جملات زیبا از متن کتاب ماجراهای بدمزه؛ جلد اول | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماجراهای بدمزه؛ جلد اولsubscriptionAvailable

کتاب ماجراهای بدمزه؛ جلد اول

مثل خوردن خیارشور با کلوچه

۴.۵(از ۲۴ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۵۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

امیدوارم تابستانِ تو بهتر بوده باشد. از ته قلبم امیدوارم.
کاربر ۲۸۸۵۳۶۲
۱
چشم‌های مامان قرمز و لپ‌هایش سرخ بود. پرسیدم: «گریه می‌کنی؟» خندید، اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: «آره، فکر کنم؛ همیشه آخر قصه‌ها گریه‌ام می‌گیرد.» درست است همیشه پایان خوشِ قصه‌ها، اشک مامان را درمی‌آورد.
ملیسا انصاری
۱
چشم‌های مامان قرمز و لپ‌هایش سرخ بود. پرسیدم: «گریه می‌کنی؟» خندید، اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: «آره، فکر کنم؛ همیشه آخر قصه‌ها گریه‌ام می‌گیرد.» درست است همیشه پایان خوشِ قصه‌ها، اشک مامان را درمی‌آورد.
ملیسا انصاری
۱
بی‌بی توی قلبم، اولین پرستارم باقی می‌ماند. او پرستار خاص من است و همیشه، حتی اگر کیلومترها دور از من، منتظر نسیم خنک فلوریدا باشد، باز هم بی‌بی من خواهد بود.
ملیسا انصاری
۱