
بریدههایی از کتاب بیمار خاموش
۴٫۴
(۲۳)
احساسات ابراز نشده هرگز نمیمیرند. آنها زندهزنده دفن میشوند و روزی به شیوههایی ناپسند راه به بیرون مییابند...
Farnaz
فکر میکنم چیزی که مرا میترساند خود را به ناشناختهها سپردن است. من دوست دارم بدانم که به کجا میروم.
𝐌𝐚𝐝𝐝𝐢𝐞☽︎
"برای کار کردن در اینجا لازم نیست دیوانه باشید، اما دیوانگی به شما کمک میکند"»
نیکو👷♀️
ایجاد صمیمیت به این نیاز داره که بارها نتیجهٔ مثبت بگیریم _ و این یه شبه محقق نمیشه».
نیکو👷♀️
«انتخاب یک معشوق مثل انتخاب یک درمانگره. لازمه از خودمان بپرسیم این شخص همان کسیه که با من صادقه، انتقادپذیره و اشتباه خودش را میپذیره، و وعدهٔ محال نمیده؟»
نیکو👷♀️
همه جا پر از درد است. و ما فقط چشمان خود را بر آن میبندیم.
𝐌𝐚𝐝𝐝𝐢𝐞☽︎
«خب، موشها کشتی بهگلنشسته را رها میکنند. آنها با چنگودندان از کشتی بالا نمیروند».
نیکو👷♀️
یکی از دردناکترین چیزها اینه که بپذیریم درست در زمانی که بیشتر نیاز به دوستداشتهشدن داشتیم، دوست داشته نشدیم. یه حس هولناکه، دردِ دوستداشتهنشدن».
نیکو👷♀️
عشقی که در آن صداقت نیست سزاوار نیست که عشق نامیده بشه».
نیکو👷♀️
به عقیدهٔ من، این از خطرات نگهداری دفترخاطرات است: همه چیز را بزرگ جلوه میدهی، گوشبهزنگ هستی و پیوسته حقیقت را دستکاری میکنی.
_ ژان پل سارتر
نیکو👷♀️
با گذشت زمان، تماس خود را با منشاء ضربهٔ روحیتان از دست میدهید، و از ریشههای علت آن جدا شده و آن را فراموش میکنید. اما یک روز، تمام آن آسیبها و تمام آن خشم مانند آتشی از شکم اژدها بیرون میزند _ و شما اسلحهای برمیدارید. و خشمتان را نه بر سر پدرتان _ کسی که مرده، فراموش گشته و در دسترس نیست_ بلکه بر سر شوهرتان خالی میکنید
نیکو👷♀️
و جفتمان بهمحض اینکه تونستیم خانه را ترک کردیم. اما خیلی زود فهمیدیم که در دنیای روح و روان، فاصلهٔ جغرافیایی اهمیت چندانی نداره.
نیکو👷♀️
«انتخاب یک معشوق مثل انتخاب یک درمانگره. لازمه از خودمان بپرسیم این شخص همان کسیه که با من صادقه، انتقادپذیره و اشتباه خودش را میپذیره، و وعدهٔ محال نمیده؟»
Farnaz
یکی از دردناکترین چیزها اینه که بپذیریم درست در زمانی که بیشتر نیاز به دوستداشتهشدن داشتیم، دوست داشته نشدیم. یه حس هولناکه، دردِ دوستداشتهنشدن
𝐌𝐚𝐝𝐝𝐢𝐞☽︎
هر چیزی که بر پایهٔ دروغ و کلک بنا شده باشه یه روز فرو میریزه.
𝐌𝐚𝐝𝐝𝐢𝐞☽︎
هیچکس مادرزاد شیطان نبوده است
𝐌𝐚𝐝𝐝𝐢𝐞☽︎
خدا را شکر که این دفتر را دارم که در آن بنویسم. این مرا عاقل نگه میدارد.
𝐌𝐚𝐝𝐝𝐢𝐞☽︎
گرچه بهسرشت صادق نیستم، گاه بهتصادف چنین هستم.
_ ویلیام شکسپیر، حکایت زمستان
نیکو👷♀️
به یاد داشته باش، عشقی که در آن صداقت نیست سزاوار نیست که عشق نامیده بشه
𝐌𝐚𝐝𝐝𝐢𝐞☽︎
حجم
۳۰۱٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۳۵۶ صفحه
حجم
۳۰۱٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۳۵۶ صفحه
قیمت:
۱۰۵,۰۰۰
تومان