«بعضی وقتها کارتهای بازی خوبی دست آدم نمیآد و این منصفانه نیست. اما فکر میکنم اگر با همون دست بد با شجاعت و همدلی بازی کنی، آدم قویتری میشی. سخته، میدونم یه وقتهایی دنیا میزندت زمین و با خودت فکر میکنی که قراره زندگی همینجوری بمونه.»
رونان سرش را میآورد بالا و به هِنری نگاه میکند. «آره، دقیقاً همین حس رو دارم.»
«اما رونان، تنها سؤالی که باید از خودت بکنی اینه که... میخوای مثل یه قربانی به زندگیت ادامه بدی؟ یا کسی که جون سالم به در برده؟»