
بریدههایی از کتاب مدل های ذهنی برتر؛ مفاهیم تفکر کل نگر
۳٫۸
(۱۰)
در یکی دیگر از شرایط بحرانی، در سال ۱۹۸۹ ببرهای بنگال حدود شصت نفر از ساکنان روستای دلتای گنگ هندوستان را کشتند. انگار هیچ سلاحی برای مقابله با ببرها کارساز نبود، حتی نصب مترسکهایی که با سیمهای برق پوشانده شده بود هم نمیتوانست ببرها را بترساند و از روستا دور کند.
بعد از مدتی، یکی از دانشآموزان باشگاه علمی کلکته متوجه شد که ببرها فقط زمانی حملهور میشوند که فکر میکنند کسی آنها را نمیبیند و یادآوری کرد که طرحهای روی بدن برخی از گونههای پروانهها، سوسکها و کرمهای ابریشم شبیه چشمهای درشتی است که ظاهراً هدف از آنها، فریب شکارچیان و القای این فکر است که طعمه دارد آنها را نگاه میکند. درنتیجه، نقابهایی شبیه صورت انسان ساختند و پشتسرشان قرار دادند. جالب است که تا سه سال بعد از آن، ببرها به هیچیک از افرادی که نقاب میزدند حمله نکردند؛ همهٔ افرادی که در آن دوره طعمهٔ ببرها شدند یا اصلاً نقاب نزده بودند یا موقع کار نقابشان را برداشته بودند.
Anahita
تا زمانی که در حالت دفاعی باشیم، دیدن فرصتها و استفاده از آنها سختتر میشود، چون اولویت ما محافظت از خودمان است و همین اولویتبندی باعث میشود دید ما کاهش یافته و بهجای توجه به تصویر بزرگتر، روی مقابله با تهدیدات تمرکز کنیم.
Anahita
«هوش زمانی درجه یک و ناب است که بتواند همزمان دو ایدهٔ متضاد را در خود نگه دارد و همچنان کارایی خود را حفظ کند. مثلاً بااینکه میداند شرایط، ناامیدکننده است باید بتواند قاطعانه برای تغییر شرایط تلاش کند.»
اف اسکات فیتزجرالد
Anahita
«علم فراتر از یک پیکرهٔ دانشی است. علم روش اندیشیدن است.»
کارل سِیگن
Anahita
«شاید میلیونها روش وجود داشته باشد، اما تعداد اصول کم است. کسی که اصول را بفهمد میتواند روش مناسب خود را درست انتخاب کند، اما کسیکه بدون توجه به اصول، روش را انتخاب کند، قطعاً با مشکل روبهرو میشود.»
هرینگتون امرسون
Anahita
اعتمادسازی برای موفقیت در آینده
اعتماد درنتیجهٔ تعاملات متعدد به وجود میآید. به همین دلیل است که تفکر مرتبهٔ دوم از ارزش بسیار بالایی برخوردار است. اولویت دادن به دستاوردهای آنی در تعامل با افراد تقریباً همیشه باعث میشود تعاملها ادامهدار نباشد، مگر اینکه تعامل دو سر برد باشد. به حداکثر رساندن مزایا چیزی است که با گذشت زمان اتفاق میافتد. بنابراین توجه به آثارِ آثاری که کارهای ما بر دیگران یا بر اعتبار خودمان میگذارد در جلب اعتماد دیگران و بهرهمندی از مزایای همکاری توأم با آنها، بسیار حیاتی است.
Anahita
اما تکنیک «پنج چرا» ریشه در رفتار کودکان دارد. اندیشهٔ کودک ذاتاً مبتنی بر اصول اولیه است. بچهها هم مثل ما میخواهند بفهمند در دنیا چه خبر است. پس برای اینکه مسائل را بهتر ببینند بهطور شهودی وارد بازیای میشوند که برای شناسایی اصول اولیه بسیار مفید است، اما بعضی از بزرگترها از آن هراس دارند: بچهها مدام میپرسند: «چرا؟»
هدف تکنیک پنج چرا، رسیدن به پاسخی برای پرسشهای «چه» یا «چگونه» است. این روش به دروننگری نمیپردازد، یعنی در این روش از خودمان نمیپرسیم: «چرا چنین احساسی دارم؟» روش پنج چرا با بررسی نظاممند و دقیق یک عبارت یا مفهوم، به فرد کمک میکند تا دانش قابلاعتماد را از فرض تمیز دهد.
poyan
کنفوسیوس: «انسانی که یک بار اشتباهی را مرتکب شود، اگر آن را اصلاح نکند باز اشتباه دیگری را مرتکب شده است.»
MR seyfi
کلید درک بهتر دنیا، ایجاد شبکهای بههمپیوسته از مدلهای ذهنی است.
neda
وقتی پای فهمیدن واقعیت پیش میآید، خود ما دشمن سرسختمان است.
ویماند
توصیف یک چیز با خود آن چیز متفاوت است.
ویماند
«اندک آموختن، چیز خطرناکی است؛
از چشمهٔ دانش سیر بنوشید و به مزهمزه اکتفا نکنید،
که کمنوشیدنش ذهن را سرمست میکند
و پرنوشیدنش هشیار.»
ویماند
«برتری واقعی بهمعنای جنگیدن و پیروز شدن در نبرد نیست؛ برتری واقعی یعنی اینکه بتوانید بدون جنگ بر مقاومت دشمن غلبه کنید.»
ویماند
برای اینکه بتوانیم دوراندیش باشیم باید بتوانیم فراتر از نقشهها فکر کنیم.
کاربر ۷۴۵۰۸۳۳
اگر اصول را بدانید میتوانید تاکتیکها را تغییر دهید.
کاربر ۷۴۵۰۸۳۳
زمانی که نقطهٔ شروع ما، این نگاه باشد که وضع فعلی چیزها شاید مطلوبترین وضع نباشد، خود را در چهارچوب ذهنی مناسبی قرار میدهیم که بهکمک آن میتوان اصول اولیه را شناسایی کرد. قدرت واقعی تفکر مبتنی بر اصول اولیه این است که ضمن دور کردن ما از تغییرهای تصادفی، ما را بهسمت انتخابهایی هدایت میکند که امکان موفقیت واقعی دارند.
کاربر ۷۴۵۰۸۳۳
زمانی که نقطهٔ شروع ما، این نگاه باشد که وضع فعلی چیزها شاید مطلوبترین وضع نباشد، خود را در چهارچوب ذهنی مناسبی قرار میدهیم
کاربر ۷۴۵۰۸۳۳
«شاید میلیونها روش وجود داشته باشد، اما تعداد اصول کم است. کسی که اصول را بفهمد میتواند روش مناسب خود را درست انتخاب کند، اما کسیکه بدون توجه به اصول، روش را انتخاب کند، قطعاً با مشکل روبهرو میشود.»
هرینگتون امرسون
کاربر ۷۴۵۰۸۳۳
در بزرگسالی نیز بیشتر به سنتها و چیزهایی که به ما گفته میشود تکیه میکنیم، چون از اینکه اصول اولیه را استخراج کنیم یا مستقل بیندیشیم، سادهتر است.
کاربر ۷۴۵۰۸۳۳
کند. پرسشگری سقراطی عموماً بهاینترتیب عمل میکند:
۱. شفاف کردن تفکر و توضیح ریشهٔ باورهای فرد (چرا من اینطور فکر میکنم؟ دقیقاً چه فکری میکنم؟)
۲. به چالش کشیدن فرضها (از کجا معلوم که درست باشد؟ اگر عکس فکر من درست باشد چه؟)
۳. تلاش برای یافتن شواهد (چطور میتوانم از باور خود پشتیبانی کنم؟ با چه منابعی؟)
۴. در نظر گرفتن دیدگاههای دیگر (بقیه چه فکری میکنند؟ از کجا معلوم که حق با من باشد؟)
۵. بررسی پیامدها و آثار (اگر اشتباه کنم چه میشود؟ عواقبش چیست؟)
۶. طرح پرسش دربارهٔ مسائل اصلی (چرا اینطور فکر کردم؟ آیا حق با من بود؟ از این استدلالها چه نتیجهای میتوانم بگیرم؟)
کاربر ۷۴۵۰۸۳۳
