
Book
۱۶
آدمها هرچه دلشان میخواهد بهت میگویند و بعد نظرشان را عوض میکنند.
ناشناس خاص
۸
حالا دنیا شبیه اقیانوس است. من بیوزنم و مهم نیست نمیتوانم راه بروم؛ چون میتوانم شنا کنم.
ناشناس خاص
۸
همدلی و دلسوزی، الی! همهٔ ما به این دوتا نیاز داریم. همدلی و دلسوزی.»
ناشناس خاص
۷
توانستند چنین چیزِ محشری بسازند؛ چون به آن عشق داشتند. برایشان مهم نبود دیگران آن را دوست داشته باشند یا به نظرشان عجیبوغریب باشد.
melik
۷
نه اینکه بچهٔ بدی باشم؛ واقعاً نیستم.
موضوع فقط این است که مردم فکر میکنند دختربچههایی که روی صندلی چرخدار مینشینند، حتماً باید مهربان و دوستداشتنی باشند.
ببخشید که من هم برای خودم عقایدی دارم.
Dr.Kimiya
۶
پروردگارا به من آرامش بده.
ناشناس خاص
۵
درست کردن چرخ ماشین با درست کردن آدمها فرق دارد
melik
۵
چیز مهمی نبود؛ اما آنقدر دربارهاش هیاهو کردند که مهم شد.
Book
۵
غیرعادی بودن برای من عادی شده است.
Book
۴
تنها چیزی که دربارهٔ مامان مطمئنم، این است که تقریباً از عهدهٔ هر کاری برمیآید.
Book
۴
فکر کنم خانواده تا وقتی خانواده حساب میشود که همهچیز خوبوخوش باشد.
وردة الحمراء
۴
هیچکس نمیداند چه در انتظارش است.
rozhin
۳
چیز مهمی نبود؛ اما آنقدر دربارهاش هیاهو کردند که مهم شد.
وردة الحمراء
۳
هیچوقت مجبور نیستی روزِ اول رو دوباره تکرار کنی. یه بار پشت سر گذاشتیش. به عقیدهٔ من، «اولینها» همیشه بدترینند. اولین ملاقات، اولین روز، اولین شغل. حالا روز دوم رو پیشِرو داری
وردة الحمراء
۳
غذا در همهٔ دنیا آدمها را بههم وصل میکند.
وردة الحمراء
۳
هیچچیز توی این دنیا جدید نیست.
وردة الحمراء
۳
«بعضیوقتها، بهترین کار همونیه که از قبل براش برنامهریزی نکرده بودی.»
~somy
۳
یکیدو دقیقه مشغول جویدن میشوند و من هم زُل میزنم به دستهایم؛ چون همیشه وقتی دیگران چیزی میخورند و من نمیخورم، یکجورهایی معذب میشوم.
Hami
۳
نکتهٔ مهم درمورد اختلافِ نظر با افراد خانواده این است که نمیتوانید از آنها دور شوید. مجبورید نزدیکشان بمانید تا موقعی که اختلافتان حل شود یا رابطهتان برای همیشه قطع شود.
rozhin
۲
شما شگفتانگیزید. حرفم را تکرار میکنم: شما شگفتانگیزید. اجازه ندهید کسی بهجز خودتان، شما را وصف کند.
rozhin
۲
درست کردن چرخ ماشین با درست کردن آدمها فرق دارد.
rozhin
۲
دیدن آدمهای جدید برایم خستهکننده است
rozhin
۲
و میدانم نمیتوانم در این کشمکش پیروز باشم. وقتی پای عزیزانت وسط باشد، نمیتوانی درست بجنگی.
rozhin
۲
«خُب، طبق گفتهٔ انجیل، هیچچیز توی این دنیا جدید نیست. به نظرم بهتره چیزی رو انتخاب کنی که حرفِ دلت رو میزنه.»
m
۲
وقتی مشغول کاری هستی که تمام ظرفیت مغزت را درگیر میکند، مثل این است که دنیا ازت دور میشود و راحتت میگذارد
Book
۲
معجزههای نامرئی هم ممکن است اتفاق بیفتد
Book
۲
حس میکنم با اینکه تازه همدیگر را دیدهایم، اما خیلی بههم نزدیکیم.
Hami
۲
آدمها هرچه دلشان میخواهد بهت میگویند و بعد نظرشان را عوض میکنند.
rozhin
۱
مردود، مردود است؛ چه فرقی میکند این کلمه را با چه رنگی بنویسیم؟
rozhin
۱
«چرا من باید به حرفهای تو گوش کنم؟ وقتی تو هیچوقت به حرفهای من گوش نمیدی؟!»
