
کتاب از شرم برادرم
پدیدآورندگان:
میلاد عرفان پورانتشارات:
انتشارات سپیده باوران٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
بیسیمچی
۴۵
این مرد که در خون و خطر میرقصد
یک روز قرار بود داماد شود
S
۳۰
در رقص گلوله، دلنشین میمیرند
روی هیجان سرخ مین میمیرند
خاکستر پیکر تو هم گم شده است
مردان بزرگ این چنین میمیرند
S
۲۴
آن روز در آن معرکه مجنون رقصید
بیخود شد و در کنار کارون رقصید
خورشید فرو رفت به اعماق زمین
از شرمِ برادرم که در خون رقصید
ツAlirezaツ
۲۰
تا اول و آخر سفر باختن است
در بازی عشق برد در باختن است
از پیکر بیسرم تعجب نکنید
سرباز شدن برای سر باختن است
ツAlirezaツ
۲۰
پاهایت کو؟ به پای کی جنگیدی؟
کو دستانت؟ به جای کی جنگیدی؟
اینها که تو را نمیشناسند هنوز
بابای گلم! برای کی جنگیدی؟
Mohamad Baghaee
۱۸
او رودِ جنون بود که دریا میشد
با بیرق آفتاب بر پا میشد
پرواز اگر نبود، معلوم نبود
این مرد چگونه در زمین جا میشد
اِیْ اِچْ|
۱۸
خاکستر پیکر تو هم گم شده است
مردان بزرگ این چنین میمیرند
پناه
۱۷
آن روز در آن معرکه مجنون رقصید
بیخود شد و در کنار کارون رقصید
خورشید فرو رفت به اعماق زمین
از شرمِ برادرم که در خون رقصید
Setayesh
۱۴
سخت است میان خاک و خون رقصیدن؟
این کار بزرگ را به ما بسپارید
yahosein
۱۳
انشام دوباره بیست، بابای گلم!
موضوع: «کسی که نیست» بابای گلم!
دیشب زن همسایه به من گفت «یتیم»
معنای یتیم چیست؟ بابای گلم!
هیچــ🌱ـــــ
۱۳
من قطعه ولی سپید برمیگردم
در یک غزل جدید برمیگردم
با حسّ چهارپاره... در طرح جنون
یک مثنوی شهید برمیگردم
MMahdiGhafuri
۱۲
پاهایت کو؟ به پای کی جنگیدی؟
کو دستانت؟ به جای کی جنگیدی؟
اینها که تو را نمیشناسند هنوز
بابای گلم! برای کی جنگیدی؟
علیرضا گلرنگیان
۱۱
ای نخل! زوال دامنت را نگرفت
زخم تو شکوه کهنت را نگرفت
وقتی که بریدند سرت را، دیدم
بیسرشدن ایستادنت را نگرفت
😍Mobina😍
۱۱
در خواب و خیال هم نرفتیم به جنگ
بی رنج و ملال هم نرفتیم به جنگ
ما نسل سپیدبخت سوم بودیم
از راه شمال هم نرفتیم به جنگ
melodious_78
۱۱
خورشید فرو رفت به اعماق زمین
از شرمِ برادرم که در خون رقصید
hawraasadat
۱۰
در دفتر کهنه، قصة خون خواناست
هرجا که نگاه میکنی مشق خداست
دیوار فروریختة مدرسه را
بردار و ببین چند نظامی آنجاست؟!
MissZeinabE
۱۰
۲۴
او رودِ جنون بود که دریا میشد
با بیرق آفتاب بر پا میشد
پرواز اگر نبود، معلوم نبود
این مرد چگونه در زمین جا میشد
sadeghi
۹
یک دختر و آرزوی لبخند که نیست
یک مرد پر از کوه دماوند که نیست
یک مادر گریان که به دختر میگفت:
بابای تو زنده است... هرچند که نیست
sadeghi
۹
در رقص گلوله، دلنشین میمیرند
روی هیجان سرخ مین میمیرند
خاکستر پیکر تو هم گم شده است
مردان بزرگ این چنین میمیرند
sadeghi
۹
این خاک به لطف استقامت سبز است
پاییز اگر کند ملامت سبز است
پرواز کنید، ای کلاغان سمج!
این مزرعه تا روز قیامت سبز است
Setayesh
۹
آن روز در آن معرکه مجنون رقصید
بیخود شد و در کنار کارون رقصید
خورشید فرو رفت به اعماق زمین
از شرمِ برادرم که در خون رقصید
f_altaha
۸
ما را به تب گلولهها بسپارید
خاکسترمان را به خدا بسپارید
سخت است میان خاک و خون رقصیدن؟
این کار بزرگ را به ما بسپارید
میـمْ.سَتّـ'ارے
۷
انشام دوباره بیست، بابای گلم!
موضوع: «کسی که نیست» بابای گلم!
دیشب زن همسایه به من گفت «یتیم»
معنای یتیم چیست؟ بابای گلم!
میـمْ.سَتّـ'ارے
۷
در نامه نوشتی که دلت تنگ شده
تا فکر کنم که زود برمیگردی!
زهرا
۷
آن روز در آن معرکه مجنون رقصید
بیخود شد و در کنار کارون رقصید
خورشید فرو رفت به اعماق زمین
از شرمِ برادرم که در خون رقصید
هیچــ🌱ـــــ
۷
من قطعه ولی سپید برمیگردم
در یک غزل جدید برمیگردم
با حسّ چهارپاره... در طرح جنون
یک مثنوی شهید برمیگردم
هیچــ🌱ـــــ
۷
با ما کمی از بهار خون حرف بزن
از غیرت شهر واژگون حرف بزن
وقتی پدرم شهید شد مجنون بود
آقای معلم! از جنون حرف بزن!
up
۶
تا اول و آخر سفر باختن است
در بازی عشق برد در باختن است
از پیکر بیسرم تعجب نکنید
سرباز شدن برای سر باختن است
ریحانه
۶
ای نخل! زوال دامنت را نگرفت
زخم تو شکوه کهنت را نگرفت
وقتی که بریدند سرت را، دیدم
بیسرشدن ایستادنت را نگرفت
هیچــ🌱ـــــ
۵
من منتظرم عزیز! حتماً برگرد
از این سفر دراز لطفاً برگرد
دعوت شدهای به مدرسه، بابا جان
یک لحظه فقط بیا و فوراً برگرد