
بریدههایی از کتاب گفت و گو با غریبه ها
۳٫۶
(۹)
ما فکر میکنیم میتوانیم بهراحتی با تکیه بر کوچکترین سرنخها درون قلب دیگران را ببینیم. ما بدون فکر دربارهٔ غریبهها قضاوت میکنیم. و البته محال است دربارهٔ خودمان چنین قضاوتی بکنیم. از نظر خودمان ما پرجزئیات، پیچیده و معماگونه هستیم. اما غریبهها... درکشان بسیار راحت است.
کاربر ۹۸۸۹۵۷
پیشفرض قرار دادن حقیقت یک معضل است. همان چیزیست که اجازه میدهد جاسوسها و کلاهبردارها راحت برای خودشان بچرخند.
کاربر ۴۳۱۹۲۰۲
برای خروج از وضعیت «حقیقت پیشفرض» چیزی لازم است که لوین آن را «جرقه» مینامد. جرقه همان بارقههای اول شک نیست. ما تنها زمانی از وضعیت حقیقت پیشفرض خارج میشویم که فرضیات اولیهمان بهطور قطع زیر سؤال میروند. به عبارت دیگر، ما مثل دانشمندان هوشیار رفتار نمیکنیم که آهسته شواهد و مدارک حقیقی بودن یا دروغین بودن چیزی را گردآوری کنیم و بعد نتیجه بگیریم. دقیقاً عکس آن عمل میکنیم. ما کار را با باور کردن آغاز میکنیم. و تنها زمانی دست از باور کردن میکشیم که شکها و شبهههای ما بهحدی بالا میگیرند که دیگر نمیتوانیم توضیحی برایشان ارائه دهیم.
shahram238
ما فکر میکنیم میتوانیم بهراحتی با تکیه بر کوچکترین سرنخها درون قلب دیگران را ببینیم. ما بدون فکر دربارهٔ غریبهها قضاوت میکنیم. و البته محال است دربارهٔ خودمان چنین قضاوتی بکنیم. از نظر خودمان ما پرجزئیات، پیچیده و معماگونه هستیم. اما غریبهها... درکشان بسیار راحت است.
shahram238
شما حرف افراد را باور میکنید؛ نه به این خاطر که شکی دربارهاش ندارید. باور، بهمعنای نبودِ شک نیست. شما حرف مردم را باور میکنید، چون بهاندازهٔ کافی دربارهشان شک ندارید.
shahram238
مسألهٔ جاسوسها این نیست که آنها خیلی زیرک هستند. مشکل از ماست.
Sepideh_L
ما فکر میکنیم میتوانیم بهراحتی با تکیه بر کوچکترین سرنخها درون قلب دیگران را ببینیم. ما بدون فکر دربارهٔ غریبهها قضاوت میکنیم. و البته محال است دربارهٔ خودمان چنین قضاوتی بکنیم. از نظر خودمان ما پرجزئیات، پیچیده و معماگونه هستیم. اما غریبهها... درکشان بسیار راحت است.
jawhar karimi
و چرا ما فکر میکنیم وقتی کسی قیافهٔ غمگین به خودش میگیرد، به زمین خیره میشود و سرش را پایین میاندازد، تحولی بنیانی در قلب و روحش رخ داده؟ زندگی واقعی که سریال فرندز نیست.
Sepideh_L
به عبارت دیگر، انسانها در امر تشخیص دروغ نابلد نیستند. ما در وضعیتهایی در امر تشخیص دروغ نابلد هستیم که سوژهٔ مورد قضاوت با باورهای ما از افراد دروغگو همخوانی ندارد.
Sepideh_L
پرانین از این پدیده با عنوان «توهم بینش نامتقارن» یاد میکند. او در این باره مینویسد: «این باور راسخ که ما دیگران را بیشتر از آنچه آنها ما را میشناسند، میشناسیم و ما بینشی دربارهٔ آنها داریم که آنها دربارهٔ خودشان ندارد (و برعکس)، باعث میشود ما در شرایطی که بهتر است گوش کنیم، حرف بزنیم و وقتی لازم است صبور باشیم، وقتی دیگران ادعا میکنند از منظورشان بد برداشت شده یا غیرمنصفانه دربارهشان قضاوت شده، در قبالشان ناشکیبایی به خرج دهیم.»
shahram238
ما مثل دانشمندان هوشیار رفتار نمیکنیم که آهسته شواهد و مدارک حقیقی بودن یا دروغین بودن چیزی را گردآوری کنیم و بعد نتیجه بگیریم. دقیقاً عکس آن عمل میکنیم. ما کار را با باور کردن آغاز میکنیم. و تنها زمانی دست از باور کردن میکشیم که شکها و شبهههای ما بهحدی بالا میگیرند که دیگر نمیتوانیم توضیحی برایشان ارائه دهیم.
mohad
شما حرف افراد را باور میکنید؛ نه به این خاطر که شکی دربارهاش ندارید. باور، بهمعنای نبودِ شک نیست. شما حرف مردم را باور میکنید، چون بهاندازهٔ کافی دربارهشان شک ندارید.
mohad
ما فکر میکنیم میتوانیم بهراحتی با تکیه بر کوچکترین سرنخها درون قلب دیگران را ببینیم. ما بدون فکر دربارهٔ غریبهها قضاوت میکنیم. و البته محال است دربارهٔ خودمان چنین قضاوتی بکنیم. از نظر خودمان ما پرجزئیات، پیچیده و معماگونه هستیم. اما غریبهها... درکشان بسیار راحت است.
اگر بخواهم با این کتاب شما را دربارهٔ یک نکته متقاعد کنم، اجازه بدهید آن نکته این باشد: درک غریبهها اصلاً کار راحتی نیست.
Sepideh_L
بعد از چهار سال حبس کشیدن در زندان ایتالیا بهجرم رفتار نکردن به شکلی که ما در زمان کشته شدن همخانهٔ کسی انتظار داریم٬ آزاد شده بود. با این حال، دایان ساویر چه حرفی به او میزند؟ او آماندا ناکْس را توبیخ میکند، چون آنطور که ما انتظار داریم افراد بعد از کشته شدن همخانهشان رفتار کنند، رفتار نکرده بود.
Sepideh_L
حجم
۴۶۶٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۲۵۰ صفحه
حجم
۴۶۶٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۲۵۰ صفحه
قیمت:
۵۲,۵۰۰
تومان