در تبت توانگران سالی یک روز دست از توانمندی خود میکشند و آنگاه هر زیردستی میتواند سخنش را بگوید. اگر رهرو بزرگی در درازای سال خشن بوده است، به وی گفته میشود و اگر سرزنش به جا باشد، زیردست هیچ زیانی نمیبیند. این روشی است که خوب کار میکند و کمتر بدبکار گرفته میشود. این روش مفهومی از داد را در برابر توانگران فراهم میآورد و به ردههای پایینتر احساس آن را میبخشد که روی هم رفته، آنها هم میتوانند گفتنیهای خود را بگویند.
Mohamad
بنابر افسانههای ما، در گذشتههای بسیار دور، مردان و زنان، همگی، میتوانستند از چشم سوم بهره گیرند. آن روزها خدایان بر روی زمین راه میرفتند و با انسانها میآمیختند. گونهٔ انسان فراموش کرد که خدایان بسی بهتر از او میبینند. پس، پندار جانشینی خدایان به سرش افتاد و کوشید آنان را از بین ببرد. برای گوشمالی، چشم سوم انسان بسته شد. در درازای نسلها از زندگی بشر تنها شمار اندکی از مردم با توانایی روشنبینی زاده شدهاند
Mohamad
چرخ برای شتاب کردن و آنچه که تمدن نامیده میشود، ساخته شده است. دیری است که ما دریافتهایم با شتاب در زندگی بازرگانی، زمانی برای اندیشهگری نمیماند. زندگی این جهانی ما با آهنگی آهسته و بیشتاب پیش رفته بود که دانش درونیمان بتواند ببالد و پیش رود
Mohamad
زندگی روی زمین، چیزی نیست مگر یک پندار، یک آموزشگاه و یک آزمایشگاه. دانش ااین که انسانها با کسانی که گرفتار درد و تیره بختیاند چگونه رفتار میکنند،
Mohamad