جملات زیبای کتاب دیوانگی | طاقچه
تصویر جلد کتاب دیوانگیsubscriptionAvailable

کتاب دیوانگی

نوع کتاب
۴.۶ امتیاز(از ۵ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
da☾
۲۴
«اکنون مرا یک خواهش بیش نیست: خواهم که نخواهم.»
da☾
۴
همیشه آن‌قدر خسته‌ام که هیچ کاری نمی‌توانم بکنم!
da☾
۲
سیاه‌روزی و عقل با هم جمع نمی‌شوند؛ نگون‌بختان را سرنوشتی نیست، جز دیوانگی.
گربه سیاه کوچولو
۲
روزگار زخمی‌ها سیاه است، اما مردگان در آرامش‌اند.
da☾
۱
انگار بازیچهٔ تقدیر خطرناکی شده بودم؛ تقدیری که اراده‌ام در آن نقشی نداشت.
da☾
۰
انگار قبلاً آنجا آمده بودم و الان برگشته بودم تا همان تجربه را دوباره زنده کنم و این تکرار تجربهٔ سابقم قرار بود به شکل سرنوشت‌سازی بر زندگی‌ام تأثیر بگذارد.
ANNE
۰
سیارهٔ زمین سرش به کار خودش گرم است و اصلاً گوشش بدهکار حرف‌هایی که ستارهٔ دنباله‌دار می‌زند نیست. در مدارش می‌چرخد و از زندگی‌اش راضی است و به‌هیچ‌وجه دوست ندارد یکی که گاه‌گداری از یک جای نامعلوم سروکله‌اش پیدا می‌شود برایش مزاحمت ایجاد کند.