جملات زیبای کتاب تسلی بخشی های فلسفه | طاقچه
تصویر جلد کتاب تسلی بخشی های فلسفه

کتاب تسلی بخشی های فلسفه

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۱۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
آلن دوباتن، صدیقه اوشنی
Pendar Ghorbani
۴۷
اگر هیچ امید و انتظاری از جهان هستی نداشته باشیم، دیگر دچار خشم و عصبانیت نخواهیم شد.
Pendar Ghorbani
۴۴
«بهتر است انسان‌ها را همان‌گونه که هستند بپذیریم، نه آن‌که آنها را آن‌گونه که نیستند تصور کنیم.»
Pendar Ghorbani
۲۳
یک عقیده، زمانی درست است که نتوان آن را ابطال کرد. در غیر این صورت، حتی اگر تعداد زیادی از افراد جامعه به آن باور داشته باشند و حتی اگر آنها افراد مهمی باشند، این عقیده حتماً نادرست است و ما حق داریم به‌درستی آن شک کنیم.
Pendar Ghorbani
۱۷
دیگران ممکن است اشتباه کنند، حتی وقتی صاحب جایگاه مهمی هستند، حتی وقتی از باورهایی دفاع می‌کنند که اکثریت مردم قرن‌ها به آن پایبند بوده‌اند.
Pendar Ghorbani
۱۳
همسرش زانتیپی به‌شدت تندمزاج و بداخلاق بود (وقتی از سقراط می‌پرسیدند چرا با او ازدواج کرده، پاسخ می‌داد پرورش‌دهندگان اسب باید لجوج‌ترین و افسارگسیخته‌ترین اسب‌ها را تحت کنترل خود درآورند).
Ahmad
۱۱
«بزرگ‌ترین لذت برای ما این است که مورد تحسین و ستایش دیگران قرار بگیریم، اما تحسین‌کنندگان حتی اگر دلیل محکمی هم داشته باشند، چندان مایل نیستند که تحسینشان را ابراز کنند. بنابراین، خوشبخت‌ترین انسان‌ها کسی است که می‌تواند صادقانه خودش را تحسین کند و مهم نیست که چگونه این کار را می‌کند».
م.علیزاده
۸
ارزش و اعتبار یک عقیده یا عمل، بر اساس پذیرش دیگران یا نفرت و بدگویی آنان تعیین نمی‌شود، بلکه پیروی آن از اصول و قواعد منطقی است که اهمیت آن را نشان خواهد داد. محکوم شدن یک استدلال توسط اکثریت افراد جامعه، دلیلی بر اشتباه بودن آن نیست و مواجهه با مخالفت‌ها و اعتراضات قهرمان‌مآبانه نیز، درستی آن را اثبات نمی‌کند.
Ahmad
۷
اگر ما نمی‌توانیم این‌گونه خویشتن‌دار و خونسرد باشیم، اگر بعد از شنیدن چند کلمه تند و خشن راجع به شخصیت خود یا دستاوردهایمان به گریه می‌افتیم، شاید بدان دلیل است که تأیید و خشنودی دیگران، بخش مهمی از قابلیت و توانایی ما برای باور به اینکه حق با ماست را تشکیل می‌دهد. ما تصور می‌کنیم که محبوب نبودن را نباید به خاطر دلایل عملی یا پیشرفت و بقا مورد توجه قرار داد، بلکه اعتقاد داریم مورد تمسخر قرار گرفتن از سوی دیگران، نشانه واضحی از گمراه بودن ماست.
Navid Mojir
۶
انسان باید به عقاید نیکو و درست احترام بگذارد، نه عقاید نادرست
Pendar Ghorbani
۵
در مورد استعدادهای ذاتی و مادرزادی سخن نگویید! می‌توان انسان‌های بزرگی را نام برد که چندان هم بااستعداد نبوده‌اند.
Navid Mojir
۵
ما وجود نداریم مگر آن‌که کسی باشد که بتواند وجود ما را ببیند؛ آنچه می‌گوییم معنایی ندارد مگر آن‌که کسی بتواند آن را درک کند؛
احسان رضاپور
۵
اگر ما نمی‌توانیم این‌گونه خویشتن‌دار و خونسرد باشیم، اگر بعد از شنیدن چند کلمه تند و خشن راجع به شخصیت خود یا دستاوردهایمان به گریه می‌افتیم، شاید بدان دلیل است که تأیید و خشنودی دیگران، بخش مهمی از قابلیت و توانایی ما برای باور به اینکه حق با ماست را تشکیل می‌دهد. ما تصور می‌کنیم که محبوب نبودن را نباید به خاطر دلایل عملی یا پیشرفت و بقا مورد توجه قرار داد، بلکه اعتقاد داریم مورد تمسخر قرار گرفتن از سوی دیگران، نشانه واضحی از گمراه بودن ماست.
Pendar Ghorbani
۴
شادترین و خوشبخت‌ترین زندگی از آنِ کسانی است که تفکر نمی‌کنند.
Navid Mojir
۴
به‌محض آن‌که به‌طور منطقی و عقلانی فکر کنیم اگر خواسته‌هایمان برآورده نشوند چه اتفاقی رخ خواهد داد، به‌طورقطع خواهیم دانست که مشکلاتمان بسیار بی‌اهمیت‌تر از اضطراب‌هایی هستند که پدید می‌آورند.
Navid Mojir
۴
حقیقت آن است که اگر انسان‌ها در مقابل شکست‌ها و ناکامی‌ها تسلیم می‌شدند و آنها را می‌پذیرفتند، دستاوردهای بشری بسیار محدود و اندک بود.
Ahmad
۴
هیچ‌چیز نباید دور از انتظار ما باشد. ذهن ما باید از قبل، انتظار تمام مشکلات را داشته باشد و نه تنها باید اتفاقاتی که عادت شده را در نظر بگیریم، بلکه باید به آنچه می‌تواند رخ دهد نیز فکر کنیم
Pendar Ghorbani
۳
سقراط راه خروج از دو توهم قدرتمند را به ما نشان داده است: اینکه یا باید همیشه به دستوراتی از سوی افکار عمومی صادر می‌شود، گوش کنیم یا هرگز به آنها توجهی نشان ندهیم. اگر بخواهیم سقراط را سرلوحه خود قرار دهیم، باید بگوییم درصورتی‌که همیشه به ندای عقل و منطق خود گوش فرا دهیم، بهترین پاداش را دریافت خواهیم کرد.
Ahmad
۳
به نظر می‌رسد ما مبتلا به گرایش مخالف هستیم: به حرف همه گوش می‌دهیم و از هرگونه حرف ناخوشایند یا نظر طعنه‌آمیزی برآشفته می‌شویم، اما هیچ‌گاه این سؤال اساسی و تسلی‌بخش را از خودمان نمی‌پرسیم: این انتقاد شرارت‌بار و طعنه‌آمیز بر چه اساس صورت گرفته است؟ مخالفت‌های منتقدانی که بر اساس دقت و صداقت و تفکر صورت می‌گیرد، به اندازه انتقادهایی که حاصل مردم‌ستیزی و حسادت است، برای ما جدی و مهم هستند. باید زمانی را به اندیشیدن و تفکر درباره علت انتقادها اختصاص دهیم. همان‌طور که سقراط به این حقیقت پی برده بود، تفکر در پایه و اساس آن، هرچقدر هم که با دقت تغییر یافته باشد، ممکن است کاملاً اشتباه و خطا باشد. ممکن است منتقدان ما تحت تأثیر احساسات زودگذر و با تفکر ناشیانه به این نتایج دست یافته باشند. ممکن است بر اساس انگیزه‌های ناگهانی و تعصب، به مخالفت با ما برخاسته یا از مقام و موقعیت خود برای پوشاندن خطاهای خود استفاده کرده باشند. ممکن است اندیشه‌هایشان را مانند سفالگران ناپخته و نابلد شکل داده باشند.
کاربر ۱۹۷۴۲۰۶
۳
شاید برخی موضوعات، تاریخ انقضا داشته باشند،
احسان رضاپور
۳
همان‌طور که پزشکی اگر نتواند دردهای جسمانی را درمان کند، هیچ منفعتی ندارد؛ فلسفه نیز اگر نتواند درد و رنج‌های ذهنی را برطرف نماید، بی‌فایده خواهد بود.
احسان رضاپور
۳
اپیکور چنین می‌گفت: از بین تمام چیزهایی که خِرد و دانش برای یک زندگی سرشار از خوشبختی در تمام عمر برای فرد به همراه می‌آورد، بزرگ‌ترین آنها داشتن دوستان خوب است.
Pendar Ghorbani
۲
ما هرگز پیش از فرارسیدن مصیبت‌ها منتظر آنها نیستیم... تشییع‌جنازه‌های زیادی را از مقابل خانه‌هایمان شاهد هستیم، ولی ما هرگز به مرگ فکر نمی‌کنیم. مرگ‌های نابهنگام زیادی را می‌بینیم، ولی باوجود این، برای فرزندان خود برنامه‌ریزی می‌کنیم: چگونه ردای توگا را بر تن می‌کنند، در ارتش خدمت می‌کنند و وارث ثروت و اموال پدرانشان می‌شوند. کودکان ممکن است زنده بمانند، اما بسیار ساده‌لوحانه است اگر تصور کنیم که زنده ماندن آنها تا بلوغ یا حتی تا زمان صرف شام، تضمین‌شده است: هیچ تضمینی برای امشب به شما نداده‌اند؛ نه، مهلت زیادی اعلام کردم ـ هیچ تضمینی حتی برای همین ساعت به شما نداده‌اند.
Ahmad
۲
ارزش‌های اپیکوری: بشریت دائماً قربانی رنج و عذابی پوچ و بی‌حاصل است و به دلیل عجز و ناتوانی در درک محدودیت‌های کسب ثروت و شیوه دستیابی به لذت واقعی، زندگی را در اضطراب و نگرانی بیهوده سپری می‌کند. اما در همان حال: همین نارضایتی است که زندگی را مدام به پیش می‌برد، به سوی دریاهای پهناور... می‌توانیم پاسخ اپیکور را تصور کنیم. هرچقدر هم که جرأت و جسارت ما در فتح دریاهای پهناور، چشمگیر و قابل‌ملاحظه باشد، تنها راه ارزیابی ارزش و اهمیت آن‌بر اساس لذتی است که ایجاد می‌کند: ما با کمک گرفتن از احساس به‌عنوان یک معیار استاندارد برای قضاوت درباره تمام خوبی‌ها، به لذت متوسل می‌شویم. اپیکور معتقد بود از آنجاکه افزایش ثروت جوامع نمی‌تواند متضمن افزایش خوشبختی باشد، پس خوشبختی ما وابسته به نیازها و خواسته‌هایی نیست که با چیزهای گران‌قیمت برآورده می‌شوند.
Ahmad
۲
ما باید خودمان را با نقص‌های اجتناب‌ناپذیر هستی سازگار کنیم: آیا عجیب است که افراد تبهکار، کارهای شرورانه انجام دهند، یا دور از انتظار است که دشمنتان به شما آسیب بزند، یا دوستتان شما را بیازارد، یا فرزندتان دچار خطا و لغزش شود یا رفتاری ناپسند از خدمتکارتان سر بزند؟ اگر هیچ امید و انتظاری از جهان هستی نداشته باشیم، دیگر دچار خشم و عصبانیت نخواهیم شد.
Ahmad
۲
برای آن‌که بدانید انسان‌ها چقدر به مرگ و نیستی نزدیک هستند، کافی است مچ دستتان را بگیرید و برای چند لحظه به ضربان نبض و جریان خون در رگ‌های ظریف و سبزرنگ خود دقت کنید: انسان چیست؟ ظرفی که با کوچک‌ترین تکان و آرام‌ترین ضربه خواهد شکست... یک بدن ضعیف و شکننده، برهنه، بی‌دفاع در حالت طبیعی خود، متکی به کمک دیگران که در معرض تمام فلاکت‌ها و مصیبت‌های فورتوناست.
کاربر ۱۹۷۴۲۰۶
۲
نباید نگران این مسئله باشیم که عامه مردم درباره ما چه می‌گویند، بلکه باید ببینیم آن شخص باصلاحیت در رابطه با داشتن یا نداشتن حقانیت چه نظری دارد.
کاربر ۱۱۸۹۶۲۱
۲
اپیکور چنین می‌گفت: از بین تمام چیزهایی که خِرد و دانش برای یک زندگی سرشار از خوشبختی در تمام عمر برای فرد به همراه می‌آورد، بزرگ‌ترین آنها داشتن دوستان خوب است. دلبستگی و علاقهٔ اپیکور به دوستان همدل و دارای سلایق مشترک چنان بود که توصیه می‌کرد انسان نباید هرگز در تنهایی غذا بخورد: پیش از آن‌که چیزی بخورید یا بیاشامید، با دقت به این مسئله توجه کنید که با چه کسانی می‌خورید یا می‌آشامید، نه آن‌که چه چیزی می‌خورید؛ چراکه غذا خوردن بدون همراهی یک دوست، مانند زندگی شیر یا گرگ است.
کاربر ۱۱۸۹۶۲۱
۲
ما وجود نداریم مگر آن‌که کسی باشد که بتواند وجود ما را ببیند؛ آنچه می‌گوییم معنایی ندارد مگر آن‌که کسی بتواند آن را درک کند؛ در واقع وقتی در حلقهٔ دوستان هستیم، همواره هویت خود را تصدیق می‌کنیم؛ دانش و مراقبت آن‌ها، به ما قدرت می‌دهد تا از سستی و بی‌حالی دور شویم.
احسان رضاپور
۲
بعید است زمانی برسد که ثروت کسی را بیچاره کند، اما اصل مهم و اساسی در استدلال اپیکور این است که اگر مال و ثروت داشته باشیم، ولی از وجود دوستان، آزادی و زندگی همراه با تفکر و اندیشه برخوردار نباشیم، هرگز نمی‌توانیم خوشبختی واقعی را درک کنیم و اگر تمام این‌ها را داشته باشیم، اما از مال و ثروت بی‌بهره باشیم، هرگز بدبخت نخواهیم بود.
Pendar Ghorbani
۱
ممکن است در ویلا اوقات خوشی نداشته باشم اگر برای مثال تنها و منزوی باشم. ممکن است در یک چادر ساده هم خوشبخت باشم اگر برای مثال کسی که دوستش دارم و مرا درک می‌کند و به من احترام می‌گذارد در کنارم باشد.