
Roya
۲۲
بیشتر بزرگسالها نمیدونن که بچهها به حرفهاشون گوش میدن یا اینکه چقدر درک میکنن
فرزند ناخلف پادشاه سوم
۸
گاهی اوقات برای رخ دادن اتفاقات خوب باید اتفاقات بدی بیافته.
z.gh
۳
«میتونستم از رنج و درد فاصله بگیرم یا اینکه بهش نزدیک بشم. شاید به خاطر اینکه پدرم رو بدون اینکه شانسی داشته باشم که بهش بگم چی بوده واسم از دست دادم، تصمیم گرفتم که نزدیکتر بشم. انقدر نزدیک شدم که درد و ترس مادرم، درد و ترس من شد. ما همهچیز رو باهم تقسیم کردیم و جوری به هم عشق ورزیدیم که انگار تا اون موقع که مرگ از ما دور بود، عاشق هم نبودیم. در آخر، بخشی از من هم همراه اون مُرد. حتی الان هم بهبود پیدا نکردم، اما هوشیارانه انتخاب کردم که همراه او وارد تاریکی بشم. همهٔ اونایی که عزیزی که دوستش داشتن رو از دست دادن و من اونا رو میشناسم، پشیمون هستن. اونا آرزو میکنن ای کاش فلان کارو میکردن یا به عزیزشون بیشتر عشق میورزیدن. اما من هیچ پشیمونیای ندارم. هیچی.»
فرزند ناخلف پادشاه سوم
۳
هیچ چیز
هنرمندانهتر از عشق ورزیدن
به دیگران نیست.
HeLeN
۱
اگر در دو سال گذشته او چیزی آموخته بود، این بود که زندگی بدون اضافه کردن رنجهای کوچک هم به قدر کافی سخت هست.
HeLeN
۰
شاید از این به بعد ماجرا بدین شکل ادامه یابد، دو مدل از او که در یک بدن زندگی میکنند. دوباره شبیه خودش شده بود.
کاربر ۵۴۷۸۹۴۳
۰
«کاشکی میتونستم تبی رو دقیقاً کپی کنم.»
«چرا؟»
«اونجوری میتونستم همیشه اون رو کنار خودم داشته باشم.»
فرزند ناخلف پادشاه سوم
۰
زندگی بدون اضافه کردن رنجهای کوچک هم به قدر کافی سخت هست.
فرزند ناخلف پادشاه سوم
۰
من باید یادم باشه که یه جهان شگفتانگیز بزرگ وجود داره که فراتر از مرزهای کشور کوچک غمگین ماست
