
بریدههایی از کتاب اقتصاد اتریشی به زبان ساده
۵٫۰
(۶)
آموزههای مکتب اُتریشی تلاش میکنند تا دانستههای تجربی افراد را بهنحوی مرتّب کنند و در یک ساختار منسجم سامان دهند که افراد بتوانند با مشاهدهٔ فضای اقتصاد سیاسی و اتمسفر فنّی کسب و کار، به سادگی گرهها و پیچیدگیهای تحلیل اوضاع اقتصادی را بگشایند.
Libretarian Monarchy
اینطور نیست که کنترل اقتصادی صرفاً به یک بخش محدود و مجزا از زندگی بشر خلاصه شود؛ بلکه به کنترل ابزارهایی مربوط است که بشر به آنها برای دستیابی به همهٔ اهدافش نیاز دارد. هر کسی که کنترل این ابزارها را در اختیار داشته باشد( نهایتاًباید مشخّص کند که کدام اهداف باید دنبال شوند و چه چیزهایی ارزشمندترند یا چه چیزهایی کمارزشترند؛ خلاصه اینکه مردم باید چه باورهایی داشته باشند و برای چه چیزی تلاش کنند.
فریدریش فون هایک (۱۹۴۴، راه بردگی: ۹۲)
Libretarian Monarchy
اینطور نیست که کنترل اقتصادی صرفاً به یک بخش محدود و مجزا از زندگی بشر خلاصه شود؛ بلکه به کنترل ابزارهایی مربوط است که بشر به آنها برای دستیابی به همهٔ اهدافش نیاز دارد. هر کسی که کنترل این ابزارها را در اختیار داشته باشد( نهایتاًباید مشخّص کند که کدام اهداف باید دنبال شوند و چه چیزهایی ارزشمندترند یا چه چیزهایی کمارزشترند؛ خلاصه اینکه مردم باید چه باورهایی داشته باشند و برای چه چیزی تلاش کنند.
فریدریش فون هایک (۱۹۴۴، راه بردگی: ۹۲)
Libretarian Monarchy
نیازهای انسان و اقدامات ارادی او برای ارضای آنها، نقطهای است که زندگی اقتصادی انسانی در آن شروع میشود و همچنین در آن خاتمه مییابد.
کارل منگر (۱۸۷۱/۱۹۸۱، اصول علم اقتصاد: ۱۰۸)
Libretarian Monarchy
انقلاب مارژینالیستی یک پارادایم جدید بود که نظریهٔ ارزش مبتنی بر مطلوبیّت نهایی را به جای نظریهٔ ارزش کار نشاند. ارزش هر کالا براساس نظریهٔ ارزش کار تابعی از مقدار نیرویکار مورد نیاز برای تولید آن است. امّا مارژینالیستها معتقد بودند که ارزش هر کالا براساس نیرویکار صرفشده برای تولید آن تعیین نمیشود بلکه به این بستگی دارد که افراد آن کالا را تا چه حد در ارضای اهداف و نیازهای خود سودمند میپندارند.
Libretarian Monarchy
ارزشگذاری مصرفکنندگان است که در نهایت قیمت( کالاها را تعیین میکند و نه میزان زحمت و تلاشی که صرف تولید( آن کالاهاشده است؛
Libretarian Monarchy
بنیادینترین استدلالی که علیه عملی بودن سوسیالیسم ایراد شده مربوط به امکانناپذیری محاسبات اقتصادی است. به روشی انکارناپذیر نشان داده شده است که یک نظام اشتراکی سوسیالیستی در موقعیّتی نیست که بتواند محاسبات اقتصادی را انجام دهد ... مدیریت سوسیالیستی تولید قادر نیست بفهمد آنچه را که برنامهریزی و اجرا میکند بهترین ابزار دستیابی به اهداف مورد نظرش هست یا نه و اقداماتش را ( از روز نخست وهمیشه در تاریکی انجام خواهد داد، منابع طبیعی و انسانی (نیرویکار) را تلف خواهد کرد و نهایتاً فقر و آشوب گریزناپذیر خواهد بود.
Libretarian Monarchy
میزس این دیدگاه را به چالش کشید و استدلال کرد که محاسبات اقتصادی عقلانی با استفاده از سوسیالیسم در یک اقتصاد صنعتی پیشرفته امکانناپذیر، محال و غیرممکن است. امّا چرا؟ محاسبات اقتصادی یکی از قابلیّتهای کُنشگران اقتصادی است که ارزش افزودهٔ انتظاری یک کاربرد بالقوهٔ منابع کمیاب را تعیین میکند.
Libretarian Monarchy
بدون مالکیّت خصوصی ابزار تولید هیچ بازاری برای ابزار تولید وجود نخواهد داشت.
Libretarian Monarchy
از نظر هایک، سوسیالیستهای بازار گرفتار یک تصوّر ایستا از تعادل بودند که «اطّلاعات و دانش» را مفروض، دادهشده و ثابت در نظر میگیرند.
Libretarian Monarchy
ساختار سرمایه ثابت نیست( ثابت نمیماند بلکه همواره تحت تأثیر سه عامل( خطای انسانی، نوآوری، رجحانهای افراددر حال تغییر است.
Libretarian Monarchy
«بازار» یک مکان مشخّص یا یک موجودیّت نیست و هیچ هدفی را دنبال نمیکند و همچنین هیچ قدرتی برای انتخابکردن ندارد بلکه «بازار» صرفاً نتایج حاصل از اهداف، طرحها و انتخابهای تعداد زیادی از آحاد جامعه (تقاضاکنندگان و عرضهکنندگان) را که آزادانه و داوطلبانه انتخاب کردهاند که با سایرین تعامل و مراوده داشته باشند، بازتاب میدهد.
Libretarian Monarchy
همانطور که هایک وصف کرده است، رقابت در بازار بهترین روش اکتشاف است که در آن افراد به بهترین وجه قادر به یادگیری، اصلاح اشتباهات و کشف روشهای جدید و بهتر برای سازماندهی فعالیّتهای اقتصادی هستند تا خواستههای خود را بهطور کامل برآورده کنند.
Libretarian Monarchy
چطور امکان دارد نهادهایی که رفاه مشترک را ایجاد کردهاند و برای پیشبرد توسعهٔ آن خیلی مهّم هستند در فقدان یک ارادهٔ مشترک که خواستار تأسیس کردن آنها باشد، شکل گرفته باشند.
کارل منگر
Libretarian Monarchy
حقوق مالکیّت باعث میشود که مبادلات شکل بگیرند و مبادلات هم باعث میشوند که قیمتها شکل بگیرند.
Libretarian Monarchy
آخرین ویژگی نظمهای خودجوش این است که پیچیدگی و ظرافت زیادی دارند و حاکی از این است که عقل بشر قادر نیست آن را تمام و کمال بفهمد.
Libretarian Monarchy
بروند. همانطور که در بحث محاسبات سوسیالیستی (فصل سوّم) از سوی میزس و هایک مطرح شد، هیچ راهی وجود ندارد که افراد بتوانند نتایج پیچیده بازارها را طراحی کنند.
Libretarian Monarchy
در واقع، بازارها دقیقاً به این دلیل مطلوب هستند که به ما اجازه می دهند آنچه را که «نمی دانیم چیست» کشف کنیم.
Libretarian Monarchy
واقع علّت ریشهای آغاز «رکودها» هستند.
واکنش مناسب به «رکودها» این است که به اُنترپرنرها اجازه بدهیم تا از طریق عملکرد فرآیند بازار به بازتخصیص و بازآرایی منابع کمیاب در ساختار سرمایه بپردازند.
Libretarian Monarchy
واکنش مناسب به «رکودها» این است که به اُنترپرنرها اجازه بدهیم تا از طریق عملکرد فرآیند بازار به بازتخصیص و بازآرایی منابع کمیاب در ساختار سرمایه بپردازند.
Libretarian Monarchy
اینطور نیست که کنترل اقتصادی صرفاً به یک بخش محدود و مجزا از زندگی بشر خلاصه شود؛ بلکه به کنترل ابزارهایی مربوط است که بشر به آنها برای دستیابی به همهٔ اهدافش نیاز دارد. هر کسی که کنترل این ابزارها را در اختیار داشته باشد( نهایتاًباید مشخّص کند که کدام اهداف باید دنبال شوند و چه چیزهایی ارزشمندترند یا چه چیزهایی کمارزشترند؛ خلاصه اینکه مردم باید چه باورهایی داشته باشند و برای چه چیزی تلاش کنند.
فریدریش فون هایک (۱۹۴۴، راه بردگی: ۹۲)
Libretarian Monarchy
مسئله و معمّای محوری در اقتصاد این است که بازار چگونه میتواند بدون حکمرانی متمرکز و محوری به همکاریهای اجتماعی و هماهنگیهای اقتصادی دست یابد.
Libretarian Monarchy
حجم
۱۳۶٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۷۴ صفحه
حجم
۱۳۶٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۷۴ صفحه
قیمت:
۵۰,۰۰۰
تومان