از نظر جامعه] را به ما گوشزد میکنند.
کاربر ۴۰۰۴۰۵۷
۴
آیا بهراحتی عذرخواهی میکنیم؟ اگر اندوختهٔ خویشتندوستی ما قابلتوجّه باشد، این حس را داریم که میتوانیم به اشتباه خود اقرار کنیم بدون اینکه عزت نفسمان دچار خدشه شود. اما اگر خویشتندوستی ما شکننده باشد، برایمان مقدور نیست که به گناه و اشتباه خود اعتراف کنیم؛ این اعتراف تهماندهٔ حرمت نفسمان را هم از بین خواهد برد. در نتیجه، زودرنج و گوشهگیر میشویم.
ASMA
۴
همچنین از اثرات روانشناسی این باور بوده که بلوغ یعنی تلاش مداوم برای تبدیل ناخودآگاه به خودآگاه؛ تا از این طریق بتوانیم خودمان را بشناسیم.
ASMA
۴
میزان علاقهٔ ما به خودمان بیش از هر چیز در مواجهه با تهدیدهایی مشخص میشود که از جانب دیگران احساس میکنیم. وقتی با یک غریبهای برخورد میکنیم که چیزهایی دارد که ما نداریم (شغل بهتر، یار/ همسر بهتر، و غیره)، اگر درجهٔ خویشتندوستی ما پایین باشد، بلافاصله احساس بیارزش بودن به ما دست میدهد. یا اگر درجهٔ خویشتندوستیِ ما قابلملاحظه باشد، از چیزی که داریم و اینی که هستیم احساس رضایت خواهیم کرد.
ASMA
۳
سطح خویشتندوستی ما تأثیر بسزایی در زندگی ما دارد. این احساس ممکن است ما را وسوسه کند که خیال کنیم هرچه بیشتر به خودمان سخت بگیریم، حتا اگر عذاب هم بکشیم، نتیجهاش به نفعمان خواهد بود. با تازیانههایی که به خودمان میزنیم ممکن است احساس کنیم که این شیوه ما را از خطرات آسانگیری و افراطکاری دور نگه میدارد. اما اگر این فقدان همدردی با خود مستمر شود خطراتی برابر، اگر نه بزرگتر، ما را تهدید خواهد کرد. یأس، افسردگی، و خودکشی خطرهای کوچکی نیستند.
احسان
۲
کسی در مسیر خودشناسی موفق عمل میکند که در پایان به این درک برسد که چقدر شناخت ما از خودمان کم است و احتمالاً چقدر در شناخت خود ناتوان هستیم.
MüsyoRahim
۱
در موفقیتها و شکستها یک خصلت نقش بسیار پررنگی بازی میکند: اعتمادبهنفس. بهواقع، بسیاری از دستاوردهای بزرگ و کامیابیهای سترگ، نه حاصل استعدادهای عالی یا دانش متعالی، که صرفاً محصول اعتمادی است که شخص به خودش دارد.
ASMA
۱
از دستاوردهای روانشناسیِ تلقین این تصوّر بوده که مغز شامل دو قسمت متمایز است: ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه؛ یک قسمت در دسترس مستقیمِ ماست و دیگری در سایه قرار دارد، که گاهی از طریق بروز علائم، دیدن رؤیا، لغزش زبان، و ایجاد اضطراب، آرزو، و ترس در وجودِ ما غافلگیرمان میکند.
ASMA
۱
پژوهش و یادگیری دربارهٔ ویژگیهای یک سیارهٔ دیگر برایمان از تلاش برای فهم اتفاقاتی که در لایههای مغز خودمان میافتد راحتتر است.
ASMA
۱
باز تأکید میکنیم که فعلاً قصد ما رفع و رجوع این مسائل نیست. اول از همه و مهمتر از همه میخواهیم واضح و روشن بدانیم چه چیزی ما را اذیت میکند. داریم به مشکلات خود اجازه میدهیم که ابراز وجود کنند.
ASMA
۱
حالا از خودتان بپرسید: اگر این اتفاق برای دوستتان میافتاد، چه توصیهای به او میکردید؟ چی به او میگفتید؟
ASMA
۱
خویشتندوستی محترمانه به معنای خودخواهی نیست، بلکه احساسی است حاکی از احترام شایسته به خودمان.
ASMA
۱
ما در عالمِ نظر میدانیم که صِرفِ یک سخنرانی، بررسی عملکرد، شکست عشقی، یا مشکل مالی لزوماً تهدیدی برای زیست ما نیست، اما از حیث تأثیری که بر روان ما میگذارد هر کدامشان یک خطر بزرگ محسوب میشود.
احسان
۱
پژوهش و یادگیری دربارهٔ ویژگیهای یک سیارهٔ دیگر برایمان از تلاش برای فهم اتفاقاتی که در لایههای مغز خودمان میافتد راحتتر است.
تپولی خواه
۱
پژوهش و یادگیری دربارهٔ ویژگیهای یک سیارهٔ دیگر برایمان از تلاش برای فهم اتفاقاتی که در لایههای مغز خودمان میافتد راحتتر است.
تپولی خواه
۱
بلوغ یعنی تلاش مداوم برای تبدیل ناخودآگاه به خودآگاه؛ تا از این طریق بتوانیم خودمان را بشناسیم.
تپولی خواه
۱
در طول مراقبه باید به تمام اضطرابهای خود فرصت ابرازِ وجود بدهیم، زیرا سهچهارم تشویشهای ما هیچ علّت بیرونی ندارند، بلکه چون به نگرانیهای خود وقت کافی جهت بررسی و درک آنها اختصاص ندادهایم به صورت تشویش درآمدهاند. تنها با گوش دادن به آنهاست که میتوانیم شدّت اضطراب خود را تخفیف دهیم
Bibliophile✨
۱
همهی ما یک کششِ درونی به رشد و پیشرفت داریم و، هر بار که نشانهای از آن میبینیم، هرچند مغلوط و درهم، باز یک تصویر بهتر از خودمان در ذهنمان شکل میگیرد.
Alireza.hd
۰
پژوهش و یادگیری دربارهٔ ویژگیهای یک سیارهٔ دیگر برایمان از تلاش برای فهم اتفاقاتی که در لایههای مغز خودمان میافتد راحتتر است.
Alireza.hd
۰
مراقبهٔ فلسفی برای زمانی از روز مناسب است که کار و تکلیف خاصی نداشته باشیم. مثلاً وقتی که روی تخت یا مبلْ تنهایی دراز کشیدهایم و قلم و دفترچه دم دستمان است. تمرین شامل سه پرسش جهتدار میشود:
- الان بابت چه چیزی مضطرب هستم؟
- الان بابت چه چیزی ناراحت هستم؟
- الان بابت چه چیزی هیجانزده هستم؟
Alireza.hd
۰
بهواقع، بسیاری از دستاوردهای بزرگ و کامیابیهای سترگ، نه حاصل استعدادهای عالی یا دانش متعالی، که صرفاً محصول اعتمادی است که شخص به خودش دارد
تپولی خواه
۰
مغز شامل دو قسمت متمایز است: ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه؛ یک قسمت در دسترس مستقیمِ ماست و دیگری در سایه قرار دارد، که گاهی از طریق بروز علائم، دیدن رؤیا، لغزش زبان، و ایجاد اضطراب، آرزو، و ترس در وجودِ ما غافلگیرمان میکند
تپولی خواه
۰
هنگام بررسی غمهای خود، بزرگ و کوچک، خوب است تصوّر کنیم میخواهیم آنها را با یک شخصیّت فوقالعاده مهربان و صبوری مطرح کنیم که به ما فرصت میدهد دلآزردگیها را با تمام جزئیات به خاطر آوریم؛ شخصیّتی که در حضورش آرامش کامل داریم، بدون اینکه مجبور باشیم نقاب بزرگسالی یا بیباکی به صورت بزنیم؛ کسی که به ما اجازه میدهد بدون ترس به بسیاری از چیزهایی که عامل ناراحتی ما بودهاند اقرار کنیم. موقع دروننگری باید با خودمان تا حدّ امکان با تسامح رفتار کنیم تا این گرایش معمول خود به سختگیری و اصرار به اینکه هیچ مشکلی وجود ندارد، در صورتی که دردِ درون مشتاقِ یک گوش شنواست، را تعدیل کنیم.
تپولی خواه
۰
میزان علاقهٔ ما به خودمان بیش از هر چیز در مواجهه با تهدیدهایی مشخص میشود که از جانب دیگران احساس میکنیم. وقتی با یک غریبهای برخورد میکنیم که چیزهایی دارد که ما نداریم (شغل بهتر، یار/ همسر بهتر، و غیره)، اگر درجهٔ خویشتندوستی ما پایین باشد، بلافاصله احساس بیارزش بودن به ما دست میدهد. یا اگر درجهٔ خویشتندوستیِ ما قابلملاحظه باشد، از چیزی که داریم و اینی که هستیم احساس رضایت خواهیم کرد.
تپولی خواه
۰
وقتی در قبال یار / همسر خود خطایی مرتکب میشویم، آیا بهراحتی عذرخواهی میکنیم؟ اگر اندوختهٔ خویشتندوستی ما قابلتوجّه باشد، این حس را داریم که میتوانیم به اشتباه خود اقرار کنیم بدون اینکه عزت نفسمان دچار خدشه شود. اما اگر خویشتندوستی ما شکننده باشد، برایمان مقدور نیست که به گناه و اشتباه خود اعتراف کنیم؛ این اعتراف تهماندهٔ حرمت نفسمان را هم از بین خواهد برد. در نتیجه، زودرنج و گوشهگیر میشویم.