کادوی تولد من؟
_ این مقاله چاپ شده شما توی یه نشریه اونور آبی؛ اینم نامه قبولی شما دانشجوی نمونه برای دوره دکتری؛ مبارکت باشه.
_ وای محمدم، جدی میگی؟ کی این کارا رو کردی که من نفهمیدم؟! ممنونم.
از ذوق دست محمد را گرفته بود که محمد به پدر پارسا اشاره کرد؛ یادش که آمد خجالت کشید و به او رو کرد؛ پدر پارسا با لبخندی به لب نگاهش میکرد.
_ خدا رو شکر که تو بازم همونی؛ همونجور پر از احساس و مهربون؛ با پیشرفت علمی ذوق میکنی و اونقدر با حیایی که به کمترین چیزی خجالت میکشی و سرخ میشی
sarbazfatemi_313