
بلاتریکس لسترنج
۶۳
هیچ کشوری جنگ رو شروع نمیکنه، مگه اینکه قطعاً مطمئن باشه که خدا باهاشه.»
بلاتریکس لسترنج
۲۹
هیچ کشوری جنگ رو شروع نمیکنه، مگه اینکه قطعاً مطمئن باشه که خدا باهاشه.»
ن. عادل
۲۶
گفت، بدون عشق ما هم چیزی مثل دایناسور هستیم.
فرمولی ساخته بود ـ اینطوری بود:
عشق به علاوهٔ شیفتگی مساوی تخیل است.
عشق به علاوهٔ تخیل مساوی خلاقیت است.
عشق به علاوهٔ خلاقیت مساوی زندگی است.
عشق به علاوهٔ زندگی مساوی زمان است.
عشق به علاوهٔ زمان مساوی مرگ است.
ن. عادل
۲۰
عشق به علاوهٔ زندگی مساوی زمان است.
عشق به علاوهٔ زمان مساوی مرگ است.
سمانه انصاف جو
۳
این احساسی که اسمش عشق است. در زمان پیچیده شده، با سالها اندازهگیری میشود. هرچه بیشتر انسانها را میبینم، عشق پیچیدهتر میشود. مبادلهٔ کالا نیست. قیمت ندارد، ارتباط ساده بین موجودات نیست. عشق عمیقتر است، رشتههایش به خوبی و بدی وجود انسانها میرسد.
سمانه انصاف جو
۱
اگر الکس در پارکینگ اسمم را صدا نزده بود احتمالاً سوار قطار میشدم و به خانه میرفتم ـ مسیر طینشده میماند. به اندازهٔ کافی وقت داشتهام که فکر کنم چقدر فرق میکرد. راهها همینطوری هستند: به مسیری برمیخوری، تصمیم میگیری که از کدام طرف بروی، و میدانی دیگر هرگز آن یکی را پیدا نخواهی کرد.
rozhin
۱
کاش همهچیز مثل قبل میشد.
rozhin
۰
اگر دوست داری قضاوتم کن، از من متنفر باش، باور کن که نابخشودنی هستم. اولین نفر نیستی. یک عمر است همینطوری گذشته. فرقی نمیکند
rozhin
۰
نظر من این دنیا هیچ واقعیتی ندارد. به همین خاطر است که حال همهمان خراب است.
rozhin
۰
هیچ کشوری جنگ رو شروع نمیکنه، مگه اینکه قطعاً مطمئن باشه که خدا باهاشه
rozhin
۰
«به گمونت همهاش خیالی بود، نه؟ یعنی، فکرش رو بکن. نمیشه درست باشه، میشه؟»
«نه، مگه اینکه مواد زده باشیم، که نزدیم
rozhin
۰
یک دروغ، دو دروغ، سه دروغ، و واقعیت تکه تکه خواهد شد
rozhin
۰
بدون عشق ما هم چیزی مثل دایناسور هستیم.
rozhin
۰
هیچچیزی بدون زمان وجود ندارد
rozhin
۰
از کجا بدانیم آدم خوب کیست و آدم بد که؟
rozhin
۰
نمیخواهم بخوابم. به اندازهٔ ابدیت وقت دارم که از خواب لذت ببرم.
rozhin
۰
به یاد آوردن این همه اندوه چه فایدهای دارد؟
rozhin
۰
وقتی اتفاقی چنین تکاندهنده رخ میدهد، اتفاقی که زندگی خیلیها را تحت تأثیر قرار میدهد، همه باید حق داشته باشند که حقیقت خودشان را تعریف کنند. الماس به خاطر بریدگیها و شکستهایش درخشان میشود.
کاربر ۵۰۷۳۵۴۰
۰
بکی لاغر بود، با موهای تیرهٔ پوش داده که در دو طرف صورتش ریخته بود. هیچوقت پردهها را کنار نمیزد که بیرون را تماشا کند. اسمش را گذاشته بودیم دفترچهٔ خاطرات. دوستی نداشت
magical;
۰
عشق قدرتمندترین نیروی نژاد بشر است. همین ما را از دیگر انواع موجودات برجسته میکند و دلیل بقایمان همین است. گفت، بدون عشق ما هم چیزی مثل دایناسور هستیم.