جملات زیبای کتاب نجات ارداس؛ جلد چهارم | طاقچه
تصویر جلد کتاب نجات ارداس؛ جلد چهارمsubscriptionAvailable

کتاب نجات ارداس؛ جلد چهارم

آتش و یخ

نوع کتاب
۴.۹ امتیاز(از ۱۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
شانون هیل، مریم محرابیان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
𝐓𝐀𝐇𝐀
۱
صدا بلندتر شد؛ هنوز کسی آن را نشنیده بود. بریگان از ترس عقب رفت و زوزه کشید. کانِر تلاش کرد بفهمد صدا از کجا می‌آید. آنجا بود. زیر یخ‌ها...
𝐓𝐀𝐇𝐀
۱
اما هنوز نمی‌توانست ماجرا را بگوید. دردش هنوز تازه بود؛ مثل تیری که تازه به قلبش خورده باشد.
𝐓𝐀𝐇𝐀
۱
باد سردی وزید و موجی به پرهای طلایی و قهوه‌ای اِسیکس انداخت. رولان یقه‌اش را شُل کرد؛ پوست بدنش مشخص شد. چانه‌اش را بالا بُرد و بدون هیچ حسی... اِسیکس پرید و به نقشی روی قلب او تبدیل شد...
=o
۰
و متوجه شد که میلین با آرامش خاصی با تالیا و آنا درگیر شده است. آن‌ها حمله می‌کردند، میلین می‌چرخید. آن‌ها ضربه می‌زدند، او چرخ می‌زد. رولان تماشا می‌کرد و تقریباً فراموش کرده بود که میدان نبرد است! تااینکه میلین مُشتی به صورت آنا زد و او را روی زمین انداخت.
=o
۰
شاید بهتر بود من هم می‌سوختم تااینکه خالی از افکار و احساسات شوم و همان‌طور که در دنیا تنها بودم، از درون هم تنها شوم.
aurorablack
۰
«همهٔ این کشمکش‌ها و دردها، توان رو کم می‌کنه. می‌دونم که تو بیشتر از چیزی که من تصورش رو می‌کنم، رنج کشیدی. زندگی سرشار از رنج و درده. من یاد گرفته‌م تنها چیزی که توی زندگی مهمه، اینه که چطور حُفره‌ای رو که رنج‌ها به‌جا می‌ذارن، پر کنیم. بلعنده یه حُفرهٔ بزرگه. اون تلاش می‌کنه دنیا رو نابود کنه تا رنج‌هاش رو پر کنه! ولی قدرت، راضیش نمی‌کنه. طمع اون تصاحب همهٔ اِرداسه.»
aurorablack
۰
«از همون چیزی که از دست دادی، استفاده کن؛ از اون بهره ببر. دست‌به‌کار شو و بدون که هر حُفره‌ای، قدرت بیشتری به تو می‌ده.»