جملات زیبای کتاب از شرم برادرم | طاقچه
تصویر جلد کتاب از شرم برادرم

بریده‌هایی از کتاب از شرم برادرم

امتیاز
۴.۱از ۳۵ رأی
۴٫۱
(۳۵)
این مرد که در خون و خطر می‌رقصد یک روز قرار بود داماد شود
بیسیمچی
در رقص گلوله، دلنشین می‌میرند روی هیجان سرخ مین می‌میرند خاکستر پیکر تو هم گم شده است مردان بزرگ این چنین می‌میرند
S
آن روز در آن معرکه مجنون رقصید بیخود شد و در کنار کارون رقصید خورشید فرو رفت به اعماق زمین از شرمِ برادرم که در خون رقصید
S
تا اول و آخر سفر باختن است در بازی عشق برد در باختن است از پیکر بی‌سرم تعجب نکنید سرباز شدن برای سر باختن است
ツAlirezaツ
پاهایت کو؟ به پای کی جنگیدی؟ کو دستانت؟ به جای کی جنگیدی؟ این‌ها که تو را نمی‌شناسند هنوز بابای گلم! برای کی جنگیدی؟
ツAlirezaツ
او رودِ جنون بود که دریا می‌شد با بیرق آفتاب بر پا می‌شد پرواز اگر نبود، معلوم نبود این مرد چگونه در زمین جا می‌شد
Mohamad Baghaee
خاکستر پیکر تو هم گم شده است مردان بزرگ این چنین می‌میرند
اِیْ اِچْ|
آن روز در آن معرکه مجنون رقصید بیخود شد و در کنار کارون رقصید خورشید فرو رفت به اعماق زمین از شرمِ برادرم که در خون رقصید
پناه
سخت است میان خاک و خون رقصیدن؟ این کار بزرگ را به ما بسپارید
Setayesh
انشام دوباره بیست، بابای گلم! موضوع: «کسی که نیست» بابای گلم! دیشب زن همسایه به من گفت «یتیم» معنای یتیم چیست؟ بابای گلم!
yahosein
من قطعه ولی سپید برمی‌گردم در یک غزل جدید برمی‌گردم با حسّ چهارپاره... در طرح جنون یک مثنوی شهید برمی‌گردم
هیچــ🌱ـــــ
پاهایت کو؟ به پای کی جنگیدی؟ کو دستانت؟ به جای کی جنگیدی؟ این‌ها که تو را نمی‌شناسند هنوز بابای گلم! برای کی جنگیدی؟
MMahdiGhafuri
ای نخل! زوال دامنت را نگرفت زخم تو شکوه کهنت را نگرفت وقتی که بریدند سرت را، دیدم بی‌سرشدن ایستادنت را نگرفت
علیرضا گلرنگیان
در خواب و خیال هم نرفتیم به جنگ بی رنج و ملال هم نرفتیم به جنگ ما نسل سپیدبخت سوم بودیم از راه شمال هم نرفتیم به جنگ
😍Mobina😍
خورشید فرو رفت به اعماق زمین از شرمِ برادرم که در خون رقصید
melodious_78
۲۴ او رودِ جنون بود که دریا می‌شد با بیرق آفتاب بر پا می‌شد پرواز اگر نبود، معلوم نبود این مرد چگونه در زمین جا می‌شد
MissZeinabE
یک دختر و آرزوی لبخند که نیست یک مرد پر از کوه دماوند که نیست یک مادر گریان که به دختر می‌گفت: بابای تو زنده است... هرچند که نیست
sadeghi
در رقص گلوله، دلنشین می‌میرند روی هیجان سرخ مین می‌میرند خاکستر پیکر تو هم گم شده است مردان بزرگ این چنین می‌میرند
sadeghi
این خاک به لطف استقامت سبز است پاییز اگر کند ملامت سبز است پرواز کنید، ای کلاغان سمج! این مزرعه تا روز قیامت سبز است
sadeghi
آن روز در آن معرکه مجنون رقصید بیخود شد و در کنار کارون رقصید خورشید فرو رفت به اعماق زمین از شرمِ برادرم که در خون رقصید
Setayesh
ما را به تب گلوله‌ها بسپارید خاکسترمان را به خدا بسپارید سخت است میان خاک و خون رقصیدن؟ این کار بزرگ را به ما بسپارید
f_altaha
در دفتر کهنه، قصة خون خواناست هرجا که نگاه می‌کنی مشق خداست دیوار فروریختة مدرسه را بردار و ببین چند نظامی آنجاست؟!
hawraasadat
انشام دوباره بیست، بابای گلم! موضوع: «کسی که نیست» بابای گلم! دیشب زن همسایه به من گفت «یتیم» معنای یتیم چیست؟ بابای گلم!
میـمْ.سَتّـ'ارے
در نامه نوشتی که دلت تنگ شده تا فکر کنم که زود برمی‌گردی!
میـمْ.سَتّـ'ارے
آن روز در آن معرکه مجنون رقصید بیخود شد و در کنار کارون رقصید خورشید فرو رفت به اعماق زمین از شرمِ برادرم که در خون رقصید
زهرا
من قطعه ولی سپید برمی‌گردم در یک غزل جدید برمی‌گردم با حسّ چهارپاره... در طرح جنون یک مثنوی شهید برمی‌گردم
هیچــ🌱ـــــ
با ما کمی از بهار خون حرف بزن از غیرت شهر واژگون حرف بزن وقتی پدرم شهید شد مجنون بود آقای معلم! از جنون حرف بزن!
هیچــ🌱ـــــ
تا اول و آخر سفر باختن است در بازی عشق برد در باختن است از پیکر بی‌سرم تعجب نکنید سرباز شدن برای سر باختن است
up
من منتظرم عزیز! حتماً برگرد از این سفر دراز لطفاً برگرد دعوت شده‌ای به مدرسه، بابا جان یک لحظه فقط بیا و فوراً برگرد
هیچــ🌱ـــــ
خاکستر پیکر تو هم گم شده است مردان بزرگ این چنین می‌میرند
Autumn

حجم

۲۷٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۰

تعداد صفحه‌ها

۵۶ صفحه

حجم

۲۷٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۰

تعداد صفحه‌ها

۵۶ صفحه

قیمت:
۱۵,۰۰۰
تومان