ماندن در اردوگاه بدتر از
خوردن آبزالو با همبرگر
یا مشق نوشتن توی عید
یا آب رفتن توی کفش است!
دلم میخواهد فوراً بروم خانه.
از ته قلبم!
Ava
بعد، جاپلین از بالا نگاهی به من انداخت و گفت:
«شکلات میخوری؟»
گفتم: «آره، ممنون.»
یومی ؛
گفتم: «از این قانون مسخره متنفرم.»
یومی ؛