
kimphaestus
۴
زندگی ادامه دارد؛ درست مثل آن درد بیانتهایی که بعد از نبود کسی در قلبتان به وجود میآید.
kimphaestus
۳
هر بار که اشتباه کوچکی میکنید، وقت دشمن بیشتر میشود
یك رهگذر
۳
داشت توضیح میداد چه احساسی دارد وقتی کسی را با تبعیض نژادی قضاوت میکنند. احساس وحشتناکی بود؛ اگر کسی دشمن شماست یعنی شبیه شما احساس نمیکند، نفس نمیکشد و فکر نمیکند. در واقع، دشمن خیلی هم شبیه آدم نیست. پس اشکالی ندارد که بمبارانش کنیم و زندگیاش را نابود کنیم یا مثل حیوان با او رفتار کنیم.
ولی اشکال داشت.
یك رهگذر
۳
قسمت دردناک ماجرا همین است: زندگی ادامه دارد؛ درست مثل آن درد بیانتهایی که بعد از نبود کسی در قلبتان به وجود میآید.
kimphaestus
۲
تقدیر بعضی آدمها این بود که از کیلومترها دورتر هم دیده شوند، مثل فانوس دریایی. بعضی آدمها تقدیرشان این بود که توی چشم باشند و کار مهمی انجام دهند
kimphaestus
۱
کاش هرگز نفهمید پناهندگی چه احساسی دارد
kimphaestus
۱
شکستن لاک تنهایی آدمها و شناختن آنها، خیلی سختتر از شکستن رمزهاست؛ ولی اگر چشم به آیندهای روشن داشتیم، فرقی نمیکرد از کجا آمدهایم، زبانمان، کشورمان و دینمان چیست.
یك رهگذر
۱
اوضاع که به هم میریخت، پدر میگفت: «نیمهٔ پُر لیوان رو ببین.»
یك رهگذر
۱
جنگ هنوز هم ادامه داشت و حفرههای بزرگی در زندگی مردم به جا میگذاشت.
یك رهگذر
۱
قلبم میشکنه وقتی میبینم هیچ کاری از دستمون برنمیآد.
یك رهگذر
۱
این جنگ احمقانهٔ ما منصفانه نبود. چرا هر کسی که خوب و شرافتمند بود، باید عذاب میکشید؟
یك رهگذر
۱
«چهطوری میشه فقط به خاطر اینکه سبک زندگی کردن کسی با ما فرق میکنه، ازش متنفر باشیم؟»
خانم هندرسون آهی کشید و گفت: «مردم دوست دارن از یه چیزی متنفر باشن. وقتی اوضاع خراب میشه، راحتتره که همهچیز رو تقصیر یکی دیگه بندازیم، مثل همون خلبانی که امروز دیدیم.»
یك رهگذر
۱
اگه همه مثل هیتلر رفتار کنیم، به این معنا نیست که هیتلر برنده شده؟
یك رهگذر
۰
گلوریا میگفت جنگ همینطوری زندگی آدمها را تغییر میدهد؛ مجبور میشوند زودتر بزرگ شوند.
یك رهگذر
۰
«فانوس دریاییه. خیلی قشنگه، نه؟ چراغی برای هدایت گمشدهها به ساحل امن.»
یك رهگذر
۰
شاید، تقدیر بعضی آدمها این بود که از کیلومترها دورتر هم دیده شوند، مثل فانوس دریایی. بعضی آدمها تقدیرشان این بود که توی چشم باشند و کار مهمی انجام دهند
یك رهگذر
۰
میدانستم که از دست دادن یک عضو خانواده چه حسی دارد. ولی وقتی همهٔ خانوادهات را یکباره از دست بدهی، باید خیلی وحشتناک باشد.
یك رهگذر
۰
«نمیفهمی؟ بعضی چیزها باید محرمانه باقی بمونن. بله، بعضیها ناراحت میشن. ولی این مخفیکاری دلیل خوبی داره؛ برای اینه که مردم بیشتری امنیت داشته باشن.»
یك رهگذر
۰
آیندهای هست و ما هم جزئی از آن خواهیم بود. نفرت ما را شکست نمیداد.
یك رهگذر
۰
شکستن لاک تنهایی آدمها و شناختن آنها، خیلی سختتر از شکستن رمزهاست؛ ولی اگر چشم به آیندهای روشن داشتیم، فرقی نمیکرد از کجا آمدهایم، زبانمان، کشورمان و دینمان چیست.