
سید رضا بهروزنژاد
۱۱
دیگر مشروب فایدهای به حالش ندارد. هر حالی که حالا داشت داشت و از این به بعد همین بود و اگر آنقدر میخورد تا از حال برود بعد از هشیاری باز همان حال دست میداد.
پویا پانا
۹
انقلابشان برود به درک! من باید فکر بخور و نمیر زن و بچهام باشم و این هم از دستم ساخته نیست. آن وقت او از انقلابش برایم میگوید. مردهشور انقلابش را ببرد.
سید رضا بهروزنژاد
۷
دیگر مشروب فایدهای به حالش ندارد. هر حالی که حالا داشت داشت و از این به بعد همین بود و اگر آنقدر میخورد تا از حال برود بعد از هشیاری باز همان حال دست میداد.
پویا پانا
۴
بدبختهایی هستند که حاضرند از گرسنگی بمیرند و دزدی نکنند.
پویا پانا
۴
تو مثل یک خروسجنگی ازخودراضی هستی. مدام قوقولی قوقو میکنی
پویا پانا
۲
عشق هم یک دروغ کثیف دیگر است.
ایران آزاد
۰
هری با خود میگفت مشروب میخواهم. به من چه که این انقلاب چه غلطی میکند. ... لق انقلابش. برای کمک به کارگرها بانک میزند و همدست خودش را میکشد، بعد آن آلبرت بختبرگشتهٔ کوفتی را که آزاری بهش نرسانده میکشد. این هم یک کارگر بود که کشت. فکر این را نمیکند. زن و بچه هم داشت. کوباییها هستند که به کوبا حکومت میکنند. همهشان به هم کلک میزنند. همدیگر را میفروشند. خلایق هرچه لایق. انقلابشان برود به درک! من باید فکر بخور و نمیر زن و بچهام باشم و این هم از دستم ساخته نیست. آن وقت او از انقلابش برایم میگوید. مردهشور انقلابش را ببرد.