موسیقی در استخوانهایت جا میگیرد نه در مغزت.
نیمه پنهان ماه
گاهی پیشبینیهای آینده فقط با بهزبان آمدن حقیقت پیدا میکنند.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
«کرت نمیخواد چیزی رو اثبات کنه، پس فکر کنم میتونه بخشنده باشه.»
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
من در حال حاضر تقریباً از خودم خوشم میاد.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
دوستانم همه به دلیل رفتارهای آنیام با من مثل یک بمب خنثی نشده برخورد میکردند، ولی ظاهراً نمیتوانستم جلوی خودم را بگیرم. وقتی خودداری پخش میکردند، من آخر صف بودم؛ در واقع! نه، احتمالاً به خودم زحمت نداده بودم در صف بایستم.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
«اینجا تکوتنها داری چی کار میکنی؟» مارکوس مرا دیده بود که در تاریکی نشستهام. «مارگو ردت کرد؟»
گفتم: «اگه نمیخوای با من مهربان باشی برو پی کارت.»
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
«الان چی شد که دور خودت رقصیدی؟ تا حالا ندیده بودم کسی تو این زمان کم از هیجان دیوانهوار به افسردگی تغییر حالت بده.»
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
نمیتونم با کسی باشم که حتی خیلی از من خوشش نمیاد. باعث می شه از درون حس بدی پیدا کنم.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
«اوه.» درست میگفت، به این موضوع فکر نکرده بودم. «پسرها چی میپوشند؟»
برایان صدایی شبیه خرناس درآورد. «لباس.»
Waver
مجموعه خوبی از حرکات دفاع شخصی در چنته داشتم ولی همیشه سعی میکردم اول منطقی صحبت کنم.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
چرا هیچوقت نمیتونم به پسری علاقهمند بشم که اونم از من خوشش میاد؟ عوضش اهانت و پرمدعایی گیرم میاد.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
لعنت خدا بر شیطان، حسابی گیر افتاده بودم.
بنابراین، کاری را کردم که هر دختر عاقلی میکند؛ فرار کردم و به دوست جونجونیام سامر زنگ زدم.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
گاهی فراموش میکردم من کجا شروع میشوم و دریا کجا تمام میشود.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
نمیتونم با کسی باشم که حتی خیلی از من خوشش نمیاد. باعث می شه از درون حس بدی پیدا کنم.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
سامر پشتدستم را نوازش کرد. «اون بالهای پروانهات رو کنده و گمانم میتونم برای این کار ازش متنفر باشم.»
«پروانه؟»
«من و میستی درموردت اینطوری فکر میکنیم
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
«الان زیاد خوشحال نیستم.»
«البته که نه. ولی بازهم میشی، قول میدم.»
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
«دوستتون دارم.»
«ما هم تو رو دوست داریم.»
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂