جملات زیبا از متن کتاب ها؛ داستان های مینیمال | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب ها؛ داستان های مینیمالsubscriptionAvailable

کتاب ها؛ داستان های مینیمال

۳.۷(از ۱۴ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
مصطفی خدامی
publisherانتشارات:
نشر صاد
categoryدسته‌بندی:
داستان ایرانی

قیمت:

۱۹,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

امضا بعد از جنگ، معلم به بچه‌ها می‌گفت: «کارنامه‌هایتان را فقط مادرتان امضا کند.»
فاطمه کلهر
۷
از جنگ که برگشت، مادرش آینه‌ها را برداشت.
شعبده‌باز واژگان
۴
مادرم گفت: «پدرت که خوب شد، مهمانی می‌گیریم.» امشب در خانهٔ ما مهمانی است. مرا به خانهٔ همسایه برده‌اند.
پالیزبان
۱
جایی نداشت که پالتوَش را بگذارد. فکر زمستان نمی‌گذاشت از تنش دربیاورد.
moon
۱
از جنگ که برگشت، مادرش آینه‌ها را برداشت.
moon
۱
توبه قبل از همه وارد کلیسا شدم. زن‌ها مرا نمی‌شناختند؛ ولی همهٔ مردها مرا می‌شناختند. یکشنبهٔ بعد با قیافهٔ مردانه رفتم.
amirhosein
۰
مریض که شد، طلبکاران او را به بهترین بیمارستان بردند.
moon
۰
از جنگ که برگشت، مادرش آینه‌ها را برداشت.
ᖇOᔕE ᗷᗩᖇᗪOT
۰
از زن مرحومش کینه‌ای به دل نداشت. مردم به‌خاطرِ ثروتش به او احترام می‌گذاشتند.
Zahed
۰