«جز اینکه خورشید امشب هم غروب میکنه و فردا دوباره طلوع میکنه، کی دیگه با اطمینان چیزی رو میدونه؟ ولی میشه حدسهای خوب زد.»
غزل
«این هم مثل همهٔ آدمیزادها، همون چیزی رو میبینه که دلش میخواد ببینه.»
Book
«تو واقعاً سنگدلی آیدان!»
«عوضش لااقل احمق نیستم.»
Sara
«از منتظر موندن و امیدوار بودن خسته شدم. برو بذار توی حال خودم باشم.»
Book
«ترجیح میدم احمق باشم تا سنگدل و بیعاطفه.»
«خب پس به آرزوت رسیدی دیگه، نه؟»
(: wolf
دانستن اسم کسی که اسمت را نمیداند، یکجورهایی به آدم قدرت میدهد.
Book
جز اینکه خورشید امشب هم غروب میکنه و فردا دوباره طلوع میکنه، کی دیگه با اطمینان چیزی رو میدونه؟
Book