جملات زیبای کتاب خدمتکارم جیوز | طاقچه
تصویر جلد کتاب خدمتکارم جیوزsubscriptionAvailable

کتاب خدمتکارم جیوز

نوع کتاب
۴.۹ امتیاز(از ۸ رأی)
انتشارات: 
نشر هیرمند

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
lilmary
۳
«احتمال داره گذر زمان راه‌حلی جلوی پامون بذاره، قربان.» «خب به همون اندازه هم احتمال داره نذاره، هان؟»
lilmary
۱
گاسی از وقتی پا به عالم بلوغ گذاشته بود، مدام دیوانهٔ این و آن می‌شد. همچین آدمی است این گاسی ما. اما از آنجاکه هیچ‌کس دیوانهٔ گاسی نمی‌شد، قضیه هرگز به جای خاصی نمی‌رسید.
lilmary
۰
او مردی بود که تمامی اعمالش با نیت خیر انجام می‌گرفت و از این انسان‌ها هر دقیقه یکی به دنیا می‌آید.
lilmary
۰
اگر بنشینی و بهش فکر کنی، به این نتیجه می‌رسی که این زندگی عجب چیز عجیبی است. به هیچ چیز دیگر شباهت ندارد؛ ملتفت منظورم که هستید؟ دارید مسیر را در کمال آرامش برای خودتان طی می‌کنید، غافل از اینکه روزگار پشت دیوار کمین نشسته و منتظر است خفتتان را بچسبد.
lilmary
۰
نگاه جورج با نگاهم گره خورد. گفت: «برو بمیر دیگه!» و من رفتم که بمیرم.
lilmary
۰
بینگو با لحنی ملامت‌گر گفت: «برتی... من یه بار جونتو نجات دادم.» «کی؟!» «ندادم؟ خب پس احتمالاً جون یه نفر دیگه بوده.
univan
۰
از قرار معلوم دانهٔ لوبیای داخل جمجمه‌ام بیشتر برای قشنگی طراحی شده تا استفاده؛ باور بفرمایید عین حقیقت را می‌گویم.