
کتاب گفت و گو با غریبه ها
چرا در تشخیص حالات درونی دیگران شکست میخوریم
انتشارات:
انتشارات کتاب مرو٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کاربر ۹۸۸۹۵۷
۱۷
ما فکر میکنیم میتوانیم بهراحتی با تکیه بر کوچکترین سرنخها درون قلب دیگران را ببینیم. ما بدون فکر دربارهٔ غریبهها قضاوت میکنیم. و البته محال است دربارهٔ خودمان چنین قضاوتی بکنیم. از نظر خودمان ما پرجزئیات، پیچیده و معماگونه هستیم. اما غریبهها... درکشان بسیار راحت است.
shahram238
۵
برای خروج از وضعیت «حقیقت پیشفرض» چیزی لازم است که لوین آن را «جرقه» مینامد. جرقه همان بارقههای اول شک نیست. ما تنها زمانی از وضعیت حقیقت پیشفرض خارج میشویم که فرضیات اولیهمان بهطور قطع زیر سؤال میروند. به عبارت دیگر، ما مثل دانشمندان هوشیار رفتار نمیکنیم که آهسته شواهد و مدارک حقیقی بودن یا دروغین بودن چیزی را گردآوری کنیم و بعد نتیجه بگیریم. دقیقاً عکس آن عمل میکنیم. ما کار را با باور کردن آغاز میکنیم. و تنها زمانی دست از باور کردن میکشیم که شکها و شبهههای ما بهحدی بالا میگیرند که دیگر نمیتوانیم توضیحی برایشان ارائه دهیم.
کاربر ۴۳۱۹۲۰۲
۴
پیشفرض قرار دادن حقیقت یک معضل است. همان چیزیست که اجازه میدهد جاسوسها و کلاهبردارها راحت برای خودشان بچرخند.
Sepideh_Lotfi
۳
مسألهٔ جاسوسها این نیست که آنها خیلی زیرک هستند. مشکل از ماست.
Sepideh_Lotfi
۳
و چرا ما فکر میکنیم وقتی کسی قیافهٔ غمگین به خودش میگیرد، به زمین خیره میشود و سرش را پایین میاندازد، تحولی بنیانی در قلب و روحش رخ داده؟ زندگی واقعی که سریال فرندز نیست.
Sepideh_Lotfi
۳
به عبارت دیگر، انسانها در امر تشخیص دروغ نابلد نیستند. ما در وضعیتهایی در امر تشخیص دروغ نابلد هستیم که سوژهٔ مورد قضاوت با باورهای ما از افراد دروغگو همخوانی ندارد.
shahram238
۲
ما فکر میکنیم میتوانیم بهراحتی با تکیه بر کوچکترین سرنخها درون قلب دیگران را ببینیم. ما بدون فکر دربارهٔ غریبهها قضاوت میکنیم. و البته محال است دربارهٔ خودمان چنین قضاوتی بکنیم. از نظر خودمان ما پرجزئیات، پیچیده و معماگونه هستیم. اما غریبهها... درکشان بسیار راحت است.
shahram238
۲
شما حرف افراد را باور میکنید؛ نه به این خاطر که شکی دربارهاش ندارید. باور، بهمعنای نبودِ شک نیست. شما حرف مردم را باور میکنید، چون بهاندازهٔ کافی دربارهشان شک ندارید.
jawhar karimi
۱
ما فکر میکنیم میتوانیم بهراحتی با تکیه بر کوچکترین سرنخها درون قلب دیگران را ببینیم. ما بدون فکر دربارهٔ غریبهها قضاوت میکنیم. و البته محال است دربارهٔ خودمان چنین قضاوتی بکنیم. از نظر خودمان ما پرجزئیات، پیچیده و معماگونه هستیم. اما غریبهها... درکشان بسیار راحت است.
Sepideh_Lotfi
۱
ما فکر میکنیم میتوانیم بهراحتی با تکیه بر کوچکترین سرنخها درون قلب دیگران را ببینیم. ما بدون فکر دربارهٔ غریبهها قضاوت میکنیم. و البته محال است دربارهٔ خودمان چنین قضاوتی بکنیم. از نظر خودمان ما پرجزئیات، پیچیده و معماگونه هستیم. اما غریبهها... درکشان بسیار راحت است.
اگر بخواهم با این کتاب شما را دربارهٔ یک نکته متقاعد کنم، اجازه بدهید آن نکته این باشد: درک غریبهها اصلاً کار راحتی نیست.
Sepideh_Lotfi
۱
بعد از چهار سال حبس کشیدن در زندان ایتالیا بهجرم رفتار نکردن به شکلی که ما در زمان کشته شدن همخانهٔ کسی انتظار داریم٬ آزاد شده بود. با این حال، دایان ساویر چه حرفی به او میزند؟ او آماندا ناکْس را توبیخ میکند، چون آنطور که ما انتظار داریم افراد بعد از کشته شدن همخانهشان رفتار کنند، رفتار نکرده بود.
shahram238
۰
پرانین از این پدیده با عنوان «توهم بینش نامتقارن» یاد میکند. او در این باره مینویسد: «این باور راسخ که ما دیگران را بیشتر از آنچه آنها ما را میشناسند، میشناسیم و ما بینشی دربارهٔ آنها داریم که آنها دربارهٔ خودشان ندارد (و برعکس)، باعث میشود ما در شرایطی که بهتر است گوش کنیم، حرف بزنیم و وقتی لازم است صبور باشیم، وقتی دیگران ادعا میکنند از منظورشان بد برداشت شده یا غیرمنصفانه دربارهشان قضاوت شده، در قبالشان ناشکیبایی به خرج دهیم.»
mohad
۰
ما مثل دانشمندان هوشیار رفتار نمیکنیم که آهسته شواهد و مدارک حقیقی بودن یا دروغین بودن چیزی را گردآوری کنیم و بعد نتیجه بگیریم. دقیقاً عکس آن عمل میکنیم. ما کار را با باور کردن آغاز میکنیم. و تنها زمانی دست از باور کردن میکشیم که شکها و شبهههای ما بهحدی بالا میگیرند که دیگر نمیتوانیم توضیحی برایشان ارائه دهیم.
mohad
۰
شما حرف افراد را باور میکنید؛ نه به این خاطر که شکی دربارهاش ندارید. باور، بهمعنای نبودِ شک نیست. شما حرف مردم را باور میکنید، چون بهاندازهٔ کافی دربارهشان شک ندارید.