جملات زیبای کتاب رزیدنت | طاقچه
تصویر جلد کتاب رزیدنت
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب رزیدنت

نوع کتاب
۳.۷(از ۱۵ امتیاز)
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
میرزاقلمدون
۵
مسکو، نیویورک نیست؛ آن‌جا دشمن شما را نه از روبرو که از پشت می‌زند.
میرزاقلمدون
۳
آقایان، بیایید به سلامتی وطن بنوشیم که از ما ماندگارتر است.
نوح
۲
پس سرنوشت آن‌ها این بود: یا مجسمه‌ای می‌شدند در بین صلیب‌های گورستان یا سری افراشته بر تندیس‌ها.»
نوح
۲
! آمریکایی‌ها نتوانستند مرا زندانی کنند ولی در خانه خودم، در وطنم تا مدت‌ها محبوس خواهم بود.»
نوح
۲
«از خدا و شما سپاسگزارم، نه برای این‌ها بلکه برای این‌که تیرباران نشدم.»
کاربر ۳۵۵۳۰۳۸
۱
«رفیق بریا راست می‌گوید، بله گوشت تلخ هستید هواکیمیان.» «شیرین باشی گولت می‌زنند، پاول میخائیلویچ.» «تلخ را هم سرزنش می‌کنند.» «ولی قورت نمی‌دهند.» «چرا، قورت می‌دهند، آن هم چه جور!»
نوح
۱
اتحاد جماهیر شوروی با داشتن یکی از قوی‌ترین شبکه‌های جاسوسی زمان، شرم‌آورترین شکست خود در عرصه جاسوسی را از ۲۱ تا ۲۳ ژوئن ۱۹۴۱ تجربه کرد. شکستی که نه به علت کمبود اطلاعات که به سبب تحلیل نادرست آن اطلاعات و ناتوانی دولت در بهره‌برداری از آن‌ها بود. تشکیلات جاسوسی به شدت فعالیت می‌کرد ولی کاخ‌نشینان کرملین بنا به عادت بیمارگونه خود هنوز به جاسوس‌ها و اطلاعات ارسالی آن‌ها شک داشتند.
نوح
۱
«مشکوک‌ترین انسان‌ها اغلب در احمقانه‌ترین شرایط قرار می‌گیرند.»
نوح
۱
«شما ده‌ها مورد اطلاعات موثق ما در باره شروع جنگ را هم باور نمی‌کردید و نتیجه آن زیان‌ها و شکست‌های وحشتناک امروز است. شکاکیت شماها این کشور را نابود خواهد کرد.»
نوح
۱
آنانی که در زندان «افکار و اندیشه‌هایشان اصلاح می‌شد.»
نوح
۱
«شما ده‌ها مورد اطلاعات موثق ما در باره شروع جنگ را هم باور نمی‌کردید و نتیجه آن زیان‌ها و شکست‌های وحشتناک امروز است. شکاکیت شماها این کشور را نابود خواهد کرد.»
میرزاقلمدون
۰
هرچند از دیدگاه خیلی‌ها زبان روسی بدون فحش اصلا روسی نیست.
میرزاقلمدون
۰
«از خدا و شما سپاسگزارم، نه برای این‌ها بلکه برای این‌که تیرباران نشدم.» فیدین از این سخن جا خورد اما با دیدن هایک خندان گفت: «رفیق بریا راست می‌گوید، بله گوشت تلخ هستید هواکیمیان.» «شیرین باشی گولت می‌زنند، پاول میخائیلویچ.» «تلخ را هم سرزنش می‌کنند.» «ولی قورت نمی‌دهند.» «چرا، قورت می‌دهند، آن هم چه جور!»
میرزاقلمدون
۰
«لاورنتی! به سرعت فهرست دانشمندانی را که در این کار مشارکت داشتند، تنظیم کن تا بر مبنای ارزش کارشان از آن‌ها تقدیر کنیم.» «فهرست از مدت‌ها پیش آماده است رفیق استالین.» «چرا از مدت‌ها پیش؟ من همین الان این تصمیم را گرفتم.» «این لیست را قبلا تنظیم کرده‌ام، دقیقآ همان‌گونه که مد نظر شماست و با در نظر گرفتن تمام ملاحظات.» استالین با صدای بلند گفت: «از کجا معلوم؟» «خب معلوم است رفیق استالین. اگر بمب منفجر نمی‌شد تیربارانشان می‌کردیم. برای همین هم قبلا فهرست را تنظیم کرده بودم.»