
دنیز بنفش💜(:
۵۶
«اگه فردا شادی رو پیدا کردی، یادت نره کدوم غمها بودن که تو رو به اون رسوندن!»
دنیز بنفش💜(:
۴۰
جادوگرها چند هفته بدون آب زنده میمونن، ولی بدون کتاب فقط چند روز.
chocolate
۳۸
اگه کم مونده بود بمیرین، پس یعنی نمُردین!
دنیز بنفش💜(:
۲۱
حالا دیگه من خوشحالم!
دنیز بنفش💜(:
۱۵
بقیه رو نمیدونم، ولی واسهٔ من، واقعیت یه تاریکی عمیقه که مجبورم هر روز باهاش بجنگم تا بتونم یه جای امن و خوشگل ازش بسازم. ولی همیشه وقتی شب میشه و میرم توی فکر، تاریکی دوباره برمیگرده.
chocolate
۱۱
اگر دری به رویتان بسته شد، پشت آن دلیلی نهفته. اگر قفل نبود، میشود آن را دوباره باز کرد.
raana
۹
«همیشه از اینکه توی دنیا اینهمه آدم هست و هر کدوم از ما، توی زندگیهامون اینهمه داستان داریم، تعجب میکنم.»
paria
۷
واقعیت این است که هر آنکه تابهحال زیسته؛
در میان فقدانها و دلشکستگیها زیسته. بله، شادی هست،
اما هر انسانی دیر یا زود طعم غم را میچشد. دردکشیدن عجیب نیست.
دوستان ناامیدت میکنند، کسی به تو خیانت میکند و همواره ممکن
است عزیزی را از دست بدهی.
آغازکردن داستانی زیر سایهٔ غمواندوه، آزاردهنده است.
اما باید به یاد داشت که در پس هر سختی،
ردّپایی از جادو پیداست.
ناشناس خاص
۶
یه وقتهایی جوابِ سؤالهامون از اون چیزی که انتظار داریم، دردناکترن.»
chocolate
۶
گوشدادن به اشتباه دارِن هم، اشتباه بود.
ساعتها طول کشید تا بالاخره بفهمند دارِن در دوران کودکی، ساعتجیبی همسایهاش را دزدیده و از این بابت ناراحت است.
ساجده عباسی
۶
«اگه فردا شادی رو پیدا کردی، یادت نره کدوم غمها بودن که تو رو به اون رسوندن!»
ناشناس خاص
۵
«اتفاقها میافتن که آدم ازشون درس بگیره.»
🕊️📚kerm ketab
۵
ما کار بدی نکردیم که بخوایم به پلیس جواب پس بدیم. به تو ظلم شده و ما دنبال عدالتیم. همین!
کرم کتاب🐛📗
۴
«ذهن انسان چیزی فراتر از سیناپسها و فرایند فکرکردن است. کلیدهایی دارد که میتوانند خاموش و روشن شوند و احساسات، افکار و حتی اعمال را تغییر دهند. زمانی که بتوانیم ارتباط این کلیدها را دریابیم، این توانایی را داریم که خودمان را طوری کنترل کنیم که فکرش را هم نمیکردیم ممکن باشد. در این صورت رفتارهای بیاختیار، دیگر اتفاق نمیافتند.»
ناشناس خاص
۳
فهم و درک مردم دست من نیست. من مثل اونها نیستم که از دنیا جایی بسازم که توش هیچ فرصتی برای پیشرفت و بهچالشکشیدن آدمها نباشه.
ناشناس خاص
۲
«دنیا هنوز همونه. فقط جا برای پرواز، بیشتر شده.»
ناشناس خاص
۲
چرا اجازه میدیم گذشته اینطوری فلجمون کنه؟
ناشناس خاص
۲
برای رسیدن به چیزهای خوب، باید قدمهای بزرگ برداشت.»
hasaneh
۲
«پیغام عصرگاهی امروزِ من به شما این است: اگر دری به رویتان بسته شد، پشت آن دلیلی نهفته. اگر قفل نبود، میشود آن را دوباره باز کرد.»
hasaneh
۲
«جادو توی نیروی جاذبهست. جادو توی سیستم نامهرسانیه، توی چیزهای معمولی!»
سنبل بنفش
۲
«اگه فردا شادی رو پیدا کردی، یادت نره کدوم غمها بودن که تو رو به اون رسوندن!
Mohammad Khosravi
۲
«من کیام؟»
«این از اون سؤالهاست که یه عمر باید زندگی کنی تا به جوابش برسی. انگار که از من بخوای برات خورشید رو توی روز اولی که دیدمش، توصیف کنم! تعریف من از خورشید ممکنه خیلی ساده و ابتدایی باشه. آدمیزاد اول باید زندگی کنه که بشه تعریفش کرد.»
Sarina
۲
واقعیت این است که هر آنکه تابهحال زیسته؛
در میان فقدانها و دلشکستگیها زیسته. بله، شادی هست،
اما هر انسانی دیر یا زود طعم غم را میچشد. دردکشیدن عجیب نیست.
دوستان ناامیدت میکنند، کسی به تو خیانت میکند و همواره ممکن
است عزیزی را از دست بدهی.
آغازکردن داستانی زیر سایهٔ غمواندوه، آزاردهنده است.
اما باید به یاد داشت که در پس هر سختی،
ردّپایی از جادو پیداست.
Sarina
۲
«باید بری بیرون تا بفهمی! بعضی آدمها بدجنسان و بعضیها خوبن. بدشانسی تو این بود که فقط بدجنسها رو دیدی.
Sarina
۲
باورکردن چیزی که همه بهش باور دارن، کار راحتیه!»
غزل
۱
واقعیت این است که هر آنکه تابهحال زیسته؛
در میان فقدانها و دلشکستگیها زیسته. بله، شادی هست،
اما هر انسانی دیر یا زود طعم غم را میچشد. دردکشیدن عجیب نیست.
دوستان ناامیدت میکنند، کسی به تو خیانت میکند و همواره ممکن
است عزیزی را از دست بدهی.
آغازکردن داستانی زیر سایهٔ غمواندوه، آزاردهنده است.
اما باید به یاد داشت که در پس هر سختی،
ردّپایی از جادو پیداست.
غزل
۱
«اگه فردا شادی رو پیدا کردی، یادت نره کدوم غمها بودن که تو رو به اون رسوندن!»
ناشناس خاص
۱
«اگه فردا شادی رو پیدا کردی، یادت نره کدوم غمها بودن که تو رو به اون رسوندن!»
Amaya:) ~
۱
واقعیت این است که هر آنکه تابهحال زیسته؛
در میان فقدانها و دلشکستگیها زیسته. بله، شادی هست،
اما هر انسانی دیر یا زود طعم غم را میچشد. دردکشیدن عجیب نیست.
دوستان ناامیدت میکنند، کسی به تو خیانت میکند و همواره ممکن
است عزیزی را از دست بدهی.
آغازکردن داستانی زیر سایهٔ غمواندوه، آزاردهنده است.
اما باید به یاد داشت که در پس هر سختی،
ردّپایی از جادو پیداست.
paria
۱
شبها دیگر ترسناک نبودند. راستش به او احساس آشنایی میدادند.
