جملات زیبای کتاب او نویسی | طاقچه
تصویر جلد کتاب او نویسیsubscriptionAvailable

کتاب او نویسی

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۳۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
جلیل صفربیگی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
سیّد جواد
۴۱
یک عمر تو زخم‌های ما را بستی هر روز کشیدی به سر ما دستی شعبان که به نیمه می‌رسد، آقا جان! ما تازه به یادمان می‌آید هستی
مادربزرگ💝
۲۹
نه شرم و حیا، نه عار داریم از تو اما گله بی‌شمار داریم از تو ما منتظر تو نیستیم آقا جان! تنها همه انتظار داریم از تو
سیّد جواد
۲۷
هم چاه سر راه تو باید بکنیم هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم این نامۀ چندم است که می‌خوانی؟ داریم رکورد کوفه را می‌شکنیم
S
۲۱
آن روز چقدر با صفا خواند نماز انگار که با خود خدا خواند نماز یک بار دگر قبله عوض شد آن روز چون کعبه به سمت کربلا خواند نماز
سیّد جواد
۱۹
هر چند که خسته‌ایم از این حال، نیا شرمنده، اگر ندارد اشکال، نیا ما خطّ تمام نامه‌هامان کوفی است آقای گلم! زبان من لال... نیا
S
۱۷
با اذن تو تیر پَر به سوی تو گرفت جا در سر و پیشانی و روی تو گرفت وقتی که برید حنجرت را خنجر صد بار اجازه از گلوی تو گرفت
مادربزرگ💝
۱۴
با اذن تو تیر پَر به سوی تو گرفت جا در سر و پیشانی و روی تو گرفت وقتی که برید حنجرت را خنجر صد بار اجازه از گلوی تو گرفت
sadeghi
۱۰
فریاد حسین را شنیدیم همه از کوفه به سوی او دویدیم همه رفتیم به کربلا، ولی برگشتیم از شمر امان‌نامه خریدیم همه
مُترَصّد
۱۰
نه شرم و حیا، نه عار داریم از تو اما گله بی‌شمار داریم از تو ما منتظر تو نیستیم آقا جان! تنها همه انتظار داریم از تو
پناه
۸
زنبیل پُر از ترانه در دستش بود یک نامۀ عاشقانه در دستش بود ختم صلوات داشت باران انگار تسبیح هزاردانه در دستش بود
محمدی
۸
ختم صلوات داشت باران انگار تسبیح هزاردانه در دستش بود
sadeghi
۶
ما را نه غم دربه‌دری خواهد کشت نه غصۀ بی بال و پری خواهد کشت او آمده است و ما همه بی‌خبریم ما را غم این بی‌خبری خواهد کشت
میـمْ.سَتّـ'ارے
۶
زنبیل پُر از ترانه در دستش بود یک نامۀ عاشقانه در دستش بود ختم صلوات داشت باران انگار تسبیح هزاردانه در دستش بود
سِـرِشک سَبــز
۶
نه شرم و حیا، نه عار داریم از تو ‫اما گله بی‌شمار داریم از تو ‫ما منتظر تو نیستیم آقا جان! ‫تنها همه انتظار داریم از تو ‫ 
sadeghi
۴
در سوگ تو سنگ می‌زند بر سینه گل با دل تنگ می‌زند بر سینه با سوز و گداز نوحه می‌خواند باد باران چه قشنگ می‌زند بر سینه
f_altaha
۴
این نامۀ چندم است که می‌خوانی؟ داریم رکورد کوفه را می‌شکنیم
3741
۳
هم چاه سر راه تو باید بکنیم هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم این نامۀ چندم است که می‌خوانی؟ داریم رکورد کوفه را می‌شکنیم
3741
۳
آقا! تو که خوب می‌توانی ما را... از این همه غربت برهانی ما را... لای کلمات ندبه پنهان شده‌ایم تا اینکه بیایی و بخوانی ما را
f_altaha
۳
از شنبه درون خود تلنبار شدیم تا آخر پنج‌شنبه تکرار شدیم خیر سرمان، منتظر دیداریم جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم
محمدی
۳
هم چاه سر راه تو باید بکنیم هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم این نامۀ چندم است که می‌خوانی؟ داریم رکورد کوفه را می‌شکنیم
محمدی
۳
ما خطّ تمام نامه‌هامان کوفی است
محمدی
۳
نه شرم و حیا، نه عار داریم از تو اما گله بی‌شمار داریم از تو ما منتظر تو نیستیم آقا جان! تنها همه انتظار داریم از تو
محمدی
۳
بین خودمان بماند آقا، عمری است انگار طلبکار تو هستیم همه
محمدحسین
۳
هر چند که خسته‌ایم از این حال، نیا شرمنده، اگر ندارد اشکال، نیا ما خطّ تمام نامه‌هامان کوفی است آقای گلم! زبان من لال... نیا
محمدحسین
۳
تا کی همه جا بدون تو غم بخوریم؟ پس کی تو می‌آیی آب زمزم بخوریم؟ این جمعه خدا کند بیایی آقا یک نان و پنیر ساده با هم بخوریم
محمدحسین
۳
ما را نه غم دربه‌دری خواهد کشت نه غصۀ بی بال و پری خواهد کشت او آمده است و ما همه بی‌خبریم ما را غم این بی‌خبری خواهد کشت
کاربر ۲۶۶۲۵۳۴
۲
ای اصلِ امید! بیم‌ها را دریاب بابای همه! یتیم‌ها را دریاب هر چند خدا خودش کریم است اما لطفی کن و یاکریم‌ها را دریاب
behdani
۲
از مزرعه‌های کوچک بعضی‌ها برچیده شود مترسک بعضی‌ها آقا! خودمانیم، چه کیفی دارد وقتی بزنی به برجک بعضی‌ها
behdani
۲
فریاد حسین را شنیدیم همه از کوفه به سوی او دویدیم همه رفتیم به کربلا، ولی برگشتیم از شمر امان‌نامه خریدیم همه
AMIRH
۲
فریاد حسین را شنیدیم همه از کوفه به سوی او دویدیم همه رفتیم به کربلا، ولی برگشتیم از شمر امان‌نامه خریدیم همه