
کاربر ۱۹۳۶۸۰۴
۴۶
به افتخار قلبم کلاه از سر برمیدارم، چون بارهاوبارها شکسته، اما هنوز میتواند عمیقاً عشق بورزد.
Nazanin
۳۲
هرچه سنم بالاتر میرود، بیشتر متوجه میشوم برای ساختن رابطهای که میدانم به هیچ کجا نمیرسد، وقت ندارم.
الی هستم
۲۶
میدانم باورش سخت است اما یک روز از خواب بیدار خواهی شد و دیگر او اولین چیزی نیست که به ذهنت میآید.
کاربر ۴۱۸۱۱۳۴
۲۵
با کسی که با تو درست رفتار نمیکند راه نیا.
.
۱۷
زجر میکشم وقتی میبینم شاد و خوشحال زندگیات را میگذرانی، انگار که هیچ کار اشتباهی انجام ندادهای. هیچچیز در دنیا برایت اهمیتی ندارد و تمام غم و اندوهی را که به من تحمیل کردی فراموش کردهای. تو مرا با بوسه و دروغ خام کردی و نمیتوانم مانع از اندیشیدن به این فکر شوم که چند نفر دیگر را به همین شیوه فریب دادهای.
Fatemeh Amiri
۱۷
دارم از هم میپاشم و گاهیوقتها فراموش میکنم من هم انسانم. اجازهٔ گریهکردن دارم، اجازهٔ حسکردن دارم و لازم نیست وقتی در حال تکهتکهشدنم، ادای آدمهای قوی را دربیاورم.
𝑳𝒆𝒎𝒊 𝒔𝒖𝒏𝒔𝒆𝒕
۱۵
به ندای دلت گوش کن؛ چون تو را بهسمت کسانی میبرد که میتوانی به آنها اعتماد کنی
Z...
۱۴
وقتی بدانی لیاقتت بیشتر از اینهاست، ندای درونت مدام به تو یادآوری میکند با کسی که با تو درست رفتار نمیکند راه نیا.
Z...
۱۳
یکی از سختترین درسهای زندگی رهاکردن است؛
سختترین درسی که رهاییبخشترین هم هست.
فاطمه بانو
۱۲
دوستداشتن تو هیچوقت کار سختی نبوده است، آنهایی که کنارت بودند چنین حسی به تو دادند چون نمیدانستند چطور خودشان را دوست داشته باشند.
الی هستم
۹
همینطور اجازه میدهی با تو بدرفتاری کنند چون نمیدانی چه حسی دارد وقتی با تو خوب رفتار کنند.
مجهول
۹
بدترین قسمت دروغشنیدن این است که میدانی طرف مقابلت آنقدر برایت ارزش قائل نبوده که راستش را بگوید.
bhreh_ka
۸
میخواهم آنقدر شجاعت پیدا کنم تا سرانجام بگویم «دیگر بس است!» ولی میترسم اگر این حرف را بزنم، تو هم موافق باشی و برای همیشه خداحافظی کنی.
نیلوفر
۷
دیروز را رها کن چون تو را رها کرده است.
bhreh_ka
۶
پذیرفتن آن چیزی که رفته و دیگر هم برنخواهد گشت، جزو دردناکترین احساساتی است که کسی میتواند تجربهشان کند
Anahita
۶
اگر تمام دردی را که به تو تحمیل کردند پس میگرفتند، تو دیگر این آدمی که امروز هستی نبودی.
sajjad90
۶
ممنون که قلبم را شکستی. حال پر از تکههای تیزم و از همیشه قویترم.
***
لحظهای که از قانعشدن به کم دست برداشتم، لحظهای بود که کنترل زندگیام را دوباره به دست گرفتم؛ چون او متوجه ارزشم نبود نمیتوانستم خودم هم ارزشم را پایین بیاورم. میدانستم اگر کسی بتواند در خوب و بد کنارم باشد میتوانم همهجوره در کنارش باشم، اما او چنین کسی نبود. او برایم ارزشی قائل نبود. بهجای اینکه مرا بالا بکشد به زیر میکشید و فقط میخواست من باشم تا بتواند از روحوروانم سوءاستفاده کند
مائده
۶
یکی از مهمترین درسهای زندگی این است: از تمامت برای کسی که از تمامش برایت مایه نمیگذارد، مایه نگذار!
Bahar Varshovi
۶
گاهیاوقات اینجا دراز میکشم و به این فکر میکنم آیا تو هم همینطور که من به تو فکر میکنم، به من فکر میکنی یا نه.
Sky_Blue
۵
ای کسی که این را میخوانیِ عزیز!
تو فوقالعادهای، حتی وقتی چنین حسی نداری. شاید الآن احساس سردرگمی کنی، اما اتفاقهای خوبی در راهند. تو از چیزی که فکر میکنی قویتری و خیلی چیزها هستند که باید به دستشان بیاوری، پس جا نزن.
یادت باشد، تو مهم هستی و تنها نیستی
.
۵
اشکالی ندارد اگر از ترککردن یک رابطهٔ سمی بترسی، چون از نو شروعکردن هیچوقت آسان نبوده و نیست، اما وقتی یک نفر هر روز اشکت را درمیآورد، زمان آن فرارسیده که ببینی کجا ایستادهای. بهتر است تنها باشی تا با کسی باشی که مدام دروغ میگوید و به تو آسیب میرساند.
sajjad90
۵
اگر احساساتت را بیرون نریزی، هیچوقت نمیتوانی بگذری و به جلو حرکت کنی. همهچیز به انتخابهایت بستگی دارد.
ماریان
۵
داری بهخاطر مردی میجنگی که اصلاً حواسش نیست تو هم وجود داری. دارد جوری به زندگیاش میرسد که انگار تو هیچ اهمیتی نداری و بااینحال باز امیدواری که بهسمت آغوشت بدود. سرانجام کجا میخواهی دست از فکرکردن به او برداری و این انرژی را صرف خودت کنی؟
کاربر ۷۰۷۴۳۵۲
۵
اجازه داری دلت برای کسی تنگ شود که قلبت را گروگان گرفته بود، اما هیچوقت فراموش نکن که چرا خودت را از دستش آزاد کردی.
کاربر ۴۱۸۱۱۳۴
۴
شما دوام آوردید و حالا دیگر فناناپذیرید،
Tasnim:)
۴
زن جدیدی را که به آن تبدیل شدهام دوست دارم. هر بار که به آینه نگاه میکنم، کسی را میبینم که از پس دلشکستگی پس از دلشکستگی، از پس دروغ و بیوفایی برآمده و هیچگاه تسلیم نشده است.
Fatemeh Amiri
۴
ممنون که قلبم را شکستی. حال پر از تکههای تیزم و از همیشه قویترم.
Bahar Varshovi
۴
ای کسی که این را میخوانیِ عزیز!
تو فوقالعادهای، حتی وقتی چنین حسی نداری. شاید الآن احساس سردرگمی کنی، اما اتفاقهای خوبی در راهند. تو از چیزی که فکر میکنی قویتری و خیلی چیزها هستند که باید به دستشان بیاوری، پس جا نزن.
کاربر ۷۰۷۴۳۵۲
۴
گاهیاوقات گذشتهها به یادم میآیند و دلم هوای برگشتن به آن دوران را میکند؛ اما دوباره تمام دلایلی را که بهخاطرشان دیگر باهم نیستیم به خودم یادآوری میکنم. پسازآن، احساسات به من هجوم میآورند و یک بار دیگر خاطرهٔ تمام آن دردها و دلشکستگیها در ذهنم تداعی میشود. یکدفعه یادم میآید که اصلاً خوشحال نبودم و چه شبهایی را که تنها با فکرکردن و فکرکردن دمار از روزگار خودم درآوردم و بهخاطرت بیخواب شدم.
آهی از سر آسودگی میکشم و متوجه میشوم که چقدر بهخاطر دیگر جاینداشتن تو در قلبم فرق کردهام. تو را از رؤیاها و از آیندهام پاک کردهام. با خودم قرارومداری گذاشتهام: «نمیخواهم عقبگردی داشته باشم.»
کسی که زمانی میشناختیاش، دیگر وجود خارجی ندارد.
bhreh_ka
۳
دل من همینطور در حال غرق شدن است و تو داری تنها بهسمت ساحل شنا میکنی.
