
٪۴۰
˼السـیِّدةَالشَهیدة˹
۵۵
باید خیلی خوب باشه که دلت برای چیزی تنگ نشه. دلت نخواد چیزی رو برگردونی. همیشه نگاهت به گذشته نباشه. همهچیز باید خیلی...
کتابها مرا صدا میزنند...
۳۷
«امید! این لعنتی هیچوقت تنهات نمیذاره.»
نسیم رحیمی
۲۴
«بچهها بعضی وقتا میتونن دل آدم رو بشکونن. فکر میکنن چون تو یه آدمبزرگی امکان نداره چیزی اذیتت کنه.
دختر کتابخوان
۲۳
خورشید همیشه برای اینکه به ما برسد راهی پیدا میکند.
z.gh
۱۹
«پس بذار یه چیز دیگه ازت بپرسم. بذار این رو ازت بپرسم. به قلب انسان اعتقاد داری؟ قاعدتاً منظورم عضو بدن نیست. حالت انتزاعی منظورمه. قلب انسان. فکر میکنی همچین چیزی وجود داره؟ یه چیزی که هر کدوم ما رو خاص و منحصربهفرد میکنه؟ و اگه فرض کنیم همچین چیزی وجود داشته باشه، فکر نمیکنی برای اینکه واقعاً جوزی رو یاد بگیری فقط یاد گرفتن رفتارهاش کافی نیست و باید به اون چیزی که درونشه برسی؟ نباید قلبش رو بلد بشی؟»
«بله، قطعاً.»
«و این سخته، نه؟ یه چیزیه حتی فراتر از تواناییهای خارقالعادهٔ تو. چون جعل کردنش کافی نیست، هرچقدر هم که با مهارت باشی. باید قلبش رو یاد بگیری، و این کار رو تماموکمال انجام بدی. وگرنه هیچوقت از جهاتی که قابلاهمیتن جوزی نمیشی.»
z.gh
۸
«صبح وقتی خورشید برگردد. میتوانیم امیدوار باشیم.»
°Mahdi°
۷
«بعضی اوقات انسانها، در لحظات خاصی مثل این، همزمان با شادی اندوه هم روی شونههاشون سنگینی میکنه.
شراره
۶
«امید! این لعنتی هیچوقت تنهات نمیذاره.»
°Mahdi°
۶
«بعضی وقتها باید خوب باشه که هیچ احساسی نداشته باشی. بهت حسودیم میشه.»
دختر کتابخوان
۴
«آن پرتو خورشید است. اگر نگرانی میتوانی لمسش کنی و دوباره قوی شوی.»
دختر کتابخوان
۴
تو باید موفق بشی
Judy
۴
«امید! این لعنتی هیچوقت تنهات نمیذاره.»
نسیم رحیمی
۴
انسانها تا چه حد برای فرار از تنهایی کارهای پیچیدهای انجام میدهند که درکش دشوار بود
شیما.بیات
۴
«آقای کاپالدی اعتقاد داشت چیز بخصوصی درجوزی نیست که نتوان ادامهاش داد. به مادر گفت، گشته و گشته و گشته و چیزی پیدا نکرده. ولی من معتقدم که در جای اشتباهی جستوجو میکرده. چیز خیلی خاصی وجود داشت، ولی درون جوزی نبود. درون کسانی بود که عاشقانه دوستش داشتند. برای همین است که الان فکر میکنم آقای کاپالدی در اشتباه بوده و من موفق نمیشدم. بنابراین خوشحالم که آن تصمیم را
🌊tanin
۴
هرجا که باشیم خورشید برای اینکه به ما برسد راهی پیدا میکند
mobina
۴
«امید! این لعنتی هیچوقت تنهات نمیذاره.»
z.gh
۳
«باید خیلی خوب باشه. باید خیلی خوب باشه که دلت برای چیزی تنگ نشه. دلت نخواد چیزی رو برگردونی. همیشه نگاهت به گذشته نباشه
|kosar|
۳
بچهها بعضی وقتا میتونن دل آدم رو بشکونن. فکر میکنن چون تو یه آدمبزرگی امکان نداره چیزی اذیتت کنه.
Mahi
۳
«امید! این لعنتی هیچوقت تنهات نمیذاره.»
عباس
۳
«بعضی اوقات انسانها، در لحظات خاصی مثل این، همزمان با شادی اندوه هم روی شونههاشون سنگینی میکنه.
Rasool Ramezany
۲
«امید! این لعنتی هیچوقت تنهات نمیذاره.»
Aysan
۲
«امید! این لعنتی هیچوقت تنهات نمیذاره.»
hilda
۲
انسانها اغلب احساس نیاز میکردند تا جنبهای از خودشان را برای به نمایش گذاشتن مقابل رهگذران آماده کنند – مثل اینکه در ویترین فروشگاه باشند – و این نمایش لازم نبود وقتی زمانش میگذرد خیلی جدی گرفته شود.
ياسْمين
۲
اصلاً جای نگرانی نیست و هرجا که باشیم خورشید برای اینکه به ما برسد راهی پیدا میکند.
Ayda
۲
«بچهها بعضی وقتا میتونن دل آدم رو بشکونن. فکر میکنن چون تو یه آدمبزرگی امکان نداره چیزی اذیتت کنه.
Judy
۱
خورشید همیشه برای اینکه به ما برسد راهی پیدا میکند.
کاربر ۳۲۷۰۶۹۳
۱
انسانها اغلب احساس نیاز میکردند تا جنبهای از خودشان را برای به نمایش گذاشتن مقابل رهگذران آماده کنند – مثل اینکه در ویترین فروشگاه باشند – و این نمایش لازم نبود وقتی زمانش میگذرد خیلی جدی گرفته شود.
Rasool Ramezany
۱
«آقای کاپالدی اعتقاد داشت چیز بخصوصی درجوزی نیست که نتوان ادامهاش داد. به مادر گفت، گشته و گشته و گشته و چیزی پیدا نکرده. ولی من معتقدم که در جای اشتباهی جستوجو میکرده. چیز خیلی خاصی وجود داشت، ولی درون جوزی نبود. درون کسانی بود که عاشقانه دوستش داشتند
کاربر ۴۲۴۹۲۳۵
۱
باید خیلی خوب باشه که دلت برای چیزی تنگ نشه. دلت نخواد چیزی رو برگردونی. همیشه نگاهت به گذشته نباشه.
Pariya
۱
«بعضی اوقات انسانها، در لحظات خاصی مثل این، همزمان با شادی اندوه هم روی شونههاشون سنگینی میکنه
