مادر و سوفیا، بارهاوبارها باهم درهم میآمیزند. بهسادگی ممکن است مردی مادر خود را در جایگاه الهی بگذارد و با وی بهمانند سوفیا رفتار کند. اگر چنین شود، مرد تا پایان عمر، مادرش را ملاکی برای آنچه «خرد» بهشمار میرود، یا مصداق تنانیشدهٔ (embodiment) همهٔ خردها خواهددانست. این امر بهویژه در مورد مردهایی صادق است که مادری بسیار عاقل یا بسیار قدرتمند دارند. اگر مرد نتواند بین مادر شخصی خود و ایزدبانوی خرد (سوفیا) تمیز و تشخیص بایسته را قائل شود، افکار، بینشها، و سلیقههای مادرش بر زندگی او فرمانروا خواهدبود. گرچه چنین امری سبب ایجاد وضعیتی شاد در رابطهٔ بین مادر و پسر خواهد بود، از اصل و بنیان، فاقد سازندگی است؛ زیرا زنانگی وجود یا بخش زنانهٔ خودِ مرد، مجالی برای آشکار کردن خود پیدا نمیکند