جملات زیبای کتاب راورندوم | طاقچه
تصویر جلد کتاب راورندومsubscriptionAvailable

کتاب راورندوم

نوع کتاب
۴.۳(از ۱۷ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
hurmazd
۱۴
فقط میگوهای داخل سبد صدایش را شنیدند و از او پرسیدند که ماجرا چیست؟ راور هم سیر تا پیاز داستان را برایشان تعریف کرد. توقع داشت برایش دل بسوزانند و دلداری‌اش بدهند ولی فقط گفتند: «تو رو چه‌طوری می‌پزند؟ تا حالا آب‌پز شدی؟»
hurmazd
۲
ماه مدام بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد و زمین زیر پایشان دورتر و تاریک‌تر. سرانجام به یکباره زمین تمام شد و راور دید که ستاره‌ها، زیر پایشان در فضای نه چندان تاریکی می‌درخشند. آن پایین پایین در انتهای زمین، زیر نور مهتاب، آبشاری نقره‌فام را می‌دید که به فضا سرازیر می‌شد.
آنا مهتاب‌رخ
۰
ماه بالای دریا می‌تابید و مهتاب بر آب، راهی نقره‌فام تابانده بود که انگار تا آن‌سوی دریا و جایی ناشناخته می‌رفت؛ گذری که می‌شد روی آن قدم زد و به آخر دنیا رسید.