بعضی وقتها رهبری وجود نداره که بهتون بگه چیکار کنین. نه مربیای هست، نه دوندهٔ جلویی، نه نقشهٔ راه. بعضی وقتها مجبورین تصمیم بگیرین، از یه طرف بپیچین و ببینین چه اتفاقی میافته. اگه به خودتون اعتماد داشته باشین، از هر ده بار، نُه بارش رو به همون جایی میرسین که باید برسین
aryan
منتظر بودم عادی رفتار کنن. یا دست کم، با من عادی رفتار کنن.
Book
«بهترینها خستگیناپذیرن. بزنین بریم.»
Book
وقتی میگن خطای شروع، منظورشون همینه؛ یه شروع واقعی، توی زمان نادرست.
Blue
با کسی رقابت نمیکنی؛ جز ذهن خودت
Blue
یه راهی برای ساکت کردنِ دیگران. یه راهی برای... شاید حتی برای ساکت کردنِ خودم. انگار اینجوری میتونستم مغزم رو خاموش کنم و همهچی رو، همهٔ چیزهای آزاردهنده و غیرعادیای رو که به نظرم عادی میاومدن، پشت سر بذارم.
Blue
نمیدونست چه احساسی داره که وقتی هنوز بزرگ نشدی، از درون بشکنی.
Book
«ستارههایی که فقط روی کاغذ وجود دارند، به هیچ دردی نمیخورند.»
Book
To my fellow Defenders in Iran,
I'm excited you've chosen to run this race with Ghost, Patina, Sunny, and Lu.
Always remember, the best never rest, and YOU... are the best!
Your teammate,
Jason Reynolds
برای تمام رفقای مدافعم در ایران،
خوشحالم که پابهپای روح، پاتینا، سانی و لو میدوید.
فراموش نکنید که بهترینها خستگیناپذیرند... و شما بهترین هستید!
همتیمیِ شما،
جیسون رینولدز
Eli
من به خندیدن ادامه دادم. عمو تونی یه دلقک تمامعیار بود.
Blue
تمام بدنم از تو خالی شده بود. انگار هیچ استخون و خونی نداشتم و هیچی توی بدنم نبود.
Blue