
کتاب قصر شگفت انگیز؛ جلد دوم
چهارشنبهها
انتشارات:
انتشارات پرتقال٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
𝒌𝒆𝒓𝒎 𝒌𝒆𝒕𝒂𝒃📚🕊️
۳۴
وقتی دستش به کتابی میرسید، به این آسانیها نمیشد آن را از چنگش درآورد.
فاطیما
۲
میفهمید چه حسی دارد که همه فکر کنند تو را میشناسند و میدانند چه چیزی دوست داری و چه چیزی میخواهی، ولی تو چیزهای دیگری بخواهی و دلت بخواهد متفاوت باشی.
آوا~
۲
«باید اعتراف کنم فکرشم نمیکردم لایلا از خودش استعداد نشون بده. ولی زبانِ اونم مثل ما خوب شده.»
سیلی گفت: «گمونم بعضی وقتها خیلی جدی نمیگیریمش. فکر کنم به خاطر اخلاقشه.»
آوا~
۲
میفهمید چه حسی دارد که همه فکر کنند تو را میشناسند و میدانند چه چیزی دوست داری و چه چیزی میخواهی، ولی تو چیزهای دیگری بخواهی و دلت بخواهد متفاوت باشی.
Sani and Eli
۱
. کف اتاق مثل یک کاسه به طرف وسط شیب داشت، وسط کاسه لانهای بود از جنس خزه و شاخههای کوچک، و وسط لانه هم تخم نارنجی درخشانی قرار داشت که همرنگ و هماندازهٔ کدوتنبلِ رسیده بود. سیلی با اشتیاق به آن خیره شد.
«واقعاً درست میبینم؟»
book♡♡
۱
«واقعاً فکر میکنی میتونم راحت بخوابم وقتی خواهر کوچیکم پشت یه گریفینِ بچهسالِ ناشی سوار شده و وسط آسمونه؟» قیافهٔ بران رفت توی هم.
S.b
۰
«ولی روفوس هنوز به اندازهٔ کافی قوی نیست که به دو نفر سواری بده. تازه، جز من به کسی اجازه نمیده پشتش بشینه.»
«اگه قصر یه روزی یه تخمِ دیگه ظاهر کنه...»
سیلی گفت: «باید پشت سر پوگ و بران توی صف وایسی
