
٪۳۰
کاربر ۸۹۰۹۷۰۱
۱۵
عبداللّه بن حارث زبیدی میگوید: «کسی را ندیدم که بیش از رسولاللّه(ص) لبخند زند.»
Elham
۱۰
کسی که زنی بگیرد و در اندیشهاش قصد پرداخت مهریه نداشته باشد، هنگام مرگ به سانِ زناکاران میمیرد.(۲۱۶)
Elham
۵
کسی که به زنی زیان رسانَد تا بدان جا که زن گوید: «مهرم حلال، جانم آزاد»، پروردگار برای آن مرد به مجازاتی کمتر از آتش دوزخ راضی نخواهد شد.(۲۱۷)
زهرا جاویدی
۴
انس گفته است: آفریدگار هر پیامبری فرستاد گلچهره بود و... پیامبر شما (حضرت محمد(ص)) خوشچهرهترین آنان بود.
زهرا جاویدی
۴
مسافرت کنید که اگر ثروتی فرا چنگ نیاورید، اندیشه (و تجربه) میاندوزید
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۴
سه روز در ماه روزه میگرفت: اولین و آخرین پنجشنبهٔ هر ماه و چهارشنبهٔ نیمهٔ هر ماه.
تمامی ماه شعبان را روزه میگرفت.(۱۹)
چون رمضان فرا میرسید، رنگ چهرهاش دگرگون میگشت (۲۰) و نماز و نیایش بیشتر او میشد.(۲۱)
دههٔ آخر رمضان، بستر خود را جمع میکرد (۲۲) (تا بیشتر به عبادت بپردازد).
در شب بیست و سوم رمضان، افراد خانواده را (برای شب زندهداری) بیدار میکرد و (با مهربانی) بر چهرهٔ خفتگان آب میپاشید.
سپیده دم اندیشه
۴
آن که شهرت دارد، پیوسته در رنج است؛ و انسانِ گمنام آسوده زندگی میکند.
سپیده دم اندیشه
۴
سزاوار است در دینباور هشت ویژگی باشد:
آرامش در آشوبها؛ شکیبایی در ناگواریها؛ سپاسگزاری در آسایش؛ قناعت به آنچه خدای والا روزیاش کرده؛ ستم نکردن بر دشمنان؛ تحمیل نکردن بر دوستان؛ پیکرش از او در رنج و مردم از وی در آسایش باشند.
زهرا جاویدی
۳
امام علی؟ ع؟ میفرماید: پیامبر فرمود: «کسی که سفر میرود و با خود چوبی از درخت بادام تلخ دارد و آیات بیست و دوم تا پایان بیست و هشتم سورهٔ «قصص» را بخواند، پروردگار او را از خطر هر درنده و دزد متجاوز و هر حیوان سَمدار حفظ میکند تا به خانه و خانوادهاش (سالم) برگردد.(۲۶۱)
ابی
۳
دهانهای شما، راهی از راههای (گفتوگو با) پروردگار است؛ پس محبوبترین دهان نزد آفریدگار، خوشبوترین دهان است؛ پس تا میتوانید دهانهایتان را خوشبو کنید. (۹۴
سپیده دم اندیشه
۳
در اسلام مستحب است تا ستمگران جنگ را آغاز نکردهاند، سپاه اسلام آن را شروع نکند
زهرا جاویدی
۲
ما را از شبِ جهل به سپیدهٔ دانایی مهمان کن
ابی
۲
هر چقدر میتوانید پاکیزه باشید؛ زیرا یزدان، اسلام را بر پاکیزگی بنیان نهاد و جز انسانهای پاکیزه، کسی به بهشت نمیرود
کاربر ۷۲۱۵۸۳۷
۲
اگر جایی از بدنش از زیرِ لباس نمودار میشد، از سپیدی میدرخشید.
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۲
همواره میفرمود: ای مردم! مرا برتر از مرتبهام ندانید؛ پروردگار پیش از آن که مرا پیامبر قرار دهد، بنده ساخته است
سپیده دم اندیشه
۲
برترین جهاد، گفتن سخن حق در برابر پادشاه ستمگر است.
سپیده دم اندیشه
۲
به آنهایی که در زمیناند رحم کنید تا آن که در آسمان است به شما رحم کند.
سپیده دم اندیشه
۲
مؤمن، خوشرو و بذلهگوست؛ و منافق، تُرشرو و خشمگین.
ابی
۱
چون راه میرفت، به این طرف و آن طرف نگاه نمیکرد
کاربر ۷۲۱۵۸۳۷
۱
(چه بسا به خاطر شبزندهداری) در سفیدی چشمانش اندکی سرخی دیده میشد
سپیده دم اندیشه
۱
هشت نفرند که اگر به آنان توهین شود، تنها خویش را سرزنش کنند:
کسی که بیدعوت بر سر سفرهای نشیند؛
مهمانی که به میزبان دستور دهد؛
فردی که از دشمنش امید خیرخواهی دارد؛
کسی که از فرومایگان بخشش طلبد؛
شخصی که در راز دو نفری که او را نمیپذیرند خود را دخالت دهد؛
...
آن کس که در مجلسی بنشیند که مناسب او نیست؛
و فردی که برای کسی که گوش فرا نمیدارد، حرف میزند.
سپیده دم اندیشه
۱
سخن حق را از هر که شنیدی بپذیر، گرچه دشمن بیگانه باشد؛ و ناحق را از هر کس شنیدی نپذیر، گرچه دوست نزدیک (ات) باشد.
سپیده دم اندیشه
۱
مؤمن هرگاه حرفهای نداشته باشد، از راه دینش نان میخورد
سپیده دم اندیشه
۱
هر کسی که برای امت من یک شب آرزوی گرانی کند، خداوند چهل سال عبادت او را باطل میکند.
سپیده دم اندیشه
۱
از پروردگار خواستم که حساب امت مرا (در رستاخیز) به من واگذارد تا پیش امتهای دیگر رسوا نشوند؛ اما آفریدگار والا بر من چنین وحی فرستاد: ای محمد! خودم به حسابشان رسیدگی میکنم تا اگر لغزشی از آنان سرزده، از تو پوشیده دارم که نزد تو نیز رسوا نشوند!
ابی
۰
اگر به هر دلیلی نمیخواست غذایی را بخورد، از آن عیبجویی نمیکرد.
ابی
۰
در سفرها، هرگاه در محلی فرود میآمد، تا دو رکعت نماز در آن جا نمیخوانْد، کوچ نمیکرد.
ابی
۰
در سفر، ظرف آبخوری (ویژهٔ خود را) همراه میبرد.
ابی
۰
اَنَس میگوید: ده سال خدمتش را کردم؛ نه هرگز دشنامم داد و نه کتکم زد؛ نه مرا از خود رانْد و نه به رویم اخم کرد. گاه در کاری که دستور فرموده بود سستی میکردم، سرزنشم نمیکرد و اگر کسی از خاندانش نکوهشم میکرد، میفرمود: رهایش کنید. اگر میتوانست انجام میداد.
ابی
۰
میفرمود: (شب معراج) وارد بهشت شدم، صاحب سگی را دیدم که حیوان را سیراب کرده بود.(۳۲)
زن بدکارهای را بخشیدند؛ زیرا از کنار سگی گذشت که کنار چاه آب (کمعمقی) از تشنگی لهله میزد. سگ، در آستانهٔ مردن بود. زن کفش را درآورد و آن را به روسریاش بست و با آن آب از چاه برآورْد (و به سگ داد) و به خاطر همین بخشیده شد.(۳۳)
هرگز عضوهای جانداری را نبُرید؛ گرچه آن حیوان، سگی درنده باشد.(۳۴)
