جملات زیبا از متن کتاب پاییز بهاریست که عاشق شده است | طاقچه
تصویر جلد کتاب پاییز بهاریست که عاشق شده استsubscriptionAvailable

کتاب پاییز بهاریست که عاشق شده است

۴.۳(از ۶۶ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۲۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

تلخ است که لبریز حقایق شده است زرد است که با درد موافق شده است عاشق نشدی وگرنه می‌فهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است
تئو:)
۲۶۲
نجار‌، فقط وظیفه‌اش ساختن است گهواره و تابوت چه فرقی دارند؟
بیسیمچی
۷۴
جاری‌ست همیشه اشک در چشمانت ای ابر! تو را چه لوس بار آوردند
بیسیمچی
۶۳
دنیا قبرستان بزرگی‌ست که ما دنبال مزار خود در آن می‌گردیم
Nika
۵۷
اینجا فوران زندگی... آنجا مرگ مانده‌ست در انتظار انسان‌ها، مرگ «یک روز به دیدار شما می‌آیم» این نامه برای زنده‌ها       امضا: مرگ
plato
۵۳
تلخ است که لبریز حقایق شده است زرد است که با درد موافق شده است عاشق نشدی وگرنه می‌فهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است
S
۴۴
صبحی گره از زمانه وا خواهد شد راز شب تار برملا خواهد شد در راه، عزیزی‌ست که با آمدنش هر قطب‌نما‌، قبله‌‌نما خواهد شد
Hediye78
۴۲
بی‌تاب، نشسته تا تماشای شما یک شاخه‌ی گل گذاشته جای شما این مسئله را چگونه حل باید کرد؟ مردی به توان عشق منهای شما...
پناه
۳۰
غمگین نشد از این‌که به او تاخته‌اند یا این‌که به جانش تبر انداخته‌اند وقتی جگر انار خون شد، که شنید از شاخه‌ی او چوب فلک ساخته‌اند
مهران کاسب‌وطن
۲۵
نذر حضرت زینب (س) ای کاش فراغتی فراهم می‌شد از وسعت درد‌های تو کم می‌شد این بارِ مصیبتی که بر شانه‌ی توست، ایوب اگر داشت، قدش خم می‌شد
دلتنگِ ماه
۲۰
غمگین نشد از این‌که به او تاخته‌اند یا این‌که به جانش تبر انداخته‌اند وقتی جگر انار خون شد، که شنید از شاخه‌ی او چوب فلک ساخته‌اند
• Khavari •
۲۰
بی عشق‌، به دور خودمان می‌گردیم بی‌خود شب و روز در جهان می‌گردیم دنیا قبرستان بزرگی‌ست که ما دنبال مزار خود در آن می‌گردیم
دلتنگِ ماه
۱۶
نذر حضرت زینب (س) ای کاش فراغتی فراهم می‌شد از وسعت درد‌های تو کم می‌شد این بارِ مصیبتی که بر شانه‌ی توست، ایوب اگر داشت، قدش خم می‌شد
hawraasadat
۱۶
عاشق نشدی وگرنه می‌فهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است
plato
۱۴
در راه، عزیزی‌ست که با آمدنش هر قطب‌نما‌، قبله‌‌نما خواهد شد
علیرضا گلرنگیان
۱۴
تلخ است که لبریز حقایق شده است زرد است که با درد موافق شده است عاشق نشدی وگرنه می‌فهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است
"Shfar"
۱۳
دنیا قبرستان بزرگی‌ست که ما دنبال مزار خود در آن می‌گردیم
پناه
۱۲
صبحی گره از زمانه وا خواهد شد راز شب تار برملا خواهد شد در راه، عزیزی‌ست که با آمدنش هر قطب‌نما‌، قبله‌‌نما خواهد شد
Peyman N
۱۱
دل‌ها ای کاش سرد و سنگین نشوند جان‌ها چون ابرهای چرکین نشوند کاش آدمیان که از بهشت آمده‌اند در گوشه‌ی کارخانه ماشین نشوند
پناه
۱۰
هی فاصله خواستی میان من و او
پناه
۱۰
سنگم بزنی به جای دیگر نروم آبم ندهی تشنه از ‌این در نروم والله اگر قفل قفس باز شود از بام تو گامی آن‌طرف‌تر نروم
Roya🌱
۱۰
نوزادی در کاخ به دنیا آمد نوزادی در کوخ از این دنیا رفت
min
۹
صبحی گره از زمانه وا خواهد شد راز شب تار برملا خواهد شد در راه، عزیزی‌ست که با آمدنش هر قطب‌نما‌، قبله‌‌نما خواهد شد
پناه
۹
برگرد پرنده! دل به پرواز نبند اینجا دل یک قفس برایت تنگ است
پناه
۹
تلخ است که لبریز حقایق شده است زرد است که با درد موافق شده است عاشق نشدی وگرنه می‌فهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است
SARA
۹
من کوهم و ماجرای عشقم کهن است شاگرد دبستانی من کوهکن است من سنگدلم یا تو؟ ببین ای دریا! این رود که پیوسته به تو، اشک من است
parii
۹
مردی به توان عشق منهای شما...
bluetit
۸
با بال و پرت نگو که ماندن ننگ است فریاد نزن که آسمان خوشرنگ است برگرد پرنده! دل به پرواز نبند اینجا دل یک قفس برایت تنگ است
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛
۸
من زنده که نیستم میان کفنم دل‌، ابر گرفته ای‌ست در پیرهنم این‌گونه به دستِ خالی‌ام زل نزنید من وارث درد هفت میلیارد تنم
امیری حسین
۷
اینجا فوران زندگی... آنجا مرگ مانده است در انتظار انسان‌ها مرگ «یک روز به دیدار شما می‌آیم» این نامه برای زنده‌ها امضا‌: مرگ
امیری حسین
۷