جملات زیبای کتاب نگرشی بر دین زرتشتی | طاقچه
تصویر جلد کتاب نگرشی بر دین زرتشتی

بریده‌هایی از کتاب نگرشی بر دین زرتشتی

انتشارات:نشر برسم
امتیاز
۳.۷از ۲۲ رأی
۳٫۷
(۲۲)
پیرانگاه‌های زرتشتی، در روز طبیعت و بازه‌های پنج روزه زیارت، ویژه حضور زرتشتیان است و امکان بازدید گردشگران غیرزرتشتی وجود ندارد. جامعه زرتشتی همیشه تلاش کرده در چارچوب قانون، میزبان خوبی برای گردشگران و بازدیدکنندگان از مکان‌های دینی باشد. از همین رو، بسیار شرمنده می‌شویم وقتی ناچاریم از پذیرش گردشگرانی که تصادفا در این روزها، گاه چندین کیلومتر رانندگی کرده‌اند و به پیران آمده‌اند، خودداری کنیم. از همین رو فکر کردم شاید آوردن بازه زمانی زیارت در این کتاب کمک کند تا علاقه‌مندان پیش از برنامه‌ریزی سفر خود به این بازه‌های زمانی توجه کنند. تاریخ‌های زیر همه به ماه‌های خورشیدی هستند: پیر هریشت: ۷ فروردین تا ۱۱ فروردین پیر ستی‌پیر: ۲۴ خرداد (تنها همین روز) پیر سبز (چک چک): ۲۴ خرداد تا ۲۹ خرداد پیر نارستانه: ۲ تیر تا ۶ تیر پیر پارس‌بانو: ۱۳ تیر تا ۱۷ تیر پیر نارکی: ۱۲ امرداد تا ۱۶ امرداد
Anahita
جشن به معنای نیایش در زبان اوستایی، بیانگر این موضوع است که ابراز شادی و سرخوشی، گونه‌ای نیایش و سپاسداری از خداوند به سبب آفریده‌هایش است. در فرهنگ زرتشتی، وجود جشن‌های مختلف و پرشمار، نشان‌دهنده اینست که شادی، نوعی ارزش اخلاقی به شمار می‌رود که باید در جامعه تمرین و بازتولید شود.
Mehrdad
هر موجودی یک فروهر منحصر به فرد دارد و پس از مرگ، این فروهر به نزد مبدا خود یعنی خداوند باز می‌گردد. اما پیوندش با زمینیان را هم نمی‌گسلد و هر سال در آستانه نوروز، به نزد خانواده‌اش بازمی‌گردد.
هدیه
غیر از این روزها، پیش از سفر خود، امکان بازدید از مکان‌ها را با انجمن‌های زرتشتی متولی آن مکان‌ها هماهنگ بفرمایید. زیرا در زمان برگزاری برخی آیین‌های دیگر هم ممکن است امکان بازدید گردشگران فراهم نباشد.
Anahita
در بخش‌های بعدی گاتها، زرتشت باز از نیروهای آسمانی و اخلاقی که در کنار خود دارد و از آن برای بهبود زندگی مردمان بهره می‌برد سخن می‌گوید. پس به نظر می‌رسد تصویری که از «پیامبر» در اندیشه زرتشتی تعریف می‌شود، بیانی است از انسان آرمانی زرتشتی. یعنی کسی که برای ایجاد نظمی ایده‌آل و زندگی‌ساز (اشا) تلاش می‌کند. نیک‌اندیش و نیکخواه (وهومن) است. دارای نیرو، اراده و مدیریت نیک (خشترا) است. از اندیشه رسا و کامل (آرمئیتی) بهره می‌برد. در تلاش برای رسیدن به کمال و رسایی (هئوروتات) است و می‌کوشد اثری ماندگار و نامیرا از خود به یادگار بگذارد (امرتات).
کاربر ۴۴۷۵۰۱۱
پیران یا پیرانگاه واژه یا اصطلاح «پیر» یا «پیران» که در گویش زرتشتی به صورت «پیرون» تلفظ می‌شود، اشاره به گروهی از مکان‌های دینی-اجتماعی زرتشتیان دارد که بیشتر آنها در استان یزد جای گرفته‌اند. هر چند واژه پیران، شکل جمع واژه پیر است و معمولا برای اشاره به یک مکان باید از شکل مفرد آن استفاده کرد، اما در بین جامعه سنتی زرتشتیان، این مکان‌ها به طور عام به شکل جمع یا پیران نامیده می‌شوند. شاید به این دلیل که گونه‌ای ارتباط و پیوستگی بین همه آنها با هم احساس می‌شود. ریشه این حس پیوستگی به روایت‌هایی برمی‌گردد که پیشینه و چگونگی پیدایش این مکان‌ها را توضیح می‌دهد.
کاربر ۳۲۵۵۵۴۱
با گذر زمان و تغییر تدریجی نسبت جمعیتی، اعتماد به نفس حاکمان عرب برای اعمال قدرت بر جامعه جدید تحت سلطه بیشتر هم شد. به طوری که گاه حاکمان منصوب مناطق، بر خلاف پیمان‌نامه‌های اولیه اقدام به تخریب آتشکده‌ها یا محدود کردن مراسم دینی زرتشتیان می‌کردند.
زهرا
جان پس از مرگ، از بین می‌رود. تن، تجزیه می‌شود و باید سریعتر و با کمترین آلودگی، بازگشتش به طبیعت را آسان‌سازی کرد. روان در پل چینود، پاسخگوی رفتارهای هر فرد است. روان فرد حتی اگر بدکار باشد، در جهان دیگر پالایش می‌شود و پس از ۳۰ سال نمادین، به فروهر می‌پیوندد.
هدیه
نیکی اخلاقی از دید جهان‌بینی زرتشتی بر پایه حفظ، بازتولید و گسترش «زندگی» تعریف می‌شود. یعنی آنچه تندرستی‌آور، شادی‌بخش، زاینده و سازنده است نیک دانسته می‌شود
Mehrdad
یک بند جالب در گاتها است که در آن زرتشت جوانترین دخترش «پورچیستا» را خطاب قرار می‌دهد و از او می‌خواهد برای انتخاب همسرش با خرد خود و دانش رسا (آرمئیتی) همپرسگی کرده و با دانش نیک رفتار کند. یعنی دختر زرتشت این فرصت را از دید اجتماعی داشته که درباره ازدواج خود تصمیم بگیرد.
Mehrdad
به نظر می‌رسد کهن‌ترین نام این دین «مَزدِیَسنا» است که از ترکیب دو واژه «مزدا» و «یسنا» پدید آمده است. مزدا به معنای «دانای بزرگ» یا «خردآفرین» و یکی از نام‌های خداوند در فرهنگ زرتشتی و یسنا به معنای ستاینده یا پرستشگر است. یسنا از ریشه «یَسنَه»، به معنای ستایش و نیایش است. از همین رو می‌توان برگردان واژه مزدیسنا را «پرستش خردآفرین»، «مزداپرستی» یا به تعبیری ساده‌تر «خداپرستی» دانست. این برگردان روشن از نام کهن دین زرتشتی، درونمایه بنیادین آن را به نمایش می‌گذارد. به کسی پیرو دین مزدیسنا باشد، «مزدِیَسن» یا مزداپرست گفته می‌شود.
زهرا
مجوس یا مجوسی یکی از این عناوین است که جنبه رسمی بیشتری داشت و در کتاب‌های نگاشته شده فارسی و عربی در سده‌های مختلف به کار رفته است. این واژه برآمده از واژه مَگوش، یا «مُغ» است که به موبدان و روحانیان زرتشتی گفته می‌شد. واژه جادو یا جادویی در زبان انگلیسی (majestic) از همین ریشه است و اشاره دارد به برداشتی که یونانیان باستان و غربیان متقدم نسبت به توانایی‌های ماورایی روحانیان باستانی ایران داشته‌اند.
زهرا
اگر خیلی فشرده بخواهیم رفتار کورش هخامنشی در برابر اقوام و ادیان گوناگون را تحلیل کنیم و تاکید داریوش بر ایجاد گونه‌ای نظم جهانی مبتنی بر استقلال فرهنگی اقوام (ساتراپی‌ها) را در نظر بگیریم، هخامنشیان بیش از هر فرمانروایی در تاریخ ایران با آموزه‌های زرتشت هماهنگ بوده‌اند.
زهرا
اشکانیان از گونه‌ای خط پهلوی به نام پهلوی اشکانی استفاده می‌کردند که جزو یکی از زبان‌های فارسی میانه دسته‌بندی می‌شود. بسیاری از شاهنامه‌پژوهان فکر می‌کنند بخش پهلوانی شاهنامه، با الهام از روایت‌ها و متون اشکانی نگاشته شده باشد. به هر روی از اشکانیان به عنوان فرمانروایی که طولانی‌ترین مدت فرمانروایی در ایران باستان را در اختیار داشتند و کشور را از دست بیگانگان بیرون آوردند، به نیکی یاد می‌شوند.
زهرا
این روند فزاینده آزار و فشار بر زرتشتیان ادامه داشت تا اینکه در عصر صفوی به اوج خود رسید. صفویان در بخشی از جنگ‌های خود با عثمانیان، چند هزار تن ارمنی را از سرزمینشان کوچانده و در اصفهان ساکن کرده بودند. به همین ترتیب، گروهی از زرتشتیان ساکن اصفهان را در محله‌ای به نام «گبر محله» گردآورده بودند و از آنان به عنوان کارگران فصلی ارزان‌قیمت استفاده می‌کردند. در زمان سلطان حسین آخرین و از جهاتی نادان‌ترین فرمانروای صفویه، او دستور به تغییر دین اجباری زرتشتیان اصفهان می‌دهد. گروهی تسلیم و مسلمان می‌شوند و باقی از دم تیغ می‌گذرند. آتشکده زرتشتیان ویران و به سرعت مسجدی بر ویرانه‌های آن بر پا می‌شود.
زهرا
زرتشتیان برای جلوگیری از نابودی خود چند راهبرد مختلف در پیش گرفتند. نخست مهاجرت به شبه قاره هند. ساسانیان دارای شبکه بازرگانی دریایی گسترده‌ای بودند و با شبه قاره هند، رابطه تجاری پیوسته‌ای داشتند. با یورش اعراب، شماری از زرتشتیان از راه دریا به شهر گجرات هند مهاجرت و در این سرزمین ساکن شدند. بعدها روند مهاجرت زرتشتیان به هند و پیوستن به این جامعه، از راه زمینی ادامه یافت. اکنون جامعه پارسیان هند و پاکستان، بازمانده همان مهاجرت هستند.
زهرا
راهبرد دوم، کوچیدن به نقاطی دور از دسترس و بد آب و هوا بود تا از دید حاکمان فرمانروایی‌های گوناگون به دور باشند و امنیت بیشتری بیابند. پس زرتشتیان فارس و مناطق غربی به یزد و زرتشتیان مناطق شرقی به کرمان کوچیدند. زرتشتیان، روستاهایی را در دورترین نقاط بیابان بر پا کردند و با دانش مهندسی شگفت‌آور و ساخت کاریز (قنات)، به کشاورزی در دل بیابان پرداختند. کمینه فایده موضع‌گرفتن زرتشتیان در بیابان‌های یزد و کرمان، دشوار شدن حضور ستمگران راحت‌طلب و کم‌ارزش بودن زمین‌ها، برای برانگیختن طمع آنان بود.
زهرا
دوزخ مردمان مناطق شمالی سردسیر بسیار سرد و جهنم مردمان میان‌رودان و سرزمین‌های غرب آسیا، سوزان و آتشین بود. گروثمان مردمان آریایی همراه با آرامش و روحانیت و جنت مردمان نه چندان مرفه و برخوردار عرب، آکنده از جوی‌های شیر و عسل و سیه‌چشمان مه‌پیکر بود.
زهرا
در برخی متونی که در دوره ساسانی نگاشته شد، تلاش شد برای تحت تاثیر قرار دادن عموم جامعه، جهان دیگر ملموس‌تر و فیزیکی‌تر شود. یکی از مشهورترین این آثار، «ارداویراف‌نامه» است که شرح سفر «ارداویراف» به جهان دیگر و گزارش خوشی‌های نیکوکاران در بهشت و رنج‌های گناهکاران در دوزخ است. این کتاب همراه با تصاویری بوده است تا حتی برای خواننده بی‌سواد هم دریافتنی باشد. به طور روشنی، این کتاب تلاشی است برای ایجاد ترس در مخاطبان برای رعایت قواعد مذهبی و احکام دینی آن دوران.
زهرا
مشخص است که این رویکرد مورد تایید اشوزرتشت نبود. زیرا اگر زرتشت خود موافق چنین نگرشی به جهان دیگر بود، می‌توانست خود چنین توصیف و شرحی را در گاهان بیاورد. البته به نظر می‌رسد رویکرد ترس‌دهنده از عذاب جهان دیگر برای گناهکاران، توسط ادیان بعدی به گستردگی مورد استفاده قرار گرفت.
زهرا
اشاره‌ای که اشوزرتشت به مفهوم بینش دارد، همان نگاهی است که در ریشه‌شناسی واژه «دین» دیدیم. یعنی در اندیشه زرتشت، آنچه خوشبختی یا بدبختی (چه مادی و چه غیرمادی) انسان‌ها را پدید می‌آورد، نوع نگاه آنها به جهان است. اگر انسانی نگاهش به جهان را نتواند به درستی تنظیم کند، تصمیمات نادرستی می‌گیرد و آزردگی روانش را در طول زندگی و در پایان، به همراه دارد.
کاربر ۹۸۹۹۶۵۲
اما در نگاه جهان‌بینی دینی زرتشتی که نجات‌بخشی را در پیکره جاری زندگی، بدون چنین پایان سهمگینی تصویر می‌کند، این رستاخیز نیز به زندگی جاری بشری تزریق می‌شود و شاید بتوان از آن به عنوان رویدادهای شگرف اجتماعی و سیاسی یاد کرد.
کاربر ۹۸۹۹۶۵۲
روایت نخست، برداشتی گاهانی و بر اساس متن گاتها است. در این بیان، نجات‌بخش یک مفهوم همگانی است و یک خویشکاری فراگیر است. هر انسانی که بتواند روی جهان پیرامونش تاثیر مثبتی بگذارد در سطحی از نجات‌بخشی جای می‌گیرد. این تفسیر بیشتر برگرفته از برگردان واژه «سوشیانت» یا «سوشیانس» به معنی سودرساننده است.
کاربر ۹۸۹۹۶۵۲
در گاتها، سوشیانت تا حدی تصویرگر کاری است که خود زرتشت در حال انجام آن است. سوشیانت سودرساننده‌ایست که نقش اصلاحگری و بهبود دارد و زندگی مردمان و جهان را به طور پیوسته و تدریجی بهتر می‌کند.
کاربر ۹۸۹۹۶۵۲

حجم

۱۷۷٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۸۴ صفحه

حجم

۱۷۷٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۸۴ صفحه

قیمت:
۴۳,۰۰۰
تومان