جملات زیبای کتاب پیش از آنکه باران ببارد | طاقچه
تصویر جلد کتاب پیش از آنکه باران بباردsubscriptionAvailable

کتاب پیش از آنکه باران ببارد

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۳۴ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
n re
۱۰
وقتی مسیرت را هموار کرده باشند، سخت است بفهمی واقعاً در کاری خوب هستی یا نیستی.
نسیم رحیمی
۱۰
«قطره‌های باران در سنگ نفوذ می‌کنند، نه از شدت بارش؛ بلکه به سبب بارش مداوم.»
n re
۸
«این نردبون بلنده. سقوطش هم حسابیه.»
نسیم رحیمی
۶
چطور بدی‌های زندگی می‌توانند رشد کنند و دوام بیاوردند درحالی‌که خوشی‌ها بی‌هیچ امیدی از بین می‌روند.
نسیم رحیمی
۵
«همیشه همه‌چیز اون‌جوری نیست که به‌نظر می‌آد
نسیم رحیمی
۵
«بعضی‌وقت‌ها بهترین کار اینه که یک زن رازهاش رو برای خودش نگه داره.»
n re
۴
تضاد تلخی بود که گیاهان هرز می‌توانستند در این خشکسالی این‌طور راحت دوام بیاورند، درحالی‌که هر گیاه دیگری برای بقا می‌جنگید. شبیه استعاره‌ای بود از زندگی
نسیم رحیمی
۴
عشق در محدودهٔ زمان نمی‌گنجد. عشق می‌توانست در یک هفته اتفاق بیفتد یا در هفتاد سال. این قلب آدمی بود که تعیین می‌کرد
n re
۳
الان فقط از اینکه اینجا کنار تو نشسته‌م خوشحالم و سعی می‌کنم از این گرما ذوب نشم.
نسیم رحیمی
۳
داستان خونه‌خراب‌کن یک نفر، داستان آینده‌ساز یک نفر دیگه‌ست
n re
۲
احساس می‌کرد کوچک و تنهاست و دارد درون گودالی که او را می‌بلعد غرق می‌شود.
n re
۲
زندگی‌اش ازاین‌به‌بعد دست خودش نبود و مجبور بود به هرجایی که او را می‌برند برود.
نسیم رحیمی
۲
وقتی مسیرت را هموار کرده باشند، سخت است بفهمی واقعاً در کاری خوب هستی یا نیستی.
نسیم رحیمی
۲
داشتن کسی که تو را این‌قدر خوب بشناسد حس خوبی بود.
نسیم رحیمی
۲
بعضی کارها رو آدم به‌خاطر درست بودنشون انجام می‌ده نه به این خاطر که راحتن.
نسیم رحیمی
۲
یک مرد هیچ‌وقت نمی‌فهمید لگد زدن بچه به شکم چه حسی دارد. یک مرد هیچ‌وقت شوق خارج شدن رگه‌های شیر از سینه برای تغذیهٔ موجودی دیگر را حس نمی‌کرد. هیچ‌چیز جای ارتباط مادرفرزندی را نمی‌گرفت.
نسیم رحیمی
۲
فداکاری کردن راهی برای پذیرش توبه است. فضیلت قرار دادن نیازهای دیگران پیش از نیازهای خودت
نسیم رحیمی
۲
تجربهٔ این موارد بهم می‌گه با دو جور آدم سروکار دارین، عده‌ای که می‌خوان معجزه رو باور کنن و عده‌ای که می‌خوان ازش سود ببرن.»
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۲
بعضی کارها رو آدم به‌خاطر درست بودنشون انجام می‌ده نه به این خاطر که راحتن. فداکاری مقدسه
n re
۱
هیچ‌چیزی تا این لحظه، نه راننده، نه شبی که در مسافرخانه گذشت، نه گرفتن اثر انگشت این‌طور طنین آخر خط بودن را منعکس نکرده بود. او پشت این درهای وحشتناکِ سنگین زندانی شده بود.
n re
۱
شصت‌درصد جمعیت اینجا رو زن‌های سیاه‌پوست تشکیل می‌دن که توی مزرعه کار می‌کنن. زن‌های سفیدپوست اگه رفتار خوبی داشته باشن امور داخلی رو انجام می‌دن، مثل خشک‌شویی، خیاطی و...
Ashakiba
۱
حالا دو نفر بودند که در سادگی به زیبایی رسیده بودند. دو نفر که در جایی که در بیشتر نقشه‌ها حتی اسمی از آن نبود دگرگون شده بودند.
نسیم رحیمی
۱
فهمیدن اینکه تمام آنچه همیشه می‌دانستی و به آن امید داشتی دیگر از دست رفته است به جای خود، اینکه تمام این چیزها را در عینیت تیره‌وتارش ببینی کُشنده بود.
نسیم رحیمی
۱
«این نردبون بلنده. سقوطش هم حسابیه.»
نسیم رحیمی
۱
«خب، این قانون اول روزنامه‌نگار بودنه، هیچ قانونی وجود نداره.» «انگار حرفه‌م رو اشتباه انتخاب کردم. دکتر بودن چیزی جز رعایت قوانین نیست.»
hamtaf
۱
برخلاف آنچه سیاست‌مداران می‌خواستند مردم باور کنند، اما خاطرات خوب هم وجود داشت؛ آدم‌های خوب
hamtaf
۱
روزنامه‌نگاران و سیاست‌مداران درست مثل هم بودند. بیشترشان برای دلایل بشردوستانه وارد عرصه می‌شدند؛ که صدای بی‌صدایان باشند اما برق قدرت، پول و غرور، تمام عیوب اصلی، وسوسه‌برانگیز بودند. آنها که به‌واقع خوش‌قلب بودند از میدان به در می‌شدند. آنها که بازی را یاد می‌گرفتند باقی می‌ماندند.
hamtaf
۱
اگه خودت نباشی هدیه‌ها فایده ندارن.
Nadine Tomlinson
۱
اگر جرئت فکر کردن به آن روزها را داشت، آنها را «روزهای پیش از این» می‌نامید.
LeNa
۱
محکومیت من زندگی بدون داشتن توست