
Blueft
۷
بیشتر مردم ما ناچارند در فلاکت روزگار بگذرانند و هر روز در ازای دستمزدی ناچیز جان بکَنند تا عدهای اندک در خِصب و نعمت زندگی کنند.
نورا
۶
هرگاه بزرگترین خدماتی را که به شاهان میکنیم با یک بار امتناع از برآوردنِ علایقشان در ترازو بگذاریم، میبینیم که هیچ وزنی ندارند.
Blueft
۶
چیزی بزرگ یا کوچک نیست، مگر در مقام مقایسه.
esrafil aslani
۵
شما آشکارا ثابت کردید که نادانی، تنبلی و شرارت ویژگیهای خاص قانونگذاراناند. کسانی بهتر از همه قوانین را شرح میدهند، تفسیر میکنند و به کار میبندند که علاقه و تواناییشان در به بیراههبردن و سردرگم کردن قوانین و اجتناب از آنهاست. در جامعهٔ شما طرح مؤسسهای را میبینم که ممکن است در آغاز تحملپذیر بوده باشد، اما این طرح نیمهپاک است و بقیهاش با فساد و تباهی بهکلی محو و تیره شده. بر اساس آنچه گفتهاید نزد شما برای بهدستآوردن مناصب، گویا نیاز به هیچ کمالی نیست و حتی لازم نیست مردان بر اساس تقوایشان لقب اشرافی بگیرند، کشیشان بنا بر زهد و دانششان ارتقا پیدا کنند، سربازان بابت رفتار و شجاعتشان، قاضیان بهخاطر درستکاریشان، سناتورها برای عشق به میهنشان یا نمایندگان بهخاطر درایتشان، اما شما (پادشاه در ادامه چنین گفت) که بیشتر عمر خود را در سفر گذراندهاید خوش دارم امیدوار باشم که تاکنون از بسیاری از رذیلتهای کشور خود مصون مانده باشید
احسان فتاحی
۴
کسانی بهتر از همه قوانین را شرح میدهند، تفسیر میکنند و به کار میبندند که علاقه و تواناییشان در به بیراههبردن و سردرگم کردن قوانین و اجتناب از آنهاست
Blueft
۴
ترسیدم نکند مغزم با رنجها و مصیبتهایی که دیدهام معیوب شده باشد.
sadi
۴
اگر جلوی پنج یاهو غذایی را بیندازید که برای پنجاه نفر کفایت کند، بهجای اینکه در صلح و صفا از آن بخورند، همه به سروکلهٔ هم میکوبند و هرکدام بیتاب است تا همهاش را صاحب شود.
rezai milad
۳
ملتهای فقیر گرسنهاند و ملتهای غنی مغرور؛ غرور و گرسنگی همواره با هم اختلاف دارند. به همین دلایل، شغل سربازی شریفتر از تمام حرفههای دیگر به شمار میآید، چون سرباز یاهویی است که اجیر شده تا با قساوت قلب هر تعداد که بتواند از همنوعان خود بکشد، کسانی را که برعکس خودش هرگز آسیبی به او نرساندهاند.
کاربر ۳۶۶۷۳۵۳
۳
در انتخاب افراد برای هر نوع شغلی بیشتر به محاسن اخلاقی توجه دارند تا به قابلیتهای بزرگ
rezai milad
۱
سه پادشاه قسم خوردند که در طول حکومتشان حتی یک فرد لایق را به دیگران ترجیح ندادهاند، مگر بهاشتباه یا با خیانت وزیری که به او اعتماد کردهاند و اگر دوباره زنده میشدند چنین کاری نمیکردند و با استدلالی قوی نشان دادند که تخت شاهی جز با فساد حفظ نمیشود، چون طبع قاطع، مطمئن و سرکشی که تقوا در آدمی بنا نهاده، مانعی همیشگی برای کشورداری است.
rezai milad
۱
ازآنجاکه حرص و طمع نتیجهٔ محتوم کهنسالی است، این نامیرایان به مرور زمان مالک تمام کشور خواهند شد و قدرتهای مدنی را از آن خود خواهند کرد، اما چون توان مدیریت ندارند مردم را به خاک سیاه خواهند نشاند.
Hawra Azimi
۱
گفتم که شراب از کشورهای خارجی وارد نمیشود تا نیاز ما به آب یا نوشیدنیهای دیگر را برطرف کند، بلکه نوعی مایع است که با گرفتن عقل از ما شادمان میکند؛ افکار حزنانگیز را منحرف میسازد، تخیلاتی سرکش و غیرمنطقی در مغزمان به وجود میآورد، به امیدهایمان پر و بال میدهد و ترسهایمان را از ما دور میکند؛ هر نوع عملیات عقلانی را تا مدتی معلق میسازد و حرکت جوارح بدنمان را از ما میگیرد تا اینکه در خوابی ژرف فرو برویم، هرچند باید اذعان کرد که همیشه مریض و بیانگیزه بیدار میشویم و استفاده از این نوشیدنی وجودمان را از امراضی انباشته میسازد که زندگیهایمان را سخت و کوتاه میکنند.
Hawra Azimi
۱
گفت یاهوها به این شهرت دارند که از یکدیگر بیش از هر نوع حیوان دیگری بیزارند و دلیلی که اغلب برای آن در نظر گرفته میشود نفرتانگیزبودن شکلشان است که همه در وجود دیگری میبینند و در خود نمیبینند. ازاینرو این فکر به سرش زده بود که چندان دور از منطق نیست که ما تنهای خود را بپوشانیم و با این ترفند بسیاری از بدقوارگیهای خود را از یکدیگر پنهان کنیم، بدقوارگیهایی که در غیر این صورت تحملشان دشوار میبود، اما حالا میدید که اشتباه کرده و اختلافات آن حیوانات در کشور او محصول همان علتی است که طبق توصیفاتی که کرده بودم عامل اختلافات ماست.
Hawra Azimi
۱
نوع دیگری از ریشهها وجود داشت که بسیار آبدار اما تا حدی نادر بود و بهدشواری یافت میشد و یاهوها با اشتیاق بسیار پیاش میگشتند و با لذت فراوان آن را میمکیدند؛ این ریشه در بدن آنها همان اثراتی را میگذاشت که شراب در وجود ما میگذارد. باعث میشد گاه یکدیگر را در آغوش بگیرند و گاه همدیگر را تکهپاره کنند؛ در چنین مواقعی زوزه میکشند و پوزخند میزنند و پُرحرفی میکنند و تلوتلو و سکندری میخورند و بعد به در گلولای به خواب فرو میروند.
Hawra Azimi
۱
شعار مهم ایشان پرورش عقل است و اختیار عمل را بهکلی به آن سپردن. وانگهی، عقل برای ایشان ذرهای مشکلساز نیست، آنطور که نزد ماست، جایی که مردم میتوانند در هر دو جنبهٔ مسئله بهطور معقول استدلال کنند، بلکه عقل بیدرنگ منجر به ایمان فرد میشود و هرجا که عقل مغشوش، تیره یا بر اثر عشقوعلاقه رنگباخته نباشد باید چنین اتفاقی بیفتد.
𝑯𝒆𝒛.
۱
بهجای اینکه پیشنهاد کنم آن کشور باشکوه را فتح کنیم، آرزو دارم این توانایی یا میل را داشتند که تعدادی کافی از اهالی آنجا را بفرستند تا با آموزش اصول اولیهٔ شرافت، عدالت، حقیقت، اعتدال، مردمداری، پایمردی، پاکدامنی، دوستی، خیرخواهی و وفاداری به مردم اروپا آنها را متمدن کنند، فضایلی که نامشان همچنان در بیشتر زبانهای ما حفظ شده و در کلام مؤلفان امروزی مانند مؤلفان باستان به کار میرود؛ بر اساس مطالعات اندکم میتوانم چنین ادعایی کنم.
Hawra Azimi
۰
جواب دادم که انگلستان (زادگاه عزیز من) طبق محاسبات قادر است سهبرابر میزان مصرف ساکنانش غذا تولید کند، همچنین نوشیدنیهایی که از غلات استخراج یا با فشردن میوهٔ برخی درختان حاصل میشود و آشامیدنی بینظیری است و به همین نسبتْ دیگر اجناس زندگی را، اما برای ارضای تجملپرستی و افراطگری مردان و خودپسندی زنان، قسمت اعظم وسایل ضروریمان را به کشورهای دیگر ارسال میکنیم و در ازایشان از آنجا مواد لازمِ بیماری، جنون و رذیلت را میآوریم تا خودمان مصرف کنیم.
Hawra Azimi
۰
گفت که قصهام را تا جایی که مربوط به خودم و کشورم میشده بهطور جدی بررسی کرده. گفت ما را نوعی حیوان میبیند که برحسب اتفاقی که قادر نبود آن را حدس بزند، بهرهای ناچیز از عقل و منطق بردهایم و از آن استفادهای نمیکنیم مگر برای کمک به بدترکردن فسادهای ذاتیمان و بهدستآوردن فسادهای جدیدی که طبیعت به ما نداده. گفت که ما خود را از معدود قابلیتهایی که طبیعت به ما عطا کرده محروم ساختهایم و در افزایش چندبرابری نیازهای اصلی خود بسیار موفق بودهایم و به نظر میرسد با ابداعات خود عمرمان را بیهوده صرف تلاش برای برآوردن این نیازها میکنیم،
Hawra Azimi
۰
گفت که مؤسسات دولتی و قانونی ما بهطرزی آشکار محصول نواقص بدیهیِ عقلانی و درنتیجه کمبودهای اخلاقی مایند، چون عقل به تنهایی برای هدایت موجودی منطقی کافی است و ما نمیتوانستیم ادعای چنین خاصیتی کنیم، حتی باتوجهبه شرحی که من از مردمان خود داده بودم، بااینکه او آشکارا متوجه شده بود که من بسیاری از جزئیات را کتمان کرده و اغلب چیزی را گفته بودم که وجود نداشت تا آنها را در نظرش بهتر جلوه بدهم.
Hawra Azimi
۰
گفت که مؤسسات دولتی و قانونی ما بهطرزی آشکار محصول نواقص بدیهیِ عقلانی و درنتیجه کمبودهای اخلاقی مایند، چون عقل به تنهایی برای هدایت موجودی منطقی کافی است و ما نمیتوانستیم ادعای چنین خاصیتی کنیم، حتی باتوجهبه شرحی که من از مردمان خود داده بودم، بااینکه او آشکارا متوجه شده بود که من بسیاری از جزئیات را کتمان کرده و اغلب چیزی را گفته بودم که وجود نداشت تا آنها را در نظرش بهتر جلوه بدهم.
Hawra Azimi
۰
نوع دیگری از ریشهها وجود داشت که بسیار آبدار اما تا حدی نادر بود و بهدشواری یافت میشد و یاهوها با اشتیاق بسیار پیاش میگشتند و با لذت فراوان آن را میمکیدند؛ این ریشه در بدن آنها همان اثراتی را میگذاشت که شراب در وجود ما میگذارد. باعث میشد گاه یکدیگر را در آغوش بگیرند و گاه همدیگر را تکهپاره کنند؛ در چنین مواقعی زوزه میکشند و پوزخند میزنند و پُرحرفی میکنند و تلوتلو و سکندری میخورند و بعد به در گلولای به خواب فرو میروند.