
بریدههایی از کتاب وسایلی که همراهشان بود
۳٫۹
(۲۹)
تخیل آدم، بزرگترین قاتلش است.
صادق هدایت
تخیل آدم، بزرگترین قاتلش است.
AbolFazL
ولی از جهاتی صبر کردن، بدتر از تو تونل رفتن بود. تخیل آدم، بزرگترین قاتلش است.
zeynab_m91
مردان شجاع لزوماً نیازی به بردن مدال بابت شجاعت ندارند و در مقابل مردانی هستند که برای هیچی مدال میبرند.
AbolFazL
تخیل آدم، بزرگترین قاتلش است.
nu.amin.mi
تخیل آدم، بزرگترین قاتلش است.
غزل
گاهی حتی شجاعانهترین کار تو دنیا این است که تمام شب را یکجا بشینی و بذاری سرما برود تو پوستواستخوانت. شجاعت همیشه آری یا نه گفتن نیست.
فروغ
میدانسته خیلی زود کشته میشود. میدانسته زود نور آن دنیا را میبیند. میدانسته همینطوری رو زمین میافتد و تو داستانهای مردم و دهکدهاش دوباره زنده میشود
فائزه قائمی
تو جنگ شما نمیتوانید نسبت به هیچچیزی قطعی نظر دهید، نسبت به واقعیت دچار شک میشوید
فائزه قائمی
مارتا زیر تمامشان نوشته بود با عشق، ولی ستوان کراس فهمیده بود این فقط لحنی است که مارتا برای امضای تمام نامههایش امضا میکند و منظورش از عشق، عشق نیست.
AbolFazL
خدایا این خلاف قاعدهست. به دور از آدمیته. آدم نمیتونه برای یه همچین داستان حسابیای برگرده بگه آخرشو نمیدونه. تو وظیفه داری آخرشو درست بگی.
AbolFazL
آرزو کرد کاش میتوانست بخشهایی از این را توضیح دهد. توضیح دهد چطوری از آن چیزی که خیال میکرده شجاعتر بوده و چطور آن طوری که دلش میخواسته و باید، شجاع نبوده.
AbolFazL
عشقش برایش از هر چیزی مهمتر بود؛ عشق فلجش کرده بود، میخواست برود تو رگهای مارتا بخوابد و بوی خونش را حس کند و همانجا زندگیاش را تمام کند.
غزل
فقط سعی داشت همهچیز را آبوتاب بدهد و آنقدر پیازداغش را زیاد کند تا شما هم با حسش تو یک طول موج قرار بگیرید.
فائزه قائمی
دیگر قوانین قدیمی پاسخگو نیست، واقعیتهایی که از قبل میدانستید دیگر واقعیت نیستند. هر چیز درستی تبدیل میشود به غلط. دستورات به آشوب تبدیل میشود، عشق میشود نفرت
فائزه قائمی
چهلوسه سالم شده و جنگ بیستوخردهای سال پیش تمام شده ولی همهچیز انگار همین الان است. و گاهی همین میبردت سر وقت داستانی، داستانی که خاطرهات را ابدی میکند.
فائزه قائمی
کلیگویی کردن دربارهی جنگ عین کلیگویی دربارهی صلح است. فقط تقریباً همه چی توش درست است. و تقریباً همهچیزش غلط.
فائزه قائمی
ولی جنگی که رفته بود جنگی نبود که بخواهد از توش داستان جنگی در بیاورد، نه این و نه اینکه بخواهد از توش شجاعت بیرون بکشد و هیچکس تو این شهر دلش نمیخواست لحظهای آن بوی بد را تجسم کند.
فائزه قائمی
و همان اندک روشنایی مانده را هم خرج نامههایی میکرد که عاشقانه نبودند.
AbolFazL
تخیل آدم، بزرگترین قاتلش است.
mh_r
من ترسو بودم که رفتن به جنگ را انتخاب کردم.
[waiting...]
و چه حیف پدرش، پدری که در دورهی جوانیاش جنگش را پشت سر گذاشته، حالا ترجیحش سکوت است.
اما با تمام این وجود هنوز حرفهای زیادی برای زدن بود.
فائزه قائمی
گفتن اینکه جنگ یعنی جهنم نصف حق مطلب را هم بیان نمیکند چون جنگ درعینحال یعنی رمز و وحشت و ماجراجویی و شجاعت
AS4438
شاید روزهایشان طولانیتر بگذرد و بارشان سنگینتر باشد ولی ستوان جیمی کراس یادش افتاد که وظیفهاش محبوب بودن نیست، بلکه درست رهبری کردن است.
Yasamin
تمدن به توحش میرسد
Yasamin
از جهاتی شبیه خود کشور آمریکا بود، یعنی بزرگ و قوی و پر از نیتهای خوب و یک تودهی چربی تو شکمش و پا کُند ولی همیشه حرکتش پیوسته بود و تو مواقع لازم حاضر و معتقد به پاکیِ سادگی و رک بودن و سختکوشی.
AbolFazL
جهاتی، نه هر جهتی، ولی از جهاتی صبر کردن، بدتر از تو تونل رفتن بود. تخیل آدم، بزرگترین قاتلش است.
Sophie
جنگ به طرز ناراحت کننده و تو ذوق زنندهای کسالتبار بود
Sophie
و گاهی همین میبردت سر وقت داستانی، داستانی که خاطرهات را ابدی میکند. اصلاً کارکرد داستان همین است. برای همین وجود دارند، برای وصل گذشته به آینده. داستان برای آن ساعتهایی از شب است که یادت نمیآید چطوری از آنجا رسیدی به اینجا. داستانها ابدیاند و برای ابدیت. برای وقتیکه حافظه پاک میشود. برای وقتیکه چیزی یادت نمیآید بهجز داستان.
Yasamin
موشکها. نه چشمنواز نیستند. میخکوب کنندهاند. چشمگیرند. شما را به آنی تحت فرمان خودشان درمیآورند. درست است که ازش متنفرید ولی چشمتان ازش خسته نمیشود.
Yasamin
حجم
۲۷۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۱۸۰ صفحه
حجم
۲۷۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۱۸۰ صفحه
قیمت:
رایگان