تراژدی یونان مالامال است از سؤالها و مسائلی از این دست: انسان مجاز به دانستن چیست؟ در جهانی که بر آن بخت حکمفرماست از انسان انتظار چه عملی میرود؟ از آیندهای که بر او پوشیده است انسان انتظار چه باید بکشد؟ ما، در مقام انسان، چه باید بکنیم تا در محدوده انسانیت باقی بمانیم؟ آنچه سرایندگان این تراژدیها در پاسخ به این سؤالها از اشاره به آن خسته نمیشدند یک کلمه بود: فرونئین. ارسطو شاید به دلیل تعلق بیشترش از افلاطون به این سنت تراژدی است که سؤالها و مسائلی از این دست را جدیتر میگیرد (Abenque, ۱۹۶۳: ۳۰).