خدایا!
اگر درنیابی مرا
چگونه
چگونه
چگونه خودم را بیابم
neda.saffari
خدایا!
زمین تشنه است
فرشته بباران
به این سفرههای تهی نان ببخش
مبادا دل مهربانی بگیرد
و ایمان بمیرد
خبر داری از دست کوتاه ما
بلندا!
به فریاد انسان برس
و دست جهان را بگیر
معصومه توکلی
خطایی عظیم است
که در خود بجویم تو را
نشانم بده
که در تو
خودم را بجویم
neda.saffari
به یأسی درخشان دچارم
که راهی به سوی تو نیست
پس آسوده در انتظارم
که از بیشماران طریقی که داری
به سوی ام بیایی
motahareh
در این لحظههای ستودن
جهان را
به چشم تو دیدم
تو را
از درختی شنیدم
خوشا این دگرگونه بودن
neda.saffari
خدایا!
سپاس
که با مهربانی
رگ گردنم را گرفتی
«من» ام را گرفتی
Ali
در این لحظههای ستودن
جهان را
به چشم تو دیدم
تو را
از درختی شنیدم
خوشا این دگرگونه بودن
Ali
خدایا!
زمین تشنه است
فرشته بباران
به این سفرههای تهی نان ببخش
مبادا دل مهربانی بگیرد
و ایمان بمیرد
خبر داری از دست کوتاه ما
بلندا!
به فریاد انسان برس
و دست جهان را بگیر
Ali
پرنده در ادامهٔ درخت
درخت در ادامهٔ زمین
زمین ادامهٔ فضا
فضا ادامهٔ کجا؟
درخشش یگانگی
شناسنامهٔ خدا
Ali
و نامهای تو، بی واژه در جهان جاری ست
و روزنامه از این نامها
همیشه بیخبر است
حضور داری و در غیبت رسولانت
وجود، در سخن است
Ali
اگر تو نباشد
پریشانی من کرانی ندارد
اگر تو نباشی
زمین آسمانی ندارد
Ali
به یأسی درخشان دچارم
که راهی به سوی تو نیست
پس آسوده در انتظارم
که از بیشماران طریقی که داری
به سوی ام بیایی
Ali
و پیش آمدی
که پیش آمدم
که مات توأم
سیاهی
سیاهی
سیاهی...
و تیغی درخشید
یکی از شهیدان ذات توأم
Ali