
Reyhane
۰
مادر سوفی لبخند زد و سرش را تکان داد. گفت: «هیچ چیز! میخوام مثل سوفی این رو بدم به خیریهٔ هایلی!»
Reyhane
۰
سوفی گفت: «چون میخواستم اون ۵۰ دلار رو بدم به تو. برای کارهای خیریهتون.»
zeynab
۰
پول گرفتن حس خوبی داشت اما پول دادن هم حس خوبی داشت.
