جملات زیبای کتاب نجات ارداس؛ جلد پنجم | طاقچه
تصویر جلد کتاب نجات ارداس؛ جلد پنجم

بریده‌هایی از کتاب نجات ارداس؛ جلد پنجم

۴٫۴
(۱۱)
رولان گفت: «امممم... متوجه نشدم که این‌کار اون یعنی، بله! یا یعنی، برو به جهنم!»
سمیرا
«جنگجوی کوچولو! آرزو می‌کنی ای‌کاش یه‌کم مهربون‌تر بودی.»
aurorablack
رولان قبل از اینکه میلین پایش را روی ساحل بگذارد، با صدای بلند گفت: «خیلی عجیب‌غریبی! تو سرسخت‌ترین و کله‌شق‌ترین و بی‌مُخ‌ترین آدمی هستی که تا حالا دیدم!»
=o