من یه لحظه به سکوت احتیاج دارم.
آرام ِ ایران
کُنت مَکدانِل درحالیکه رولان به اطراف نگاه میکرد تا ببیند اِسیکس ناگهان کجا رفته، گفت: «البته که نیازی نیست. سبزی شما کجا رفته جَوون؟»
میلین با آرنج به رولان زد. کُنت مَکدانِل داشت با او صحبت میکرد.
رولان گفت: «آها! من بیشتر عضو گروه بیاین اِرداس رو نجات بدیم هستم تا عضوِ شنلسبزها!
پیگیری
مهمترین چیزی که رولان در تمرینها یاد گرفته بود، این بود که میلین با یک تکهپارچه هم میتواند خطرناک باشد.
اسب رولان از حواسپرتی او استفاده کرد و رانش را گاز گرفت.
رولان افسارش را کشید و گفت: «نکن! این پای موردعلاقهمه!»
تارِک از پایین جاده گفت: «اسبِ تو قبلاً یه حیوانِ درون بوده! صاحبش توی جنگ از بین رفته؛ بهخاطر همین، تُندمزاج شده.»
پیگیری