جملات زیبای کتاب ایکاباگ | طاقچه
تصویر جلد کتاب ایکاباگsubscriptionAvailable

کتاب ایکاباگ

نوع کتاب
۴.۳(از ۲۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
جی.کی. رولینگ، حسین غریبی
انتشارات: 
نشر آرشا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Paria
۲۷
بعضی وقت‌ها، دو نفر با نگاهشان آن‌قدر می‌توانند باهم حرف بزنند که بقیه با عمری حرف زدن نمی‌توانند.
Paria
۵
دروغ پشتِ دروغ پشتِ دروغ. وقتی شروع به دروغ گفتن می‌کنید، مجبورید ادامه دهید؛ و بعد، انگار ناخدای کشتی سوراخی هستید که همیشه سوراخ‌های پهلویش را بند می‌آورید تا جلوی غرق شدنتان را بگیرید.
Sahar Khalkhali
۵
اشک هم مثل خنده، می‌تواند عقل را درمان کند.
Paria
۲
اشک هم مثل خنده، می‌تواند عقل را درمان کند.
Sahar Khalkhali
۲
«اوه! اگه یه چیز توی مدرسهٔ آشپزی یاد گرفته باشم، اینه که رویهٔ سوخته و زیرِ خمیر برای بهترین آشپزها اتفاق می‌افته. شعار من اینه که آستین‌هات رو بالا بزن و یه کار دیگه رو شروع کن. نالیدن سرِ چیزی که درست نمی‌شه، فایده نداره!»
کیان
۲
اشک هم مثل خنده، می‌تواند عقل را درمان کند.
کیان
۲
اگه به‌زودی چیزی عوض نشه، اکثر بچه‌های این یتیم‌خونه تا قبل از تموم شدنِ زمستون جاشون توی اون قبرستونه.»
ladybored
۱
من نمی‌دانم که آدم‌ها واقعاً از ایکاباگ‌ها زادیده شده‌اند یا نه. شاید ما وقتی عوض می‌شویم، به‌نوعی زادیده می‌شویم و آدم بهتر یا بدتری می‌شویم.
کیان
۱
تمام نقشه‌اش به پادشاهی نیاز داشت که نه‌تنها به وجود ایکاباگ اعتقاد داشته باشد، بلکه بترسد که مبادا هیولا به هوای او، از مرداب بیرون بیاید.
کیان
۱
برایش خواب ابدی فکر جذابی به نظر می‌رسید
کیان
۱
دروغ پشتِ دروغ پشتِ دروغ. وقتی شروع به دروغ گفتن می‌کنید، مجبورید ادامه دهید؛ و بعد، انگار ناخدای کشتی سوراخی هستید که همیشه سوراخ‌های پهلویش را بند می‌آورید تا جلوی غرق شدنتان را بگیرید
Sahar Khalkhali
۰
دروغ پشتِ دروغ پشتِ دروغ. وقتی شروع به دروغ گفتن می‌کنید، مجبورید ادامه دهید؛ و بعد، انگار ناخدای کشتی سوراخی هستید که همیشه سوراخ‌های پهلویش را بند می‌آورید تا جلوی غرق شدنتان را بگیرید.
ladybored
۰
گفت: «به نظرم آدم‌ها هم بگی‌نگی به‌اندازهٔ ایکاباگ‌ها به امید نیاز دارن. ولی...» بعد، دستش را روی قلبش گذاشت و گفت: «پدر و مادرم هر دوشون هنوز اینجان و همیشه هم اینجا می‌مونن. پس وقتی من رو می‌خوری، ایکاباگ، آخر از همه قلبم رو بخور. دلم می‌خواد تا وقتی که می‌تونم پدر و مادرم رو زنده نگه دارم.»
ladybored
۰
دروغ پشتِ دروغ پشتِ دروغ. وقتی شروع به دروغ گفتن می‌کنید، مجبورید ادامه دهید؛ و بعد، انگار ناخدای کشتی سوراخی هستید که همیشه سوراخ‌های پهلویش را بند می‌آورید تا جلوی غرق شدنتان را بگیرید.
کیان
۰
بانو اسلاندا فقط با بی‌خیالی شانه‌اش را بالا انداخت و گفت که کتاب‌ها را به جواهرات ترجیح می‌دهد.
کیان
۰
اگر اسلاندا این‌قدر کتاب‌ها را دوست دارد، تا ابد او را داخل کتابخانه حبس می‌کند. می‌دهد روی تمام پنجره‌ها میله نصب کنند و سرپیشخدمتش، اسکرامبل، سه بار در روز برایش غذا می‌آورد
کیان
۰
حتی اگر بقیهٔ باورهای خانم بیمیش همه اشتباه بوده باشند، تحمل نداشت از اعتقادش به خوب بودنِ شاه فرِد بی‌باک دست بکشد.
کیان
۰
به قبرستان کوچکی که پشت یتیم‌خانه بود، سیل مداومی از جِین‌ها و جان‌ها سرازیر می‌شد که به‌خاطر نبود غذا و گرما و محبت از دنیا می‌رفتند و بدون اینکه کسی اسم واقعی‌شان را بداند، خاک می‌شدند؛ هرچند که بچه‌های دیگر برایشان ماتم می‌گرفتند.