
کتاب الادختر
پدیدآورندگان:
امید مهدینژادانتشارات:
انتشارات سپیده باوران٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
تئو:)
۱۹
الا دختر برو بنشین به خونه
نیا تو دست و پا، تا من شبونه
بسازم خنجری نیشش ز پولاد
کنم دنیا رو مردونه زنونه
سپیده
۱۸
پسورد (Password) : رمز عبور. مجموعهای از اعداد یا حروف یا اعداد و حروف است که به جهت خصوصیسازی در مسائل خصوصی استعمال میشود و معمولاً ۱۲۳۴۵۶۷۸۹ است، مگر آنکه خلافش ثابت شود.
سیّد جواد
۱۴
الا دختر برو بنشین به خونه
نیا تو دست و پا، تا من شبونه
بسازم خنجری نیشش ز پولاد
کنم دنیا رو مردونه زنونه
سیّد جواد
۱۴
الا دختر مرا بیچاره کردی
میان قبطیان آواره کردی
تو که حال زلیخا را نداری
چرا پیراهنم را پاره کردی
سیّد جواد
۱۱
الا دختر که هستی دختری خوب
و ایضاً داری آرایشگری خوب
به درگاه خدا هست آرزویم
شود پیدا برایت شوهری خوب
سپیده
۹
[ در مفاخره و تبلیغ و ختم کلام ]
الا دختر که دل پیشت اسیره
وصالت آرزوی این حقیره
اگرچه خونه و ماشین ندارم
دوبیتیهایم اما بینظیره
سپیده
۹
بوق: دستگاهی در وسیله نقلیه که با به صدا در آوردن آن به دیگران اخطار داده یا با دیگران احوالپرسی کرده یا از دیگران سؤال پرسیده یا به دیگران فحش یا طیبات گفته یا به دیگران اعلام حضور کرده یا از دیگران تشکر میکنند.
سپیده
۸
۴۹
[ در پ. ن + تحریک مخاطبان ]
الا دختر تو که مشکلپسندی
تو که اهل چرا و چون و چندی
اگر دقت کنی در عمق اشعار
بعید است آخرش هرهر بخندی
سپیده
۷
نظر: نگریستن. یک مورد آن بلااشکال، اما موارد بعدی دارای اشکال است.
سپیده
۶
اد (Add) کردن: افزودن، اضافه کردن. آنگاه که فردی در یک شبکه مجازی از فرد دیگر تقاضای برقراری ارتباط مجازی میکند، اصطلاحاً گفته میشود که فرد اول فرد دوم را اد کرده است. اد کردنِ سالک، دو واکنش محتمل را از سوی امر قدسی در پی دارد: «رد» و «اکسپت» . اکسپت به معنای پذیرش حبّ سالک توسط امر قدسی و رد به معنای استغنای امر قدسی از محبت سالک است.
سپیده
۵
ناخن: صفحهای حفاظتی از جنس کراتین که بخشی از دستگاه پوششی بدن به شمار میآید و در انتهای انگشتان دست و پا واقع است. ناخن وظیفه خاراندن بخشهای دیگر دستگاه پوششی بدن را بر عهده دارد و در ادبیات عرفانی دال بر چیز خاصی نیست.
ساونج مممود
۵
[ در پروفایلپیکچر ]
الا دختر به استایلت بنازم
به فولدربندی فایلت بنازم
فتوشاپی بفرما، تا دوباره
به تصویر پروفایلت بنازم
سپیده
۴
[ در تشویشِ ذهنی زبانیِ ناشی از خطورات شیطانی ]
الا دختر که هستی در خیالم
پیامک میدهی من در شمالم
چه خواهی گفت اگر گویم به من چه
چه خواهد شد اگر بیند عیالم
ツAlirezaツ
۴
الا دختر که بابای تو پیره
توجه کن که بیمایه فطیره
زن هرکس شدی، الله الله
زن شاعر نشو، شاعر فقیره
:)
۴
الا دختر که بابایت سفیره
ز محرومان خارج دستگیره
از اینجا تا به خارج خیلی راهه
بگو تا دست ما را هم بگیره
نورا | کتابخوار .
۳
الا دختر که بابای تو پیره
توجه کن که بیمایه فطیره
زن هرکس شدی، الله الله
زن شاعر نشو، شاعر فقیره
محدثه
۳
[ در اهمیت دقت در امر انتخاب همسر ]
الا دختر که بابای تو پیره
توجه کن که بیمایه فطیره
زن هرکس شدی، الله الله
زن شاعر نشو، شاعر فقیره
محدثه
۳
[ در حب الوطن ]
الا دختر که بابایت سفیره
ز محرومان خارج دستگیره
از اینجا تا به خارج خیلی راهه
بگو تا دست ما را هم بگیره
سپیده
۲
نازیدن: به دو معناست؛ ناز کردن و استغنا نمودن که فعل امر قدسی است و فخر کردن و مباهات نمودن که فعل مشترک سالک و امر قدسی است.
zahra🌿
۲
[ در نفرین ]
الا دختر که تیپت تیپ روزه
دو چشم روشنت گیتیفروزه
ادت کردم، ردم کردی، چرا پس؟
الهی هارد لپتاپت بسوزه
zahra🌿
۲
[ در پروفایلپیکچر ]
الا دختر به استایلت بنازم
به فولدربندی فایلت بنازم
فتوشاپی بفرما، تا دوباره
به تصویر پروفایلت بنازم
Pariya
۲
[ در ذم آشکار فیک، و مدح کنایی ریموو ]
الا دختر که اسمت مستعاره
حضورت در پناه استتاره
اگر اد میکنی اد کن، ولی من
نخواهم کرد اکسپتت دوباره
sadra shamaii
۱
[ در نقد بیاعتنایی به اوضاع زمانه ]
الا دختر که بعضاً خوشگلاستی
چرا از گشت دوران غافلاستی
چو دیدستی که ونها در کمینند
چرا توی خیابونها ولاستی؟
کاربر ۹۶۲۹۷۹۰
۱
الا دختر به شکل ناگهانی
فراموشم نکن تا میتوانی
نشو با هر نسیمی رنگ و وارنگ
گل سرخ و سفید و آنچنانی
کاربر ۹۶۲۹۷۹۰
۱
الا دختر که چشمون تو زاغه
قرارت با فلونی توی باغه
بدون با این عنایاتِ موقت
کسی که خر بشه خیلی الاغه
امیرلو
۰
[ در تلمیح ]
الا دختر مرا بیچاره کردی
میان قبطیان آواره کردی
تو که حال زلیخا را نداری
چرا پیراهنم را پاره کردی
f_altaha
۰
میان اوچ و بش دورت آفریدند
درون قلب آئورت آفریدند
برای زندگی شلوار کردی
برای عشق ساپورت آفریدند
میم.نون
۰
داداش: برادر. فرد مذکری، بجز خود فرد، که فرزند پدر و مادر، یا پدر، یا مادر فرد باشد. خطابی که برادران و خواهران کهتر برادرِ مهتر را کنند و در سپهر ادبیات عرفانی بهمعنای نگاهبان و بپّای امر قدسی است.
دشتی: آواز «دشتی» از مقامهای موسیقی ایرانی است.
میم.نون
۰
داداش: برادر. فرد مذکری، بجز خود فرد، که فرزند پدر و مادر، یا پدر، یا مادر فرد باشد. خطابی که برادران و خواهران کهتر برادرِ مهتر را کنند و در سپهر ادبیات عرفانی بهمعنای نگاهبان و بپّای امر قدسی است.
میم.نون
۰
ساپورت (Support Leggings) : نوعی شلوار چسبنده است که در ایران بیشتر مورد استفاده بانوان است و در انواع و رنگهای و طرحها و اندازههای گوناگون (از بالای قوزک تا زیر کف پا) در بازار موجود است و اگر به همین ترتیب ادامه پیدا کند نوعِ تا بالای زانوی آن نیز وارد بازار خواهد شد. ساپورت در کشورهای خارجی برای گرم نگه داشتن پاها و جلوگیری از ساییدگی پوست در فعالیتهای ورزشی؛ و در سرزمینهای اهورایی برای تبرج مضاعف مورد استفاده قرار میگیرد.
