خدایان زندگیاش را به سخره گرفتند. او را گرفتند، شکلش دادند، و به مردی تبدیلش کردند که دیگر تاب تحملش را نداشت. اینک در پایان راه، او حتی توان نداشت خشمگین شود و خروش برآورد.
کاربر ۵۱۲۶۱۹۰
آتنا کف دستانش را جلوی خود گرفت و بههم چسباند. آنها را آرام از هم جدا کرد و در فاصلهٔ بینشان منظرهای در هوا، بین او و آرتمیس، شکل گرفت.