جملات زیبای کتاب هزج مثمن اخرب مکفوف مجبوب | طاقچه
تصویر جلد کتاب هزج مثمن اخرب مکفوف مجبوبsubscriptionAvailable

کتاب هزج مثمن اخرب مکفوف مجبوب

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۶ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
پناه
۱۳
او مادر ماهیان بسیاری بود عمری تر و خشک کرد دریا‌ها را
f_altaha
۵
راهم راهم راهم راهم راهم گم گم گم گم گم گم گم در راهم من آبروی رباعی‌ات را بردم خیام! من از تو معذرت می‌خواهم
f_altaha
۵
ما را چه شده؟چرا همه خاموشیم؟ با آل یزید دست در آغوشیم حالا که نمی‌رویم همراه حسین شمشیر به دشمنان او نفروشیم
zhraez
۵
من عاشقم و فلسفه من این است: دارم به تو فکر می‌کنم، پس هستم
f_altaha
۴
من سر به تنم زیاد بود از اول شالوده‌ام از تضاد بود از اول ابعاد مرا عشق به هم ریخته بود روحم به تنم گشاد بود از اول
f_altaha
۳
مانند دهان سنگی یک مرده انگار هزار سال خوابش برده دندان من اعصاب ندارد دیگر از فرط گرسنگی خودش را خورده
behdani
۳
من خسته‌ام از توالی زندگی‌ام از این همه ماست‌مالی زندگی‌ام انگار فقط سکوت انداخته‌اند بر روی نوار خالی زندگی‌ام
f_altaha
۲
از مزرعه‌های کوچک بعضی‌ها برچیده شود مترسک بعضی‌ها آقا، خودمانیم چه کیفی دارد وقتی بزنی به برجک بعضی‌ها
f_altaha
۲
در حیرتم از این همه تعجیل شما از این همه صبر و طول و تفصیل شما ما خیر ندیده‌ایم از سال قدیم این سال جدید نیز تحویل شما
f_altaha
۲
تا دید مرا، گفت که خوشحالم، مُرد دردی نکشید و گوهرم را هم بُرد شرمنده روی ماهتم سعدی جان اعضای مرا همین بنی آدم خورد
f_altaha
۲
هر روز به ما اگر که سر هم بزنی... بر ریشه خواب ما تبر هم بزنی... آقا! تو که خوب می‌شناسی ما را زنگ در خانه را اگر هم بزنی...
zhraez
۲
یک برجِ در آستانه ریختنم آغوش عمیق تو مرا می‌خواند
f_altaha
۱
ای اصل امید! بیم‌ها را دریاب بابای همه! یتیم‌ها را دریاب هر چند خدا خودش کریم است آقا لطفی کن و یاکریم‌ها را دریاب
f_altaha
۱
خورشید که با چراغ از اینجا رد شد انگار که یک کلاغ از اینجا رد شد شب حاکم مطلق جهان است اینجا روز از سر اتفاق از اینجا رد شد
Khadem
۱
باران که گرفته است تسبیح به دست دارد صلوات می‌فرستد بر تو
یك رهگذر
۱
من بی تو... مگر... مگر منی بی تو هست از زندگی بدون تو شستم دست
noora
۱
هر چند کلاس درس او یک واحه است راهی که به آنجا نرسد بی‌راهه است پیران همه طفل مکتب او هستند این پیر طریقتی که خود شش‌ماهه است
سِـرِشک سَبــز
۱
‫عمری است شبانه‌روز لب‌هایت را... ‫لب باز نکن هنوز لب‌هایت را... ‫نه! سیر نمی‌شوم به چندین بوسه ‫بر روی لبم بدوز لبهایت را ‫ 
محسن م.تراکمه
۱
من عاشقم و فلسفه من این است: دارم به تو فکر می‌کنم، پس هستم
f_altaha
۰
سرمایه گذاشتیم ما در نیزه در تیر سه شعبه زره و سر نیزه شمشیر فروشی بزرگی زده‌ایم باید برود این همه سر بر نیزه
ادیب
۰
ای اصل امید! بیم‌ها را دریاب بابای همه! یتیم‌ها را دریاب هر چند خدا خودش کریم است آقا لطفی کن و یاکریم‌ها را دریاب
مهران کاسب‌وطن
۰
مرگی که همین وظیفه زندگی است مُهری است که بر صحیفه زندگی است اشک همه را اگر چه در می‌آرد بامزه‌ترین لطیفه زندگی است
behdani
۰
خوش‌خطّ و تمیز و شیک، عاشق شده است افتاده به جیک جیک، عاشق شده است یک قلب کشیده است و تیری در آن خودکار سیاه بیک عاشق شده است
یك رهگذر
۰
می‌گریم و چشمهایم از ابر پر است کافی است که دیگر دلم از صبر پر است
یك رهگذر
۰
با تو دل من پر از کبوتر شده است حال من و شعرهام بهتر شده است حالا تو منی و من تو هستم، با تو تنهایی من چند برابر شده است
saeedeh
۰
در حیرتم از این همه تعجیل شما از این همه صبر و طول و تفصیل شما ما خیر ندیده‌ایم از سال قدیم این سال جدید نیز تحویل شما
saeedeh
۰
این عصر که عصر ظلمت و بیداد است، شاعر همه رسالتش فریاد است یک شاعر مرد می‌شناسم آن هم بی هیچ سخن فروغ فرخ‌زاد است
کاربر ۱۸۴۱۳۹۳
۰
گیسوی تو قصه‌ای پر از تعلیق است جمعی است که حاصلش فقط تفریق است موهات چلیپایی و ابرو کوفی خطّ لب تو چقدر نستعلیق است