جملات زیبای کتاب ربات آدم کش؛ جلد دوم | طاقچه
تصویر جلد کتاب ربات آدم کش؛ جلد دومsubscriptionAvailable

کتاب ربات آدم کش؛ جلد دوم

بحران مصنوعی

نوع کتاب
۴.۶ امتیاز(از ۳۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
مارتا ولز، فرزین سوری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mahshid84
۹
«بعضی‌وقت‌ها بعضی‌ها یه کاری باهات می‌کنن که نمی‌تونی در جوابش کاری بکنی. فقط باید بگذری و بری.»
HamiD
۲
کت که متوجه واکنشم شده بود، پرسید: «خب چی می‌خواد؟» گفتم: «که همهٔ آدم‌ها رو بکشیم.» می‌توانستم حس کنم کت دارد به خودش می‌پیچد. اگر آدمی باقی نمی‌ماند، خدمه‌ای هم وجود نداشت که ازشان مراقبت کند و دلیلی برای پر کردن پایگاه داده‌هایش با تحقیقات بی‌شمار وجود نداشت. گفت: «حرفش غیرمنطقیه.» گفتم: «می‌دونم. اگه همهٔ آدم‌ها رو بکشیم کی برامون سریال بسازه؟!»
Mahshid84
۲
«وقتی بچه بودیم مامان‌هامون می‌گفتن ترس یه جور بحران مصنوعیه که از بیرون به بدن ما وارد می‌شه. برای همین می‌شه باهاش مقابله کرد. باید کاری رو که ازش می‌ترسی انجام بدی.»
Dina
۲
نمی‌توانم بقیهٔ عمر بسیار طولانی‌ام را به سفر از یک کشتی باری به کشتی باری دیگر و از این حلقهٔ ترانزیت به آن حلقهٔ ترانزیت بگذرانم و سریال ببینم؛ هرچند چنین زندگی‌ای جذاب به‌نظر می‌رسید.
احسان انصاری نیا
۲
با این حال هنوز هم هوا بوی جوراب می‌داد؛ انگار هرگز نمی‌شد کاملاً این بو را از اقامتگاه‌های انسانی حذف کرد.
احسان انصاری نیا
۲
گشت زدن از آن عادت‌هایی است که ترکش موجب مرض است،
Ms.red
۱
چه بانمک! کشتی باری می‌خواست به یونیت امنیتی کمک کند که آدم‌تر به‌نظر برسد؛ چه شود.
آوا~
۱
«بعضی‌وقت‌ها بعضی‌ها یه کاری باهات می‌کنن که نمی‌تونی در جوابش کاری بکنی. فقط باید بگذری و بری.»
Alice Skywalker
۰
واقعاً فرقی می‌کرد بداند یا نه؟ شاید می‌ترسیدم اگر واقعیت را برایش بگویم، نظرش درباره‌ام تغییر کند.
Alice Skywalker
۰
حس کردم دارم دچار بی‌تفاوتی می‌شوم، ولی نگذاشتم وجودم را تسخیر کند؛ اگر اهمیت نمی‌دادم، معلوم نبود عاقبتم چه می‌شد.
Alice Skywalker
۰
رامی اضافه کرد: «دوباره از نو شروع می‌کنیم. یه بار تونستیم، دوباره هم می‌تونیم.»
Alice Skywalker
۰
همه‌چیز زیادی ترسناک بود. به خودم یادآوری کردم آن چیز ترسناکی که برای این محل اتفاق افتاده، خود منم. ولی این هم کمکی به بهبود اوضاع نکرد.
Alice Skywalker
۰
دلم می‌خواست صورتم را با دست‌هایم بپوشانم و پخش زمین شوم و سریالم را تماشا کنم ولی چنین کاری نکردم. این حس آزاردهنده دوازده ثانیهٔ طولانی کش آمد، ولی بالاخره تمام شد.
دختر مامان
۰
«حرفش غیرمنطقیه.» گفتم: «می‌دونم. اگه همهٔ آدم‌ها رو بکشیم کی برامون سریال بسازه؟!»